کد خبر: ۴۳۵۰۸
|
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۸ - ۱۲:۰۶
در انتخابات جاری، برخی از نامزدها می کوشند تا سخنگوی نسل جوان باشند و مطالبات بحق آنان را نمایندگی کنند.
خبردنا؛ سید مصطفی تقوی فرزند ارشد آمیراحمد تقوی (ره) با انتشار بیانیه ای حمایت قطعی و رسمی خود از سردار هاشمی را اعلام کرد.

به گزارش"خبردنا"، متن این بیانیه که برای این پایگاه خبری ارسال شده است به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و احترام خدمت مردم شریف و فهیم کهگیلویه بزرگ

در آغاز سخن، یاد پدر معنوی‌ کهگیلویه، مرحوم آیت الله آمیر احمد تقوی را که بعنوان یک عالم دینی، نقش تعیین کننده ای در هدایت عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی استان بویژه منطقه کهگیلویه بزرگ و انتخابات ادوار مختلف، از جمله هدایت انتخابات دوره گذشته داشتند، گرامی میدارم. اکنون جای ایشان خالیست، روحش شاد.

مجلس، رکن رکین نظام و تجلی مردم سالاری و مشارکت مردم در تعیین سرنوشتشان است. البته ملت ایران به برکت انقلاب اسلامی کشور را از نظام سلطنتی به جمهوریت و مردم سالاری ارتقا داد، اما طبیعی است که  تا تحقق کامل مردم سالاری دینی هنوز راه طولانی در پیش داریم.

انتظار این بود که در در دهه پنجم انقلاب و نظام اسلامی و در گام دوم آن، انتخابات عرصه رقابت سالم همه گفتمانهای زیرمجموعه نظام باشد. اما اکنون که خارج از اراده ما و به هر علت، انتخابات کهگیلویه بزرگ، به جای رقابت گفتمانها، به رقابت اشخاص یک گفتمان محدود شد، اینجانب به حکم واقع بینی و عملگرایی ناشی از حدود 30 سال پژوهش در حوزه علوم سیاسی و مسائل کشور و انقلاب و تجارب کسب شده از تحولات ایران معاصر، بر این باورم که همچنان باید حضور در صحنه را بر انفعال ترجیح داده و حتی در شرایط نامطلوب نیز مناسب ترین اقدام را به صلاح جامعه انجام داد.

در شرایط کنونی منطقه ی ما، بحث از نماینده ای که بتواند در سطح ملی برای کشور ایفای نقش کند تا با انتخاب آن، مجلسی تشکیل بشود که جایگاه حقیقی خود را در نظام سیاسی باز یافته و به تعبیر حضرت امام خمینی و مقام معظم رهبری، در رأس امور قرار بگیرد، آنطور که باید مورد توجه عموم مردم نیست.

حال باید دید در شرایط کنونی منطقه ی ما، مناسبترین اقدام چه میتواند باشد؟

در انتخابات جاری، برخی از نامزدها می کوشند تا سخنگوی نسل جوان باشند و مطالبات بحق آنان را نمایندگی کنند. ضمن تقدیر و تحسین چنین رویکردی، واقع بینانه باید گفت که زیرساختهای اجتماعی لازم برای توجه عمومی به این رویکرد هنوز در جامعه ما فراهم نشده است. واقعیت میدانی انتخابات این دوره بیانگر این است که رقابت اصلی میان دو نامزد است که اگرچه هر دو متعلق به یک گفتمان هستند، اما دو الگوی متفاوت از نمایندگی را پی می گیرند که بطور طبیعی، پیامدهای متفاوتی برای سرنوشت مردم خواهند داشت.

یکی از این دو الگو، رویکردی خدماتی به مقوله نمایندگی دارد که عمده وقت و توان نماینده صرف حل مسائل موردی موکلین می گردد و دیگری، مبتنی بر رویکرد توسعه ای و توجه اساسی به راه اندازی زیرساختها و پروژه های راهبردی است و از این طریق به دنبال حل مشکلات موکلین بطور ریشه ای و در سطحی گسترده تر است.

البته طبیعی است که هم نامزد خدمات محور شعار مسائل زیربنایی را سر می دهد و هم اینکه نماینده توسعه محور از توجه به خدمات موردی نیز غافل نمی ماند. اما در عمل، واقعیت این است که نماینده خدمات محور با وعده خدمات موردی و جزئی، خود را متعهد به امور فردی حدود 200 هزار موکل و ملزم به پیگیری توقعات گسترده و سطحی آنان کرده و در صورت توفیق، در دوره 4 ساله نمایندگی، در عمل، نماینده مجلس که باید امور کلان مملکتی و منطقه ای را پیگیری نماید و سامان دهد، به یک ماشین امضای انبوه توصیه نامه های مفید و غیر مفید تبدیل می شود! در نتیجه، چنین رویکردی، نه تنها موجب سستی در انجام سایر وظایف نمایندگی و برزمین ماندن مسائل کشور می گردد، بلکه از پیگیری اساسی نیازهای زیربنایی حوزه انتخابیه نیز باز میماند و موجب عقب افتادن جامعه از مسیر توسعه و ایجاد مجلسی ضعیف خواهد بود که خود باعث بسیاری از مشکلات دیگر برای کشور می شود. اگر به مسائل کشور به دیده ی کارشناسی نگریسته شود، معلوم می شود که بخش مهمی از مشکلات کنونی کشور نتیجه چنین نمایندگی و چنین مجلسی است.

در مقابل، یک نماینده توسعه محور بر آن است تا با اجرای طرحهای زیربنایی و فراهم ساختن مسیر توسعه و تولید و اشتغال، بسیاری از نیازهای شخصی موکلان در سطحی گسترده تر مرتفع شده و آنان از ذلت مراجعه و التماس به نماینده و پایمال شدن عزت و کرامت انسانی خود رها شوند.

البته طبیعی است چنین نماینده ای، با هدف پیگیری چنین امور مهمی و حل ریشه ای مشکلات جامعه، (نسبت به نماینده ای که عمده توجه اش به حل مسائل شخصی است) از تعامل حضوری گسترده با موکلان و ارائه خدمات فردی به آنها تا حدودی باز بماند و در این مسیر متحمل عوارض رنجش تعدادی از موکلان خود نیز بشود؛ ولی اگر با دیدی کلان نگر و غیر سیاست زده به مصالح جامعه بنگریم، باید گفت اگر قرار باشد فاصله زیاد کهگیلویه بزرگ با استانهای توسعه یافته تر جبران شود، قطعا این فاصله با انجام کارهای موردی تا صدها سال جبران نخواهد شد! و راهی جز نگاه توسعه محور و توجه اساسی و تلاش متخصصانه و بی امان جهت هرچه زودتر به ثمر نشستن پروژه های کلان و اشتغالزا برای زدودن چهره ی فقر و محرومیت از کهگیلویه بزرگ نداریم.  

تاریخ انتخابات این منطقه نشان می دهد که مردم کهگیلویه بزرگ، در ادوار گذشته رویکرد خدمات محور را که شاید در آن زمان مفید هم بود، تجربه کرده و سرانجام در سال 94 آن دوره را پشت سر گذاشته و با انتخاب جناب آقای هاشمی پور، تجربه جدیدی را رقم زدند و مسیری را انتخاب کردند که منجر به احیاء و فعال سازی طرح های زیرساختی مهمی گردید که بی تردید، بدون انجام آنها توسعه منطقه و اجرای دیگر طرح های بزرگ صنعتی و کشاورزی و اشتغال جوانان و رهایی خانواده ها از بلای بیکاری و فقر میسر نخواهد شد.

خوشبختانه جناب آقای هاشمی پور، در اولین دوره حضورشان در مجلس، توانست در مقام نایب رئیس کمیسیون مهم انرژی قرار گرفته و کمک شایانی به احیاء و فعال سازی و پیشبرد طرح های راهبردی منطقه کند و آنها را از سالها رکود و سکون خارج کرده و تحرک ببخشد.

از آنجا که وزارتخانه های مهم نفت و نیرو که بیشترین ارتباط مستقیم و تاثیر پذیری را از کمیسیون انرژی مجلس دارند، در اجرای اغلب طرح های زیربنایی منطقه ما (سد، پتروشیمی، خطوط انتقال حق آبه های کشاورزی و آشامیدنی، نیروگاه برق، و حتی برخی معادن و جاده های مواصلاتی و ...) نقش کلیدی دارند، به نظر می آید استمرار حضور ایشان در جایگاه مذکور در دوره آینده مجلس، بزرگترین کمک برای پیشبرد و به نتیجه رسیدن هرچه سریعتر این زیرساختهای توسعه و رونق اقتصادی و اشتغالزایی در منطقه باشد.

بنا به فرموده خداوند حکیم در قرآن کریم، سرنوشت و آینده هر قومی به دست خود آنها و با انتخابهایشان رقم خواهد خورد. اکنون در این انتخابات، جامعه ما مجددا بر سر دو راهی یک انتخاب سرنوشت ساز قرار گرفته است. یکی بازگشت به نگاه خدمات محور که تمرکز عمده اش بر مسائل شخصی و موردی موکلین است؛ و دیگری استمرار نگاهی که تمرکز عمده اش بر تامین زیرساختها برای توسعه پایدار و رفع ریشه های محرومیت از کهگیلویه بزرگ است.

البته آن روز که مرحوم آمیر احمد تقوی آقای موحد را به صحنه آورد، از نظر ایشان وی در آن شرایط، خیرالموجودین و مناسب ترین بود و او هم در ادوار نمایندگی خود زحمات زیادی کشید و خدمات بسیاری به این منطقه کرد؛ واقعیت این است که ایشان برای دهه های 60 و 70 فرد مناسبی بودند اما در طول 30 سال گذشته، هم جامعه ما تفاوت اساسی کرده و هم نیازها و مطالبات آن نیز تغییر اساسی کرده اند.

به برکت خدمات نظام جمهوری اسلامی، که البته معمولا نمایندگان این خدمات را به نام خود مصادره میکنند! جامعه از مرحله نیازها و خدمات اولیه عبور کرده و اکنون برای ایجاد تولید و اشتغال و رهایی از بیکاری و فقر، نیازمند اجرای طرح های راهبردی و زیرساختی است.

 در عصر ارتباطات، به جای پاسخ تلفنی به موکلان، راههای ارتباطی موثرتری ایجاد شده است و در هر جایی که برنامه مدونی برای توسعه وجود داشته باشد، دوران به صف کردن ارباب رجوع و یا اشتغال فردی بنا به سفارش نماینده رو به پایان است! از طرفی، برای کاهش فاصله کهگیلویه بزرگ با استانهای برخوردارتر، اقتضا میکند بجای بازگشت به گذشته، مسیری را برگزینیم که بتوان گامهای بزرگتری در راه توسعه برداشت.

بنابر آنچه عرض شد، فارغ از گرایشهای سیاسی و علایق قومیتی، از آنجا که آقای موحد را فاقد برنامه جدید و فردی خدمات محور می دانم، و این امر را مانعی برای پیگیری حداکثری زیرساختهای حیاتی کهگیلویه بزرگ می دانم؛ که در صورت کسب کرسی نمایندگی مجلس، فقط در کمیسیون اصل نود میتواند حضور پیدا کند، ولی آقای هاشمی پور را دارای رویکرد توسعه محور و خبره در اجرای طرح های یاد شده می دانم و در مجلس نیز در جایگاهی مهم و مرتبط با این امور قرار دارد که به رغم وجود تحریمهای بی سابقه ی تاریخی، بنا به اقرار دشمن، و وخامت اوضاع اقتصادی و ناهمسویی سیاسی دولت، در همین مدت کوتاه نمایندگی توفیقات قابل توجهی در احیاء و فعال سازی طرح های یاد شده داشته، و با اطمینان به اینکه امکان پیگیری و تکمیل چنین طرحهایی، از جایگاه نایب رئیسی کمیسیون انرژی بسیار بهتر و موثر تر از کمیسیون هایی مانند اصل نود و امثال آن، قابل انجام است، استمرار نمایندگی جناب آقای هاشمی پور را در این دوره بیش از سایر کاندیداهای محترم به صلاح و منفعت جامعه می دانم.

انتظار می رود که فرهیختگان و نخبگان سیاسی و فرهنگی، در جهت تحقق امور اساسی جامعه روشنگری و فرهنگ سازی کنند تا سقف و سطح مطالبات جامعه از درخواستهای نازل شخصی، به مسائل بنیادین اقتصادی و سیاسی ارتقاء یابد. همچنین انتظار می رود جریانهای سیاسی فعالی که اکنون بنا به وضعیت پیش آمده، ممکن است نامزد مطلوب خود را در صحنه نبینند، فارغ از علائق و گرایشات جریانی، با هدایت افکار جامعه به سوی مسائل راهبردی، خدمت خود به جامعه را تکمیل کنند.

 علاوه بر این، به سادات محترم به ویژه سادات رضاتوفیق یادآور می شوم که عزت و اعتبار یک قوم در فرستادن نماینده به مجلس نیست! بلکه عزت سادات در قناعت و کمک به مردم برای زندگی در یک جامعه پیشرفته و سلوک بر سیره سلف صالح و حفظ حرمت و شئون سیادت است.

از این رو، متواضعانه از آنان میخواهم که رشد فرهنگی و مذهبی خود را به نمایش گذاشته و فارغ از علایق سیاسی و یا تعصبات قومی، منافع و مصالح بنیادین جامعه را بر هر امر دیگری ارجحیت دهند.

در مجموع، همه ی ما معتقدیم انتخابی که در سرنوشت عمومی تاثیرگذار است، یک "حق الناس بزرگ" است و در صورت انتخاب نامناسب و تضییع حقوق جامعه، در پیشگاه خداوند و در برابر نسلهای آینده مسئول خواهیم بود.

به امید روزی که از انجام زیرساختهای توسعه نیز عبور کنیم و در رشدی دیگر، سطح نگاه عموم مردم جامعه مان از مشکلات منطقه ای به مشکلات ملی معطوف شود و در یک رقابت سالم و فراگیر، با مشارکت همه ی سلایق، نماینده ای برای تحقق اهداف ملی و بنیادین به مجلس بفرستیم.

آنچه که به ذهن این حقیر می آمد در جهت خیر و صلاح جامعه با برادران و خواهرانم مطرح کردم، اما تشخیص اکثریت شما مردم در دوم اسفند است که سرنوشت آینده شما را رقم خواهد زد؛ و البته منتخب دوم اسفند، نماینده ی همه ی مردم بوده و برای همه محترم خواهد بود. از خداوند متعال می خواهم که همه ما را به انتخابی که در جهت تامین صلاح و سعادت دنیا و آخرت جامعه باشد، هدایت فرماید.

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

25 بهمن 1398

برادر کوچک شما – سید مصطفی تقوی
نام:
ایمیل:
* نظر: