به روز شده در: ۳۰ مهر ۱۳۹۷ - ۲۳:۲۸
کد خبر: ۳۱۳۹۱
|
تاریخ انتشار: ۰۹ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۰۷:۱۸
واکاوی رفتار ملی تاج گردون در مجلس دهم و حوزه انتخابیه‌اش:
مصطفی خادمی
خبردنا - مصطفی خادمی: دولت نسبتاً مطلوب تاج گردون در دوره نهم مجلس توسط مردم برگزیده شد و تاج گردون  و یاران اقلیتش که در دوره نهم توانسته بودند نقش خود را در مجلس اصولگرا را نسبتاً خوب ایفاء کنند به یکباره  نقش اکثریت پیدا کردند و او و یاران همفکرش در رای اعتماد مجلس اصولگرا به کابینه پیشنهادی نقش برجسته‌ای داشتند.

به گزارش خبردنا، این یادداشت به واکاوی رفتار ملی و محلی او پس از دولت روحانی و بخصوص مجلس دهم  می‌پردازد و اینکه چرا او بیش از آنچه که تصور می‌رفت رفتارهای خاص از خود نشان داده و چرا برخی از جریانات فکری و بخصوص اشخاص خاص در جریان اصلاح طلبی و اعتدال نسبت به او حساسیت بیش از حد نشان می‌دهند.

در این یادداشت سعی شده برخی از موضوعات را از خود او سوال کرده تا نقل قول غیرمستقیم صورت نگرفته و در عین حالیکه انتقادهای ملی و محلی او در این یادداشت طرح می‌شود مواضع او هم گفته شود.

حضور تاج گردون در مجلس دهم:

او در مجلس نهم چه در سطح ملی و چه در سطح محلی کارنامه نسبتاً درخشانی داشت. حضوردر مهم‌ترین کمیسیون مجلس انهم به عنوان رییس کمیسیون و با حضور برخی از

بزرگان اقتصاد کشور  همچون مصباحی مقدم، احمد توکلی، نادران، عبدالهی، قادری، احمدی، قوامی و دیگر نمایندگان برجسته سیاسی اجرایی کشور نشان داد علیرغم نشان داربودن تاج گردون به عنوان یک اصلاح طلب که همیشه حداقل این نشان را اعلام می‌کرد مجلس اصولگرا  او را به عنوان یک شخص متخصص و در عین حال دارای سلامت فکری، اخلاقی و اقتصادی پذیرفته که بعضاً این پذیرش مورد انتقاد دوستان اصلاح طلب او قرار گرفته و کمتر کسی از اصلاح طلبان این پذیرش را مثبت تلقی کرده و همگان سعی کردند این موفقیت تاج گردون را ناشی از چند چهره‌گی او دانسته  که خود او این موضوع را قبول نداشته و همواره اعلام نموده موضع صریح من در برجام، نزدیکی به سید محمد خاتمی، انتخابات دولت روحانی و از همه مهمتر پایداری در مواضع اعتدالی در استان و شهرستان برای بازگشت پیروزمندانه به صحنه و حذف تندروها در استان و شهرستان که مانع از توسعه استان می‌شدند بیانگر یک نگاه مشخص است و در بیش از دو دهه خدمت در نظام اجرایی کشور همین رویه را داشته‌ام.

عملکرد وی در امور اجرایی در حوزه انتخابیه و بازسازی نیروهای نزدیک به طیف فکری خودش در استان و شهرستان موجب گردید مردم بدون نگاه سیاسی و قومی او را مجدداً برگزیده و او رادر رده اول بالاترین درصد رای در کشورقرار دهند. آراء بیش از ۷۳ درصدی تاج گردون موجب گردید هم مغرور شود و هم اینکه از این درصد بالا برای رسیدن به اهداف خود استفاده کند.

مجلس دهم با ترکیب بالای یاران امید آغاز شد. امیدی که می‌شود گفت تاج گردون در طول دوران تبلیغات انتخاباتش از این واژه استفاده نکرد و شاید اطلاع نداشت که چنین گروهی در سطح کشور تشکیل شده است. ولی هر چه بود اکثریت ورودی به مجلس دهم لیست امید بودند. لیستی که طبیعتاً سر لیست آن دکتر عارف دوست و رئیس قبلی تاج گردون قرار داشت و کار سخت او به دلیل دوستی او با لاریجانی شروع شد. اگر چه تلاش بسیار زیادی برای نزدیکی لاریجانی  و عارف کرد ولی در نهایت او بی پروا پشت سر عارف ایستاد تا همین دلیل موجب گردد لاریجانی از او ناراحت شده و تا حدودی نسبت به او زهر چشمی نشان دهد و زهر چشم خود را با لابی برای حاج بابایی اصولگرا برای رسیدن به ریاست کمیسیون تلفیق برنامه ششم با همکاری دوستان امیدی که مخالف تاج گردون بودند نشان داد. زهر چشمی که شاید بیشترین ضرر را خود لاریجانی کرد و بدترین برنامه را در زمان زعامت خود به تصویب مجلس رساند.

در شرایطی که همگان انتظار داشتند تاج گردون حداقل کاندیدای فراکسیون امید برای نایب رئیسی مجلس باشد مطهری و پزشکیان که اولی برند آزادگی خود را می‌برد و دومی لابی ترکها را داشت به عنوان نایب رییس انتخاب شدند.

آشکار بود اصلاح طلبان شاخص مجلس بر خلاف میل عارف تمایلی به تاج گردون نداشتند و یا خود را ذیحق تر می‌دانستند و لذا تمام قد مخالف وی بودند و حتی در مقابل او کاندیدا شدند.

آقایانی همچون تابش، کواکبیان، حضرتی، محمود صادقی که همگی در جلسات فراکسیونی رای کمتری از تاج گردون داشتند و این موضوع موجب تقابل بیشتر با او و یا حسادت بیشتر نسبت به وی شد. رای هیات رئیسه موقت فراکسیون امید که بعد از عارف، تاج گردون بالاترین رای را آورد همین نکته را نشان می‌داد و تیز هوشی تاج گردون و فرار از کاندیدا شدن برای هیات رئیسه دائمی امید نشان از یک فرار عاقلانه برای خود او بود.

رای بالای امید در هیات رئیسه امید و یا حتی انتخاب کاندیدای نایب رئیسی در فراکسیون یادآور برابری رای او و باهنر در فراکسیون ولایت دوره نهم بود. نکته‌ای که برخی آن رای را مثبت دانسته و برخی منفی ولی همواره تاج گردون آن رای را جزء بهترین افتخارات خود به عنوان سیاست ورزی خود و یارانش می‌داند.

مجموعه این اتفاقات موجب گردید تاج گردون به تداوم حضور خود به عنوان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه اکتفاء کرده و سعی کند تخصص خود در این زمینه را به رخ دیگران بکشد. کمیسیونی که در دو سال اول بدون رقیب رییس آن شد و در هر دوسال نیز رییس کمیسیون تلفیق بودجه شد و به نظر می‌رسید هم دولت و هم مجلس راضی به این انتخاب و عملکرد بودند و هستند.

اما تاج گردون با این روش سعی کرد جایگاه خود را در نهادهای حکومتی تقویت کرده و از سوی دیگر نفر اول استان شود.

کسی که بیشترین تاثیر در انتخاب استاندار را داشته و طبیعتاً بیشترین تاثیر را بر استانداران و مدیریت استان دارد.

غرور و جایگاه او موجب گردید در استان و مرکز در عین گسترش محبوبیت و کاراییش بیشترین دشمنان را برای خود شکل دهد.

فاصله گرفتن از فراکسیون امید:

آنچه که مشخص است تاج گردون با فراکسیون امید تا حدودی فاصله معنی دار پیدا کرده که این فاصله برای خود او معنای دیگری داشته و برای امیدیها و سیاسیون معنای دیگر.

زورآزمایی تاج گردون با فراکسیون های سیاسی از طریق فراکسیون زاگرس نشینان تا حدود قابل توجهی مورد انتقاد افراد در راس فراکسیون امید قرار گرفت. چیزی که می‌توانست بیش از این مورد انتقاد دو فراکسیون دیگر اصولگرا قرار گیرد و حداقل تاج گردون متهم شود از ابزار زاگرس برای اصلاح طلبان استفاده می‌کند که خودش اعتقاد دارد این جنبه زاگرس بیشتر است تا ضدیت با امید.

اما آنچه که تاج گردون در محافل نسبت به انتقادش نسبت به امید دارد این است که لیست امید از آن جا که غالبش نمایندگان تهران هستند واقعیات جامعه و ایران را نمی‌دانند و به دلیل رفتار بیش از حد سیاسیشان از مردم و مطالبات مردم فاصله می‌گیرند و شاید هم تاج گردون این را بهانه می‌کند تا خود را از امید دور کند و در تله سیاسیون قرار نگیرد.

اوج تعارض رفتار تاج گردون با امید را می‌توان در تلاش برای عدم رای اعتماد مجلس به  بیطرف و تلاش برای دادن رای اعتماد مجلس به آذری جهرمی دید. کمتر کسی فکر می‌کرد بیطرفی که اولین جلسه حمایت از او را تاج گردون در فراکسیون زاگرس تشکیل داد با تلاش تاج گردون رای نیاورد و اذری جهرمی را که رسماً امید خواستار عدم رای اعتماد به او بود رای اعتماد کسب کند.

این دو رای نشان داد امید آنچه که تصور می‌کرد نیست و هیمنه امید با این رای فرو ریخت. رسانه‌ها و فضای مجازی و افراد شاخص هر کدام تاجگردون را مورد انتقاد قرار داده و رئیس باران، حلقه آرژانتین و جلسه آرژانتین یعنی دفتر تاج گردون را عامل این اتفاق دانستند. دفتری که در بسیاری از امور محل مبارزه با استیضاحهای سیاسی در مجلس قبل و رای اعتماد  به وزراء دراین مجلس بود.

تاج گردون وارد یک بازی بسیار سخت شده بود. شاخص‌ترین چهره اصلاح طلب معرفی شده به مجلس بیطرف بود که گویا تمام بزرگان اصلاح طلب برای رای اعتماد او ورود کرده ولی او رای نیاورد و گویا لاریجانی هم تلاش مضاعفی برای این کار کرد و نتیجه نداد. تاج گردون هیچگاه به این انتقاد جدی پاسخ نداد و خود را در مقابل قلم تیز روزنامه نگاران اصلاح طلب و سیاسیون و دوستان قدیمی خود و حتی شخص سید محمد خاتمی که تاج گردون همیشه با احترام با او رفتار کرده و هیچگاه دوست داشتن او را کتمان نکرده قرار داد.

نگارنده این یادداشت از تاج گردون خواست اکنون که موضوع  گذشته و موضوعات جدید پیش آمده به این سوال پاسخ دهد که چه شد بی طرف رای نیاورد. عیناً پاسخ او می تید:

مهندس بیطرف دوست قدیمی من بود و همیشه قابل احترام بود و اولین جلسه حمایت از او را در فراکسیون زاگرس نشینان برای او تشکیل داده و کار برای رای بالای او را آغاز کردم. بعد از جلسه متوجه شدم  نمایندگان برخی از مناطق نسبت به او حساسیت دارند و بیم آن را دارند که نتوانند با او دوران خوبی داشته باشند. چون رفتار نمایندگان منتقد را می‌شناختم حسب رویه چند ساله با وزراء پیشنهادی که در معرض سوال و خطر رای نیاوردن بودن جلسه می‌گذاشتیم تا موضوعات دلسوزانه منتقل شود و راهکاری پیدا شود. این جلسه با بیطرف نیز مشابه برخی دیگر از وزراء پیشنهادی  و با حضور دو سه نفر از همکاران مجلسی برگزار و مسائل مستقیماً به ایشان منتقل گردید. اصلاً باور نمی‌کردم این بیطرف همان بی طرف باشد.

حدسم بر این بود برخی از دوستان درون و بیرون از مجلس که هیچ شناختی نسبت به رفتار مجلس نداشتند او را به غلط  راهنمایی کردند. جلسه خیلی بدی بود. مغرورانه پاسخ داد و اصلاً قبول نداشت که این موضوعات جدی است و این جلسه را در سطح وسیعتر و با حضور تعداد بیشتری و یکی دو بار تنهایی تشکیل دادیم و هر چه جلوتر رفتیم فاصله بیشتر شد. مطالب کاملاً فنی و تخصصی بود و اجازه ندادم کوچکترین مطالبه خاص مطرح شود. منتقدین را تمکین کردم به یک متن مشخص نسبتاً فنی و تقدیم اقای بیطرف کردم و از او خواهش کردم به این موضوعات پاسخ صریح داده و یا حداقل در نطقت که به نظرم ضعیف‌ترین نطق تاریخ مجلس بود اشاره کن تا بتوانیم رای منتقدین را کسب کنیم. اصلاً بحث سیاسی نبود.

حاج بابایی و نمایندکان اصولگرای مجلس در حوزه مرکزی کشور تمام تلاش خود را کردند که او رای بیاورد اما به نظر من غرور او و تحلیل غلط دوستان اصلاح طلبمان مانع از حضور او در کابینه شد و اگر آنچه که بین من و ایشان در  خصوص نگاه به مردمان برخی از مناطق گذشت را بگویم شاید حتی یک اصلاح طلب پیدا نشود که از او حمایت آشکار کند. اما آنچه که کتباً از او خواستیم حتماً در نطقت و یا کتباً اشاره کن چه بود تقدیمتان می‌کنم صلاح دیدید منتشر کنید. موضوع روشن است.

رعایت سهم زیست محیطی همه رودخانه‌های کشور (از اذربایجان بگیر تا خوزستان و فارس و اصفهان و سیستان) برابر قرار دادن سرانه آب صنعت برای نقاط بالادست مشابه نقاط پایین دست، اجراء طرح‌های مصوب دولت در بالادست و سپس انتقال آب مازاد به پایین دست برای شرب، اولویت تامین آب شرب برای مردمان کنار آب نسبت به مناطق دور دست.

همه آنچه که گفتیم همین بود. آیا نماینده مردم مناطق مختلف نباید قانع شوند که وزیری که می‌خواهند برکزینند نسبت به این سوالات چه پاسخی دارد؟ ایا همه چیز  باید سیاسی دیده شود؟ آیا اگر امید بنا به رفتار سیاسی‌اش تصمیم دیگری گرفت حق داریم حق مردم و قسمی که خورده‌ایم را کنار بکذاریم؟”

به هر حال تاج گردون برای رفتار خود پاسخ داشت ولی آیا مورد پذیرش سیاسیون امید و اصلاح طلبان قرار گیرد جای سوال است ولی او همواره اعتقاد دارد مجلس تصمیم درستی گرفت و شاید این تصمیم موجب شد که امیدیها اینکونه ارزیابی کنند که نمی‌شود روی تاج گردون در همه جا حساب مشخص باز کرد و او کار خودش را می‌کند و رفتار حزبی ندارد. چیزی که تاج گردون در همه نطقها و صحبتهایش همیشه اشاره دارد من فقط به قسم خودم  متعهدم و وامدار مردم هستم و اصلاح طلبان هم اگر  بخواهند موفق بشوند باید رویه مردم گرایشان بیشتر شود.

داستان فاصله گرفتن از امید را مجدد برمی گردیم و سری به استان و شهرستانش می‌زنیم.

تلاش برای مدیریت قویتر و تاثیرگذار در شهرستان و استان:

در استان هم بعضاً سران اصلاح طلب نسبت به او اعتراض داشتند. البته نوع اعتراض متفاوت بود. در استان هم یکه تازی و غرور بیش از حدش او را مورد هجمه قرار می‌داد. اما او هم تلاش می‌کرد با کار بیشتر برای استان و شهرستانش با بی محلی فقط نگاه مردم را داشته باشد.

حمایت بی چون و چرایش از استاندار قبل یعنی خادمی، که عملکرد او در انتخابات ریاست جمهوری  نشان داد تاج گردون اشتباه نکرده بود همواره زمینه انتقاد برای او را فراهم می‌کرد. البته باید بپذیریم استاندار و مجموعه مدیریتش و دولت هم کاملاً تحت تاثیر رفتار تاج گردون بودند و همین موجب گردید بعضاً رفتار مغرورانه و تا حدودی دیکتاتور مابانه تاج گردون را در رفتارهای استانی و شهرستانی ببینیم. این رفتار کم کم در استان تبدیل به یک چالش جدی شد و تاج گردون خواسته یا ناخواسته وارد این جریان شد. دعوای یاسوج و پیرامون، گرمسیر و سردسیر و از این نوع موضوعات مجدد شکل گرفت.

معادله تغییر نام استان:

اوج این رفتار در معادله ” تغییر نام استان ” که به نظر می‌رسید شروع کننده تاج گردون نبود مشاهده شد.

تاج گردون فرصت طلب بی نظیری است.

او می‌دانست مردم حوزه انتخابیه‌اش از این موضوع استقبال می‌کنند ولی می‌دانست این ره به کعبه نمی‌رسد و تنها اکتفاء به شلوغتر کردن سوژه و نوشتن یکی دو مقاله و تهییج مردم حوزه انتخابیه‌اش کرد و با ساختن یک دشمن فرضی، یارانش را مجدد گرد هم جمع کرد. به نظر می‌رسد موضوع فعلاً منتفی است ولی رفتار جامعه نشان داد تیغ تغییر نام استان همواره در دستان تاج گردون است تا هر موقع خواست مجدد او را بربکشد. رفتار او در چند سال گذشته نشان داد منافع مردم و حوزه انتخابیه‌اش را با هیچ چیز معامله نمی‌کند.

برخی از سرشناسان مرکز استان و حتی گروهی که خود را جزء افراد روشنفکر و اصلاح طلب استان قلمداد می‌کردند با بروز این موضوع نه تنها مخالفت خود را با طرح موضوع اعلام کردند بلکه ذات مخالفت ریشه‌ای خود ر با تاج گردون نشان و بروز دادند، چیزی که تاج گردون می‌خواست ” یعنی ساختن دشمن فرضی ”  و مبارزه با آن و همراهی دوستانش.

نزدیک شدن انتخابات شورای شهر و ریاست جمهوری و تصمیمات تاج گردون:

به نظر می‌رسید رفتار نسبتاً محافظه کارانه تاج گردون مانع از ورود جدی او در هر دو انتخابات شود و سعی کند رفتار بی طرفانه داشته باشد. در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان هیات مرکزی انتخابات ریاست جمهوری برگزیده شد تا عملاً منع ورود به انتخابات داشته باشد و در انتخابات شورای شهر و روستا هم به عنوان رئیس هیات مرکزی انتخابات استان منصوب گردید تا کمتر به موضوعات چالشی حمایتی بپردازد و همان رفتار بینابین خود را ادامه دهد.

اما اتفاقات انطور که پیش بینی می‌کرد صورت نگرفت. جمنا در سراسر کشور تمامی اصولگرایان را گرد خود جمع کرد و این موضوع شامل حوزه انتخابیه او هم شد. تمامی رقبای چند دوره قبل در حوزه انتخابیه‌اش ورود جدی به انتخابات کرده تا نه صرفاً برای حمایت از کاندیدای مطلوب اصولگرایان بلکه برای شکستن هیمنه و رای ۷۳ درصدی تاج گردون کار جدی کنند. چیزی که تاج گردون را به وحشت انداخت تا با استعفاء از هیات مرکزی انتخابات ریاست جمهوری ورود جدی به انتخابات کرده و دست از روحیه محافظه کارانه خود بردارد. می‌توان گفت او برای برد روحانی ورود نکرد بلکه یکبار دیکر برای شکست رقبای سیاسی خود ورود کرد و تندترین سخنرانیها را در شهرستانهای استان انجام داد. چیزی که موجب تعجب همگان، بخصوص دوستان اصلاح طلبش که همواره او را مورد انتقاد قرار می‌دادند شد. او از جمله تند ” با روحانی به جهنم می‌رویم ولی با رئیسی به بهشت نمی‌رویم ” استفاده کرد تا مرز جدی خود را با جریان روبه رویش نشان دهد. ورود او را می‌شود گفت موفقیت آمیز بود و سرجمع رای روحانی بالاترین رای در استان شد نسبت به دیگر نقاط استان و اگر چه در شهرستان باشت رای روحانی کمتر شد تا زنگ خطر جدی برای او باشد.

تاج گردون یکبار دیگر بین اصلاح طلبان خود را بازسازی کرد تا پایه رای خود را ثابت نگهدارد و این چیزی بود که او می‌خواست و شاید برایش از پیروزی روحانی مهمتر بود.

اما در انتخابات قبیله‌ای شورای شهر اوضاع جور دیگر ورق می‌خورد.

در چهارسال پیش شورای شهر، مدیریت تاج گردون بر شورای شهر و شهردار کاملاً مشهود بود و این چیزی بود که تاج گردون را بیش از پیش نگران می‌کرد که این مدیریت به هم ریزد. مدیریت شورای شهر در دوگنبدان با سلایق و قومیت مختلف همراه با وجود شهردار خودرای و بداخلاقی که به نظر می‌رسید اعضاء شورا با او چالش جدی دارند و مردم نسبتاً راضی نبودند کار ساده‌ای نبود ولی پمپاژ اعتبارات عمرانی به شهرداری توسط تاج گردون و اینکه شهردار می‌دانست بدون حمایت تاج گردون کاره‌ای نیست و نمی‌تواند کار خاصی انجام دهد موجب گردید مدیریت تاج گردون بر هر دو شهر حوزه انتخابیه‌اش بخصوص شهر دوگنبدان کاملاً مشهود باشد.

تداوم این مجموعه بهترین حالت برای تاج گردون بود،  چیزی که تداوم آن تقریباً غیر ممکن بود، چرا که مردم نارضایتی خود از رفتار شهردار با مردم  را در رای خود به اعضاء شورای شهر نشان می‌دادند و حساب کار عمرانی را که همه را مدیون تاج گردون می‌دانستند با بداخلاقی اجرایی جدا کرده و رای خود را به صندوق انداختند و کاندیداها هم عمده شعارهای خود را حول همین محور متمرکز کردند و در این راه موفق شدند.  با انتخاب شورای شهر جدید عملاً شهردار دوگنبدان که تمایل جدی به ماندن داشت بار خداحافظی را بست تا یکی از بازوهای اجرائی تاج گردون که ۴ سال از او حمایت همه جانبه داشت عرصه اجراء و مدیریتی را ترک کند و ذهن او مجدد مشغول شد تا نسخه دیگری برای چند سال پیش رویش ببندد. اما در باشت موضوع جور دیگر پیش رفت و شورای شهر چهره سیاسی و قومی بیشتری به خود گرفت و در کنار رای ریاست جمهوری تا حدودی تاج گردون را تحت تاثیر قرار داد و او را نگران کرد. اما همه منتظر ماندند تا ببینند تاج گردون در ادامه راه چه سیاستی را اتخاذ می‌کند. مجدد تحلیل خود در این زمینه را ادامه خواهیم داد و سری به رفتارسیاسی و  ملی تاج گردون در مرکز می‌زنیم.

تشکیل کابینه و رفتار سیاسی تاج گردون:

موضوع نقش تاج گردون در رای نیاوردن بیطرف بیان شد ولی آنچه که بیشتر از آن جلب توجه می‌کرد تلاش تاج گردون برای دادن رای اعتماد به آذری جهرمی وزیر پیشنهادی جوان و همچنین برخی از وزرایی که عملاً تاج گردون در دوره قبل نسبت به عملکرد آنان نگران بود مثل علی ربیعی.

فراکسیون امید و بخصوص عارف رسماً مخالفت خود را با وزارت آذری جهرمی اعلام کرده بود. خودرایی تاج گردون در حمایت از او و اعلام مکرر این نظر نشان از یک فاصله جدی با فراکسیون مطلوب خود داشت. تحلیل این رفتار در کوتاه مدت قابل تحلیل نیست و باید منتظر ماند تا ببینیم او با چه معامله‌ای به این تحلیل رسیده است. برخی این رفتار را ناشی از یک معامله جدی و بلند مدت با نهادهای امنیتی و حکومتی می‌دانند، برخی این رفتار را ناشی از به رخ کشیدن قدرت خود و دوستانش در مجلس به فراکسیون امید و اصلاح طلبان بیرون از مجلس می‌دانند و برخی ناشی از نگاه مدیریتی او نسبت به پیرامون خود می‌دانند که تاج گردون نوع سوم را دلیل اصلی رفتار خود می‌داند و اعتقاد دارد تا فرصت داریم باید مدیریت کشور پوسته بیندازد یعنی چیزی که احمدی نژاد گفت و خراب کرد.

از سوی دیگر تاج گردون نیم نگاهی به رفتن به کابینه را نیز داشت و شاید اگر کسی قرار بود از مجلس به دولت برود بهترین شخص تاج گردون بود. خوابی که تعبیر نشد و او در مجلس ماند. اتفاقی که به نظر می‌رسید بیشتر مطلوب دولت بود و مجلس هم به دلیل تخصص تاج گردون منتفع می‌شد.

رفتار تاج گردون نشان می‌داد در عین حالیکه موضع علاقمندی به ماندن در مجلس را اعلام می‌کرد ولی بدش نمی أمد حداقل به او تعارفی می‌کردند که شواهد نشان می‌داد هیچگاه این تعارف به او زده نشد و شاید دلیل اصلی این رفتار عدم اعتماد جدی رئیس جمهور و اطرافیانش و یا حتی اصلاح طلبان بیرون از مجلس به تاج گردون بود و او هیچگاه تلاش نکرد این اعتماد مجددرا بازسازی کند و برخی از دوستان نزدیک به تاج گردون اعتقاد دارند او تلاش دارد پز مستقل بودن در رفتارهای کلان را گرفته و خود را تمام و کمال در اختیار هیچ کروهی قرار ندهد.

او این بی توجهی دولت را به روی خود نیاورد و تلاش خود را برای رای اعتماد وزرای پیشنهادی به‌جز بیطرف را مضاعف کرد و موفق هم بود.

آنچه که برای تاج گردون مهمتر بود ماندن و امدن دوستانش در برخی از دستگاههای مهم اقتصادی بود. ماندن نوبخت، آمدن کرباسیان بجای طیب نیا، شریعت در وزارت صنایع، تداوم وزارت زنگنه، قاضی زاده در وزارت بهداشت و ماندن و تقویت نیروهای خود در بدنه مدیریتی کشور در لایه‌های پایین‌تر مثل معاونت‌های سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها، بانک‌ها و حتی استانداران که نمی‌توان نقش او در توجیه دیگر دوستان دولت و مجلس بی تاثیر دانست چیزی بود که مطلوب تاج گردون بود.

آوردن دوست قدیمی و نایب رئیس خود در کمیسیون به عنوان استاندار استانش و انتقال استاندار قبلی مطلوب خود به استان دیگر را می‌توان جزء شاهکارهای دیگر او در دوره جدید تلقی کرد. اتفاقی که معمولاً برای دیگر نمایندگان صورت نگرفت.

شواهد نشان می‌دهد حلقه تاج گردون در بدنه دولت بخصوص در بخشهای اقتصادی کم نیست و بر خلاف آنچه که می گویند او به دنبال تقویت لرها و زاگرسی هاست دوستان اصلیش خارج از لرها و زاگرسی هاست.

به هر حال تشکیل کابینه جدید دولت اگر چه عمدتاً تکراری بوده و هست ولی همه می‌دانند باید منتظر تحولات جدی در عرصه‌های مدیریتی و اجرایی بود و نباید فراموش کرد که امثال تاج گردون هم همیشه مترصد یک فرصت جدید هستند.

رفتار تاج گردون و نهادهای حاکمیتی:

حضور تاج گردون در دو دور گذشته مجلس و ریاستش بر کمیسیون مهم برنامه و بودجه نشان می‌دهد او دارای رابطه نسبتاً مناسبی با دستگاههای حاکمیتی، دینی و امنیت است.. برخی از منتقدین وی این رفتار را ناشی از روحیه فرصت طلبی او می‌دانند و می گویند او با استفاده از ابزار بودجه خود را به این نهادها نزدیک کرده و دوستان منتقد اصلاح طلبش همواره از این موضوع گله دارند. اوج این انتقاد و گله دفاع سرسختانه تاج گردون از بخش دفاع در مقابل دوستان اصلاح طلبش در کلیات بودجه سال ۹۷ بود. او خیلی صریح از سهم بودجه دفاعی دفاع کرد و با نام بردن برخی از دوستان اصلاح طلبش در صحن علنی مجلس اینگونه به اصولگرایان مجلس فهماند که مخالفت اصلاح طلبان با کلیات بودجه به دلیل  سهم بالای بودجه بخش  دفاع است و در دادن این علامت هم موفق بود.

اما این اول ماجرا نیست و در حوزه انتخابیه‌اش هم اصولگرایان و اصلاح طلبان هر یک نگاه خاصی به رفتار او دارند. تندروهای اصولگرا این رفتار تاج گردون انان را آزار می‌دهد چون نمی‌توانند با فشار برای رد صلاحیت او تلاش کنند و دوستان اصلاح طلبش هم می گویند او اصولگراست.

تحلیل این رفتار ساده نیست ولی آنچه که مشخص است رفتار بودجه‌ای تاج گردون در ده بیست سال گذشته همواره این چنین بود و شاید رمز ماندگاری او در صحنه بودجه ریزی همین رفتار یعنی نگاه حاکمیتی به بودجه است تا رفتار سیاسی.

این رفتار به نظر می‌رسد مورد پذیرش دولت بوده و مجلس هم سرجمع در این خصوص به او اعتماد دارد. خودش تاکنون در این خصوص اظهارنظر صریح نداشته ولی نمی‌توان از این موضوع گذشت که او هم به تلفیقی از این رفتار توجه داشته است.

در ادامه به رفتار بودجه‌ای تاج گردون برای سال ۹۷ خواهیم پرداخت ولی بار دیگر به استان و شهرستان او می‌رویم و تحلیل دیگری از رفتار او نشان می‌دهیم.

تلاش برای ماندن در مجلس در دوره بعد یا نرفتن به مجلس حداقل از حوزه گچساران:

خیلی‌ها اعتقاد دارند ظرفیت رفتن تاج گردون از حوزه گچساران به مجلس  تمام شده و اگر او تمایل دارد مجدد به مجلس برود از حوزه دیگری یا تهران و شیراز دست به این کار بزند. نظری که در دور قبل هم مطرح شد. رفتارهای اولیه تاج گردون حداقل در یکسال اولیه یا دوم  دوره دهم نشان داده و می‌دهد تاج گردون زیاد تمایل به ماندن در گچساران را ندارد و حتی خبرهای رسیده حکایت از درخواست او از دوستان نزدیکش برای حضور در کاندیداتوری مجلس در دور بعد می‌کند. اگر چه تاکنون پاسخ مثبت دریافت نکرده ولی نمی‌خواهد شهر و استانش را رها کند و بی تاثیر باشد. این رفتار را می‌توان در اخرین سخنرانی رسمی خود که در دومین سالگرد پیروزیش مطرح کرد مشاهده کرد. او خیلی صریح اعلام کرد هر کسی می‌خواهد کاندیدا شود با خودش مطرح کند شاید بهتر به نتیجه برسد. اگر چه این موضوع توسط برخی بی پاسخ نماند ولی موجب شد تاج گردون جدی‌تر شده تا میدان را از دست ندهد و قدرتش را به رخ رقبای احتمالیش بکشاند کاری که در دور قبل کرد و موفق بود. حداقل اینطور می‌شود گفت منتقدین تاج گردون بسیار بیشتر از اکنون بود ولی او بود که به هر دلیلی موفقتر بود و باید منتظر بود از تاج گردون زیرک چه سیاست جدیدی  بروز خواهد کرد که می‌توان نشانه‌های این سیاست را مشاهده کرد.

او با حضور جدی خود در ایام تعطیلات نوروز ۹۷ در حوزه انتخابیه‌اش بخصوص در مناطقی که میگویند ریزش آراء جدی دارد نشان داد هنوز جایگاه قوی دارد و می‌تواند هر مخالفی را تبدیل به موافق کند و عرصه را برای رقبایش کم کند. اگر چه وجود دولتمردان ملی و استانی و محلی در این خصوص یارای او هستند ولی انچه که مشخص است تنها و یا مهمترین نقطه ضعف عملکردی تاج گردون هم وجود همین مدیران است که مردم آنان را در تراز تاج گردون نمی‌دانند.

برخی اعتقاد دارند کار کردن با برخی مدیران ضعیف از سیاستهای تاج گردون است تا بزرگی خودش بیشتر جلوه کند و برخی میگویند عدم تغییر در ترکیب برخی مدیران ناشی از معاملات سیاسی قومیتی او است. اما تاج گردون چیز دیگری می‌گوید. او در سخنرانی آخر خود در تالار بهار گچساران و در جمع یارانش کفت سطح مدیریتی منطقه همین است و دنبال ” آرنولد؛ نباشید. آرنولدی که چند دقیقه‌ای وقت جلسه را گرفت و خیلی‌ها نمی‌دانستند آرنولد کیست. هر که باشد منظور این است دنبال قهرمان نباشید نیروها همین افراد هستند و خود را در تله تغییرات بی مطالعه نینداخت و البته به مدیران ضعیف هم هشدارداد. این رفتار تاج گردون در دور قبل جواب داد و ضعیفترین مدیرانش پرکارترین مدیرانش شد و تخم مرغهایش را در سبد یکی دو نفر نگذاشت.

همچنانکه هر دو شهردارش تغییر کرد ولی نشان داد ظرفیت استفاده از یک شهردار کاملاً اصولگرای رییس ستاد رقیبش در باشت تا یک شهردار اصلاح طلب جوان و کم تجربه را دارد. نشان داد اگر پمپاژ اعتبارات در دوره قبل شهرداری با یک شهردار بداخلاق موجب موفقیتش شد  همین رفتار هم می‌تواند با یک شهردار کم تجربه و البته خوش اخلاق انجام شود.

چند ماه گذشته نشان داد مخالفینش هنوز اعتقاد ندارند او نمی‌خواهد بیاید. از مخالفت خیلی صریح امام جمعه گچساران با او بخصوص در موضوعات فرهنگی و در راس آن موضوع مشک و ملار تا ردیف شدن کاندیداهای جدید در مناطق مختلف در مقابل او،  حکایت از یک مبارزه جدی دارد. اگر چه خیلیها اعتقاد دارند این چینش جدید کاندیدا هم نقشه تاج گردون است تا بازی را به نفع خود تمام کند و این را باید از جمله تکراری او فهمید که هر گاه از او سوال شد چرا به دنبال رفتن امام جمعه از گچساران نیستی او یک پاسخ خیلی کوتاه می‌دهد”  او بماند به نفع من است”.

او متوجه چالش فرهنگی جامعه است و جامعه هفتاد و دو ملت گچساران و باشت را نمی‌شود با یک صدا مدیریت کرد و با اعتقاد یا بی اعتقاد در این خصوص موفق بوده است و تا حدودی برگ برنده او فعلاً همین شناخت و بازی فرهنگی است که با زیرکی ادامه می‌دهد.

ماحصل کلام اینکه شاید او نمی‌خواست مجدد از حوزه گچساران و باشت کاندیدا شود ولی فعلاً ظواهر امر نشان می‌دهد او همچنان بر حضورش اصرار دارد. باید منتظر ماند و دید.

بازی کاندیدا شدن و حضور در منطقه بویراحمد و مرکز استان:

طبق معمول شاهد یک رفتار اختلاف انگیز از سوی تاج گردون بودیم. او این بار بازی را به خانه مرکز استان کشاند. بر خلاف انتظار او در سخنرانی بهار به مخالفینش در مرکز استان تاخت و خیلی تحقیرانه سیاسیون استان را در مقابل عامه مردم و بزرگان بویراحمد قرار داد و اینگونه گفت بر خلاف نظر اقلیت سیاسی، مردم بویراحمد او را قبول دارند و اگر در مرکز استان کاندیدا شود بیشتر از آنان رای خواهد آورد. اینگونه سخن گفتن را نمی‌شود به راحتی از آن گذشت. احتمالاً ناشی از تحلیل جدیدی که فقط خود تاج گردون به او رسیده است باشد. چرا که نزدیکترین  افراد به تاج گردون هم اطلاعی از نظر تاج گردون نداشته و اعتقاد دارند هر چه است نقشه ایست که خودش در سر پرورانده و باید منتظر نتیجه‌اش بود.

این پیام تاج گردون بی پاسخ نماند. اکر چه کمتر پالس  منفی از مردم استان دریافت کرد ولی نشان داد می‌تواند معادلات را به هم بزند. اوج این نظر نشست بسیار سنگین او  در منزل حمید طاهری منتقد یکسال پیش تاج گردون بود. می‌شود گفت همه سران بویراحمد آمده بودند. اگر چه حضورش به‌واسطه عرض تسلیت برای فوت مادر حمید طاهری و بعد از نطق تاریخی تاج گردون در استیضاح ربیعی بود ولی ساده هم نمی‌شود از ان سخن و این نشست گذشت.

هر چه است رفتار پیچیده تاج گردون در چند سال گذشته نشان می‌دهد که هر حرکت او یک حکمتی دارد و او به دلیلی خاص این بازی را شروع کرده است. مردم بویراحمد هم کم کم به تاج گردون اعتماد پیدا کرده‌اند و شاید او را منجی رفع مشکلات تاریخی خود می‌دانند. آنان می‌دانند تاج گردون در یک فرصت کوتاه چند ساله توانست گچساران را عوض کند و شاید بتواند این رفتار متوجه بویراحمد هم بشود.

اگر چه به نظر می‌رسد نه تاجگردون خیال نمایندگی مردم بویراحمد را دارد و نه این جماعت به دنبال نماینده کردن تاج گردون از بویراحمد هستند. تاج گردون می‌داند با اعتماد مردم مرکز استان بهتر کار می‌کند و به اهدافش سریع‌تر می‌رسد و مردم استان هم می‌دانند دوستی با تاج گردون بهتر از دشمنی با اوست و باید از ظرفیت او بیشتر استفاده کنند. خلاصه اینکه هر دو طرف به دنبال بازی برد برد هستند و باید منتظر بمانیم شکست خورده این بازی جدید کیست.

بودجه ۹۷ و حضور و نقش بی بدیل تاج گردون:

شاید یکی از موثرترین بودجه‌ها در طول سنوات گذشته که تاج گردون در مجلس حضور داشت از نظر نقش تاج گردون همین بودجه ۹۷ باشد. بودجه‌ای که بررسی آن در کمیسیون تلفیق همزمان با التهاب جامعه و با به نوعی اغتشاشات درون کشور بود. پر واضح بود در تصویب کمیسیون خیلی از دیدگاههای تاج گردون جابجا شد و به عبارتی تاج گردون نظر حکومتی خودش را غالب بر نظر تخصصی خود کرد. جلوگیری از افزایش قیمت حاملهای انرژی، گسترش یا ادامه پرداخت یارانه، تصویب جلوگیری ازپاداشهای کلان و یکسری مسائلی از این قبیل که معمولاً توسط تاج گردون مطرح نمی‌شد و یا حتی مخالف آن نظر می‌داد ولی این بار موضوع بر عکس شد.

حضور پر رنگ او در رسانه در توجیه این مصوبات و اصرار او بر تصویب نهایی آنان ناشی از یک ماموریت نانوشته حکومتی بود. او سعی کرد بودجه ۹۷ را کاملاً مردمی شکل دهد و تا حدودی موفق بود. اگر چه شاید بتوان انتقادات و ضعفهای زیادی در این خصوص متوجه تاج گردون کرد ولی نباید فراموش کرد که او می‌بایستی بودجه‌ای را نهایی کند که در شرایط کنونی کمترین فشار متوجه مردم شود. واین قسمتی از رفتار تاج گردون است که توانایی آن را دارد متناسب با شرایط تصمیمات سخت بگیرد و تصمیمات را در محافل مختلف جا بیندازد.

استیضاح ربیعی و اخوندی و نقش تاج گردون و نطق ماندگارش:

اوج رفتار بسیار غیرمنتظره تاج گردون در طول دوران خدمتش استیضاح دو وزیر تعاون و راه بود. تاج گردونی که معمولاً کم تذکر و سوال می‌دهد چه شد که دست به این کار زد سوال جدی برای همه گروه‌هاست که پاسخ مشخصی برای آن داده نشده است.

تاج گردون دو دوست خود در دولت را که او آنان را به اسم کوچک صدا میزند و آنان هم به او غلام میگویند. استیضاح کرد.

شاید اگر آن نطق خاص و آتشین را نمی‌کرد باز هم نام معامله را بر این استیضاح می‌گذاشتند.

بهانه استیضاح سقوط هواپیمای یاسوج یعنی استان تاج گردون بود ولی موضوعات متعددی مطرح شد ولی نطق تاج گردون نشان داد انگیزه اصلی او سقوط هواپیما بود.

او نطق تاریخی و ماندگار کرد و به لطف فضای مجازی و رسانه‌ها از او چهره ای مردمی نشان داده شد. او در نطقش چند موضع جدی رفتاری گرفت که به عنوان واکاوی رفتار تاج کردون قابل تعمق است.

نشان داد منافع مردمش را با هیج چیز عوض نمی‌کند و نطق پر احساسش همین را نشان داد بخصوص آن جا که به تمام مسئولان ایراد گرفت چرا عذرخواهی نمی‌کنید.

او از تمام احساساتش و حتی جسدهای روی کوه دنا استفاده کرد تا بتواند حرف خودش را به کرسی بنشاند.

او با صراحت به ذلیل بودن وزیر و دولت اشاره کرد که من از وزیر و دولت ذلیل متنفرم. به نوعی حساب خودش را در این خصوص از دولت جدا کرد.

او در نطقش حساب خود را از لاریجانی و روحانی جدا کرد و به صراحت گفت من آدم لاریجانی و روحانی نیستم و فقط به قسمم پای بند هستم.

او خیلی غیرمنتظره در خصوص آنانی که می‌گفتند تاج گردون بازی استیضاح را راه انداخت تا هم زبانان خود یعنی یک لر را به وزارت برساند گفت من لرم و افتخار هم می‌کنم که لر هستم ولی هیچگاه  دنبال این هدف نیستم

عمده حرفهای او مستدل و کارشناسی بود که با چاشنی احساسات توانست حداقل مجلس دوره دهم و بینندگان تلویزیون و بعد شبکه مجازی را  را پانزده دقیقه به سکوت کامل وا داشت. سکوتی که تاکنون حتی کسی نتوانسته پنج دقیقه این کار انجام دهد.

به هر حال نطق ماندگار تاج گردون تاریخی شد و استیضاح رای نیاورد و با تذکر بعدی تاج گردون مبنی بر اختلال در رای ربیعی همواره مشروعیت وزارت ربیعی زیر سوال رفت.

فضای رسانه‌ای بیرونی بخصوص برخی از اصلاح طلبان تا قبل از استیضاح کاملاً بر علیه تاج گردون بود و کمتر کسی فکر می‌کرد تاج گردون به تلاش خود ادامه دهد. ولی او ادامه داد و دوستان بسیار نزدیک خود را به خاطر مردمش دلگیر کرد و البته مشخص نشد که آیا او واقعاً برای استیضاح با روسای قوه مقننه و قوه مجریه هماهنگ کرده بود ولی چیزی که مشخص شد در بیاناتش تعرضی به دکتر عارف داشت که باز هم اشتباه کردید و نتوانستید بین منافع حزبی و مردم کدام طرف را بیشتر توجه کنید.

شهرداری و شورای شهر باشت و گچساران:

برمیگردیم به جریانات درون حوزه انتخابیه و استانش. با انتخابات شورای شهر و روستا و پیدا شدن ترکیب نسبتاً جدید هر دو شهردار شهرهایش تغییر کردند. شاید مهمترین اتفاق در باشت صورت گرفت. انتخاب یک شورای کاملاً یک دست قومی که به ظاهر کسی را به عنوان شهردار معرفی کردند که شک نداشتند تاج گردون به چند دلیل توانایی مهر عدم تایید صلاحیت او را می‌تواند بزند. مهم‌ترین دلیل عدم تایید نداشتن کوچکترین سوابق اجرایی در دولت و غیر دولت بود.

شنیده‌ها حکایت از طراحی یک بازی جدید برای تاج گردون بود که او باز هم گرفتار این تله نشد. معرفی شهردار محتمل به عدم تایید و معرفی نیروی کاملاً سیاسی پس از عدم تایید نقشه‌ای بود که تاج گردون در این بازی قرار نگرفت. او با دادن تذکر به شورای شهر بخصوص نیروهای هم طیف خود در شورا که می‌بایستی به دموکراسی تن دهید نشان داد ظرفیت استفاده از نیروی مخالفش در این نوع مسئولیتها را دارد و به نظر می‌رسد در این خصوص اشتباه نکرده است اگر چه شهردار منتخب رئیس ستاد رقیبش بود و از خیل مخالفینش.

در گچساران موضوع شکل دیگری شد. شهردار قبلی که به شدت مورد حمایت تاج گردون بود و حتی ابایی از حمایت از وی پس از تعیین شورای شهر نداشت کنار گذاشته شد. به نظر می‌رسد در این زمینه هم تاج گردون و هم شهردار که به شدت به دنبال شهردار شدن بود ولی بیان نمی‌کرد شکست خوردند. شهردار اصولگرا بود ولی مورد حمایت تاج گردون و  موجب گردید چهارسال کار کند تا تاج گردون نشان دهد ظرفیت استفاده از نیروهای اصولگرا را دارد.

کنار گذاشتن شهردار و بعد اعلام موضع در مخالفت با تاج گردون بیانگر تمایل او به ماندن و حسب موارد اعلام شده دلگیر از اینکه تاج گردون در باطن از او حمایت نکرد. به هر حال یک اصلاح طلب جوان و نسبتاً کم تجربه جای شهردار اصولگرا را گرفت. اکر چه مشخص نیست در قالب شورای جدید که به نظر می‌رسد به‌جز یک نفر همگی در دور قبل به تاج گردون رای داده‌اند ولی تفاوت دیدگاهی و قومی نسبتاً زیادی با هم دارند عملکرد پیش رو چیست ولی تاکنون نشان داد شهر تاج گردون چه از نظر سیاسی و چه عملکردی نیاز به فضای جدید داشت که فراهم شده است.

نامه تاج گردون به عارف:

برمی گردیم به فضای ملی. در کنار حرکتهای صورت گرفته شده در فضای مجازی ناگهان خبری منتشر شد که تاج گردون نامه‌ای به دکتر عارف نوشته و در این نامه مطالبی نسبتاً مهم گفته شده است. تمامی تحلیلهای مرتبط با این نامه کاملاً بر علیه تاج گردون بود. برخی این نامه را حضور مجدد تاج گردون در امید  برای گذر از خطر حذفش در ریاست کمیسیون تلقی کردند. برخی دلجویی از عارف، برخی اعتراف به اشتباهات و از این قبیل موارد.

 اما هیچگاه این نامه خودش را نشان داد و مشخص نبود هدف از انتشار از این خبر چه بود. تاج گردون در پاسخ به این سوال که جریان نامه چه بود. خیلی خلاصه پاسخ داد نامه‌ای داده نشده است و حتی صحبتی با دکتر عارف نداشتم. این موضوع شیطنت دوستان عزیزم است که فکر می‌کنند من جای آنان را تنگ کرده‌ام. دوستان عزیز هر گاه احساس کردند من کارایی مناسب سیاسی، اجتماعی و مدیریتی برای کمیسیون را ندارم و شخص دیگری را تشخیص دهند این مسئولیت را دو دستی تقدیمشان کرده و وظیفه نمایندگی خود را در عرصه دیگری ادامه خواهم داد. در خدمت باز است مهم هنر فرد است که چگونه خدمت کند.

اگر این حرف تاج گردون درست باشد (که به نظر می‌رسد درست باشد) موضوع کمی پیچیده‌تر می‌شود و چه کسانی از بودن تاج گردون ناراحت بوده و حضورش را به ضرر خودشان می‌دانند. قطعاً اصولگرایان نیستند و باید این جریان را در درون امید جستجو کرد و متناسب با آن تحلیل کرد. این رفتار ناشی از رفتار تاج گردون است. تاج گردون در اولین جلسه امید بعد از دکتر عارف بالاترین رای را آورد. در کمیسیون بودجه در دو سال  گذشته اجماعی رئیس شد و به نظر می‌رسد عملکرد نسبتاً موفقی داشت و مورد وثوق نمایندگان و دولت است. اگر این موارد را بپذیریم تحلیل قابل پاسخ است. برخی از بلندپروازی و شاید بگوییم جاه طلبی تاج گردون نگرانند و بهترین حالت را توقف او می‌دانند. اینکه تا چه حد موفق می‌شوند بستگی به رفتار زیرکانه تاج گردون در کنار دیگر دوستانش در مجلس دارد.

انتشار یک ایمیل شخصی تاج گردون به مسئول دفترش در فضای مجازی:

انتشار یک ایمیل شخصی از طرف تاج گردون به رییس دفترش باز هم سوژه‌ای شد تا مخالفینش به او (و البته با احتیاط) بپردازند. باز هم تاج گردون نسبت به این خبر  هیچ واکنشی نشان نداد و باز هم تحلیلهای متفاوتی ارائه شد. تلاش نگارنده هم برای دریافت پاسخ از تاج گردون بی نتیجه ماند وبی پاسخی او تحلیل زیر را قوت می‌بخشد. اصل موضوع از دو حال خارج نیست. اول اینکه اگر این ایمیل واقعی بوده باید ببینیم چرا بیرون آمد، عمدی یا سهوی. در هر دو صورت محتوای ایمیل بیانگر یک گام بزرگ از سوی تاج گردون است که حساب همه کارها را کرده است و نشان داد برای همه افراد و همه موضوعات برنامه دارد و عمد یا سهو بیرون آمدن آن هیچ ضرری برای تاج گردون نداشت ووحتی نقطه قوت او بود، آنهم در شرایطی که رقبا اسب خود را زین کرده بودند تا بازی را از او ببرند. نشان داد همه دوستانش را دیده و مواظب همه تخریبها و بریدگان از خودش هم هست.

دوم اینکه اصل ایمیل کذب باشد. باز هم بازی به نفع تاج گردون بود. یعنی اینکه دیگران هم نسبت به جامع نگری و سیاس بودن تاج گردون معترف هستند.

به هر حال هر چه بود یک بازی جدید بود. تاج گردون در این بازی باز هم موفق بود. باید منتظر ماند در آینده نه چندان دور هر روز شاهد یک بازی رفتاری جدید  از سوی تاج گردون باشیم. اگر او قصد جدی بر کاندیدا شدن در حوزه فعلی را داشته باشد توان این را دارد در هر صحنه‌ای یک بازی جدید خلق کند. باید نشست و منتظر ماند.

خلاصه تاج گردون در چند جمله؛

می‌آید یا نمی‌آید: می‌آید و با قدرت می‌آید

هدف بالاتر: دارد و در سر چیزهای دیگر می‌پروراند.

فرار به جلو: رفتار همیشگی تاج گردون

غرور بیش از حد: دارد و شاید همین غرور روزی او را ازصحنه به در کند.

کم توجهی به لایه‌های مردمی: علیرغم اظهار مخالفینش به این موضوع ولی او نشان داده به لایه‌های مردمی در تقابل خواص بیشتر توجه می‌کند.

لاریجانی و دوری از او: قبولش دارد ولی خود را در سبد او قرار نمی‌دهد. او هم قبولش دارد ولی همه چیزش را با او تقسیم نمی‌کند.

نزدیکی به خاتمی: همیشه خاتمی را دوست داشته ولی نزدیکان خاتمی تاج گردون را قبول ندارند.

 

نام:
ایمیل:
* نظر: