به روز شده در: ۱۸ مرداد ۱۳۹۹ - ۰۰:۲۶
کد خبر: ۴۳۴۲۶
|
تاریخ انتشار: ۲۲ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۶
مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین "خبردنا" است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را نقد کنید.
خبردنا - پادیاب: وقتی انقلاب شد،ارزشهای تازه ای شکل گرفت قومیت رنگ باخت مرزهای عقیدتی برچیده شد اقتصاد بعنوان روبنا و ارزشها و اخلاق زیر بنا معرفی شد مستضعفین وارثان زمین شدند از جهان اسلام و امت واحده اسلامی سخن رفت و جبهه انقلاب تمام قد درمقابل جبهه ضد انقلاب  و استکبار قرار گرفت.ترور و وحشت خیابانها را فرا گرفت و جنگ اغاز گردید،ملت یکپارچه شد احساسات مذهبی در سراسر کشور برانگیخته شد و شور و هیجان دفاع از دین و مهین سرلوحه کار قرار گرفت .

شعار محوری" اسلام-اسلام "بود در اخر جنگ حس ناسیونالیستی جهت دفاع از کشور رخ نمود شاهنامه خوانده شد و شعار "اسلام-ایران"طرح گردید و بعد از پذیرش قطعنامه و شروع به کار دولت سازندگی حرف از "ایران - اسلام" به میان امد.هاشمی امیر کبیر شد کمرمردم در زیر چرخ توسعه و سازندگی شکست و تورم مرز تا ۳۸در صد را پشت سر گذاشت.مستعضف به قشر اسیب پذیر ترجمه شد و بازسازی رونق گرفت و خوی اشرافی گری و تجملاتی بودن رخ نشان داد فضای سیاسی تنگ تر شد و تنها روزنامه مخالف "روزنامه سلام" با شکایت دولت سازندگی بسته شد. ولی فضای فرهنگی رها شد جوری که تهاجم فرهنگی فضای جامعه را تسخیر کرد و شبیخون فرهنگی نام گرفت.

صف آرایی چپ و راست صحنه سیاسی را وارد فاز جدیدی کرد و در مرحله بعد زایشی دیگر کرد و از دل جناح راست سنتی ،راست مدرن (کارگزاران )شکل گرفت و از دل چپ سنتی ،چپ جدید بوجود امد.ودرزایمانی دیگر فضای سیاسی جناح های اصولگرا و اصلاح طلب را زایید و تا کنون ادامه داشته است.

اما با رنگ باختن ارزشها و توجه به اشرافی گری در میان مسولان و نمایش ان از طریق صفحه جادویی در خانه ها ،سبک زندگی باز تعریف شد.فروشگاههای زنجیره ای ساخته شد مدلهای لوکس خودرو به بازار امد مد های لباس در خیابانها به خود نمایی پرداختند و کارگزاران زمزمه تغییر قانون اساسی و زمزمه مادام العمر کردن رئیس جمهوری رفسنجانی را بر سر زبانها انداخت که با مخالفت قاطع رهبری مواجه گردید و همین باعث چرخش به چپ کارگزاران گردید و اولین گام" فروپاشی"در جریان اصولگرایان نهاده شد.

در انتخابات ریاست جمهوری در اردوگاه اصلاح طلبان قرار گرفتند و بعد از پیروزی غیر قابل انتظار سید محمد خاتمی ،کارگزاران مورد خشم اردوگاه راست قرار گرفت و کرباسچی به زندان رفت و به عبدالله نوری و مهاجرانی حمله شد و حتی اردوگاه چپ در امان نماند و سعید حجاریان ترور شد کتاب عالیجناب سرخپوش و خاکستری انتشار یافت و هاشمی از سوی دو جبهه سرزنش شد و روشنفکران در خطر اسیب قرار گرفتند و حتی نحوه زندگی ناطق نوری مورد انتقاد اصولگرایان واقع شد.

از ان‌تاریخ به بعد بده بستان نیروها در اردوگاه اصولگرایی و اصلاح طلبی طبیعی شد به گونه ای که در انتخابات ریاست جمهوری اصلاح طلبان پشت سر رفسنجانی قرار گرفتند.و از این به بعد ریزش سبد اصولگرایان در ارودگاه اصلاح طلبان تعریف میشد.

با شکل گیری مجلس ششم و  مخالفتهای ان و مطرح کردن شعار " ایران برای همه ایرانیان" و تصویب لوایح دو قلو و استعفای دست جمعی انان  ،شورای نگهبان تیغ نظارت را تیزتر و برنده تر کرد بطوری که در بعضی از مناطق و شهرستانها کاندیدای اصلاح طلب برای رقابت وجود نداشت در نتیجه اصلاح طلبان مجبور به انتخاب بین "بد و بدتر" شدند و پشت سر اصولگرایان قرار گرفتند به گونه ای که کم کم اصلاح طلبی رنگ باخت.بگونه ای که اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری قبلی روحانی اصولگرا و عضو جامعه روحانیت مبارز را مورد حمایت قرار دادند و بعدا اظهار پشیمانی کردند.
 
یکی از شهرستانهای که مشمول این وضعیت گردید بویراحمد بود. با رد صلاحیت سید باقر موسوی و دکتر مندنی پور،انها مجبور شدند که در پشت سر یک اصولگرای معتدل قرار بگیرندو به قول خودشان انتخاب بد بنمایند به گونه ای که بعد از سه دور حمایت خیلی از اصلاح طلبان دیگر هیچ وقت به ارودگاه خود بر نگشتند و فضا را به نفع خود باز تعریف کردند و با طرحواره جدید ساختند و ان را انتخابی میمون نامیدند.

باز در دوره گذشته اتفاقاتی روی داد که به نظر به صف ارایی جدیدی منجر شد ازجمله:

۱-بعد از تایید هئیت اجرایی ،صلاحیت سید باقر موسوی رد میشود.و به دنبال ان اعتراض می کند و سیگنال های جهت تایید فرستاده میشود.ولی در مرحله دوم باز تایید نمیشود.و اعتراض مجدد می کند.

۲-زمان دارد از دست می رود و شورای اصلاح طلبان که شامل احزاب اصلاح طلب و معتمدین (افراد انتخاب شده در یک رای گیری در سالن شهید ایزدپناه) مجبور به انتخاب میشود.

۳-شورا از دو کاندیدا که یکی خود را اصلاح طلب میداند و دیگری اصولگرای مورد حمایت اصلاح طلبان بوده است دعوت می نماید تا در جلسه شورا شرکت کنند و مشورت انجام پذیرد .و شرایطی مطرح میشود از جمله اینکه در صورت تایید سید باقر به نفع او کنار برود.یکی از ان دو شرایط را نمی پذیرد و دیگری که خود را اصلاح طلب خوانده است تمام شرایط را می پذیرد و امضاء می کند در نتیجه او بعنوان گزینه مورد حمایت شورای اصلاح طلبان معرفی می گردد.

۴-در نهایت سید باقر موسوی رد نهایی میشود ولی این عدم تایید را نتیجه اعلام زود هنگام شورا میداند و با انتخاب انها نه تنها حمایت نمی کند بلکه مخالفت می نمایید.

۵-عده ای از اصلاح طلبان به دلایل مختلف در اردوگاه اصولگرایان می مانند .و خود را بخش جدایی ناپذیر انجا میدانند و از لحاظ روانی با پردازش اطلاعات جدید و درونسازی ان جذب صورت میگیرد و روان بنه جدید جزیی از ساختار فکری انها میشود.

۶-در این دوره حاج قوام  فروزان قاضی بازنشسته و از اصلاح طلبان شناسنامه دار قدیمی جهت ارزیابی و با شرط حمایت جریان به منطقه می اید و در ارزیابی نهایی خود از صحنه کنار  می رود.

۷-دکتر وکیلی نماینده فعلی تهران و عَضو هیئت ریئسه مجلس اعلام امادگی میکند که در صورت اجماع خصوصا حمایت سید باقر کاندیدای حوزه بویراحمد شود.اما بهر دلیل این اجماع میسر نمیشود و اختلاف جدید رونمایی میشود.

۸-حاج اردوان ایزدپناه از اصلاح طلبان اصیل  با مشورت سید باقر وارد صحنه میشود ولی رد صلاحیت می گردد.

۹-چهار کاندیدا در صحنه می مانند که سه نفر اصولگرا و یک نفر کاندیدای دور قبل شورای اصلاح طلبان است و با توجه به مشکلات دوره قبل و اختلافات بر جا مانده و دلایل خاص شخصی دیگر بعضی از اصلاح طلبان ، و احزاب اصلاح طلب گزینه سکوت را انتخاب میکنند تا از کاندیدای اصلاح طلب دوره قبلی حمایت نکنند.ولی ۱۶ حزب سرشناس اصلاح طلب در بیانیه ای حمایت میکنند و کاندیدای دوره قبل را معرفی می نمایند.

اما شرایط در ارودگاه اصولگریان هم اشفته شده است.و مسایلی رخ نموده که این اردوگاه هم دچار ریزشها و رویش های شده است از جمله:

۱-دکتر مهدی روشنفکر اصولگرای اصیل و شناخته شده در دور قبل کاندیدا میشود اما با توجه به رقیب قدرتمندی چون دکتر هدایت خواه مورد توجه شورای اصولگرایان قرار نمی گیرد.و همین سبب رنجش او میشود و تلاش میکند که حمایت طایفه خود را داشته باشد در نتیجه با حمایت جدی قومی جایگاه سوم را با رای خوب بدست می اورد.و اختلاف حل نشده باقی میماند.

۲-در این دوره هم کاندیدا میشود .جناب هدایت خواه عنوان میکند در صورت اجماع کاندیدا میشود و اجماع به شکست می انجامد .و در نتیجه شورا جناب فرخان قاضی بازنشسته هم طایفه ای روشنفکر  را مطرح میکند تا به روشنفکر اسیب بزند.

اما به دلیل حضور قوی حاج روشنفکر در میان قوم اقبالی پیدا نمی کند و کنار می رود و رایزنی ها ادامه می یابد تا جناب حاج منتظریان نیروی "سیاسی امنیتی" با شخصیت پذیرفته شده اجتماعی و ارام  را دیر هنگام اما سازمان یافته ورود می دهند.وهدایت خواه به سمت تهران هدایت می کنند.

۳- اصولگرایان با سه کاندیدا در صحنه حضور دارند.و همین باعث نومیدی طرفداران انها میشود در نتیجه تفکر کنار میرود و مصلحت قومی و طایفه ای رخ می نمایاند.

۴- بهترین فرصت و شانس برای اصلاح طلبان با یک کاندیدا نمایان میشود.اما فرصت ناشناس می مانند.

۵-اصولگراهای معروف دست بکار میشوند تا همه تلاش خود را خانه به خانه بکنند تا موق گردند(مثل حاج حسینی و دکتر هدایت خواه) اما مخالفتها جدی است و نافرمانی از انها زیاد.

۶-بر عکس لیدر اصلی جریان اصلاح طلبی با هم نفوذ خود در تهران می ماند و سکوت پیشه میسازد و بقیه هم سیگنال های مخالفت با کاندیدای اصلاح طلب و موافقت با اصولگرایان به منطقه گسیل می دارند.

انچه خود را نمایان کرده این است.که جابجایی های در هر دو اردوگاه به وقوع پیوسته است و به احتمال زیاد هم افراد و هم اردوگاهها مفاهیم تازه ای را در تفکر و جایگاه خود مطرح کرده اند که باز تعریفی جدید از شرایط تازه است و شاید این یک پدیده مبارکی باشد.چون انسان در حال شدن است و دارای عقل معیشت اندیش است و حال و هوای جامعه طلب دارد تا افراد خود را با موقعیت جدید و منافع جدید با قدرت تازه سازگار کنند و تصمیم سازی نمایند.

اما انچه که حیرت آور است این است که بر اساس رفتار گذشته انها،کرتکس مخ در تجزیه و تحلیل با پذیریش شرایط جدید مشکل دارد.و انها سعی می کنند شرایط را بر اساس تفکری که قبلا با ان خو گرفته اند تبیین نمایند.به همین خاطر یا به کاندیدای همفکران سابق خود می تازند و یا کاندیدای اصولگرای خود را اصلاح طلب می نمایند و برعکس‌.

حال سوال مهم این است که ایا روحیه ناخوداگاه جمعی طایفه گرایی که  قبلا امنیت ساز بوده بر تفکر مدرن  و ازادی انتخاب غلبه کرده است؟

احساس "خود-بیگانگی"در اردوگاه جدید تازه واردان  را رنج می دهد و همین به "پرخاشگری اجتماعی " انجامیده است و با توهین های کلامی در فضای مجازی خودنمایی می کند.

ایا جامعه ابستن حوادثی تازه است و یا نه؟شاید این یک نوع"پسرفت فکری" باشد که به جای صف ارایی دو اردوگاه فکری به تقابل طایفه گرایی انجامیده است.

بنظر می رسد که اسیب طایفه گرایی از اسیب دو قطبی کردن فکری انتخابات برای حکومت اسیب کمتری داشته باشد.

اما سوال این است که ایا این نوع تفکر با توسعه و پیشرفت سازگار است؟

این رویکرد با طراز ارزشهای انقلاب چگونه تبیین میشود؟

با دنیای مدرن چطور همساز میشود؟

امید است که جامعه ارامش خود حفظ کند و به ابادانی بیندیشد.

پاسخ به این سوالات را زمان خواهد داد.
انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
فرهنگی .
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۴۹ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۲
0
0
جریان اصلاح طلب که فقط یک مهره به نام دکتر بهرامی دارد ولی جریان اصولگرا سه مهره...پس اگر از دید جریانی انتخابات جلو برود که نتیجه معین است .....ولی اگر از دید طایفه گرایی و بدون دقت در توانمندی افراد و رزومه کاری گذشتگان باشد .باید بگویم دچار یک نوع مرگ اجتماعی و فقر فکری خواهیم بود .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۳ - ۱۳۹۸/۱۱/۲۲
0
0
محتوی متن همه در راستای معرفی کردن بهرامی به عنوان کاندید اصلاح طلب است در صورتی که همه حتی شورای نگهبان تایید کرده که ایشان یک اصولگرای تمام قد است
نام:
ایمیل:
* نظر: