به روز شده در: ۲۳ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۳:۲۹
کد خبر: ۴۶۳۲۷
|
تاریخ انتشار: ۱۱ مرداد ۱۳۹۹ - ۱۲:۰۱

خبردنا:  این کتاب در شش فصل و 321 صفحه نگارش شده که فصل اول آن به جغرافیای طبیعی، تاریخی و سیاسی ایل بویراحمد ( 1285 تا 1342 هجری شمسی ) و فصل ششم آن نیز به پیامدهای تحولات ناشی از کودتای 1332 تا بازتاب قانون اصلاحات ارضی در بویراحمد در فاصله زمانی ( 1332 تا 1342 ) پرداخته است.

دکتر روشنفکر اُستاد تاریخ دانشگاه دولتی یاسوج در مقدمه این کتاب آورده است:
هدیه به
روان پاک و آسمانی فرزندم، زنده یاد
محمدصادق روشنفکر
همو که برایم دوستی شفیق و یار و یاوری دقیق در عالم معرفت و تحقیق
بود.

***‌       قسمت چهارم 

جغرافیای تاریخی ایل بویراحمد

ایل بویراحمد به عنوان بزرگترین و گسترده ترین ایل از ایل های شش گانۀ کوه گیلویه و یکی از گروه های
اصلی لر است که در دوره های تاریخی و منابع تاریخی به صورت بوئیر (نطنزی، 1362: 40) آمده است. بویر ( دهخدا، 1372، ج 3 ، ذیل ماده ب: 4421 ) و بایرحمت (سعید سیرجانی، 1362:77) آمده است.

زمان دقیق حضور این ایل در ناحیه کوه گیلویه به درستی معلوم نیست. شاید بتوان ادعا کرد که لهجه لری بویراحمدی، از لهجه های جنوب غربی ایران است که ریشه اصلی آنها به طایفه جاکی می رسد (نطنزی، 1362: 41). فسایی نیز آنها را بخشی از اقوام جاکی معرفی کرده است( حسینی فسایی، 1378:270).

بویراحمدی ها آمیخته ای از رشته های قومی بسیاری است که در درازنای تاریخ بر اثر فتوحات، مهاجرت ها و جابه جایی های ایلی و پناهندگی ها به این منطقه وارد و به تدریج اتحادیه ایلی بویراحمد را به وجود آورده اند.  اتحادیه ای که با گذر زمان و در پی جنگ های طولانی با دیگر قبایل و طوایف منطقه، توانست بر بخش های زیادی از کوه گیلویه مسلط و موقعیت خود را تثبیت نمایند(نقشه شماره 3 ). این اتحادیه ایلی در ابتدا از ترکیب چهار طایفه آغاز شد که در غرب منطقه مرکزی بویراحمد فعلی زندگی می کردند. به درستی معلوم نیست که به طور دقیق کدام طوایف نسل اولیه اتحادیه بویراحمد را شکل داده اند و کدام یک از آنها بنیان گزار یا هستۀ
اولیۀ این اتحادیه بوده است اما به نظر می رسد که این اتحادیه در ابتدای تکوین خود شامل طوایف؛ تامرادی،
قایدگیوی، گودرزی، طاس احمدی و اولادعلی مؤمن بوده است.

در سالیان بعد و به دنبال به رسمیت شناختن رهبری آنها (هادی خان) توسط دولت قاجاریه (باور، 1324:87) از طریق انقیاد ، ادغام و جذب دیگر طوایف مجاور توسعه یافت. با قدرت گیری خوانین بویراحمد و تضعیف ایل نویی ، قلمرو بویراحمدی ها در دو حوزه گرمسیری و سردسیری گسترش یافت (مجیدی، 258:1371). در خلال این تغییر و تحولات بسیاری از اجزای طوایف مناطق مختلف مانند نویی، برایی، سادات، شیخ هابیل، آقایی، اردشیری، اولاد میرزاعلی، باباملکی، بادلانی، باتولی، برآفتابی، جلیلی، سرکوهکی، شیخ ممو، عباسی، نگین تاجی و مشهدی، زیلایی، دلاوری، جلاله، زنگنه در ساختار ایلی و سیاسی بویراحمدی ها قرار گرفتند و به مرور حاکمیت خود را برآن تثبیت کردند ( کیهان، 2/88: 1311 ). در پی تثبیت حضور بویراحمدی ها در منطقۀ کوه گیلویه،

حاشیه : ( ایل نویی از ایلات مقتدر و با ثروت کهگیلویه بود که مهمترین مراتع و چراگاه ها را در اختیار داشت و این اقتدار تا زمان به قدرت رسیدن سلسله - قاجار ادامه داشت. آخرین خان ایل نویی محمدشفیع خان بود که در سال 1248 ق به کلانتری رسید و در مدت زمان کوتاهی در اثر سیاست و حسن تدبیر به کلانتری و ضابطی تمام کهگیلویه مفتخر گشت و آن چنان مقتدر بود که تمام خوانین کهگیلویه مطیع و فرمانبردار او بودند. ضعف و ناتوانی جانشینان او همچون عباس خان و محمدباقر خان از یک سو و قدرت گیری خوانین بویراحمد از دیگر سو به تدریج باعث تضعیف و پراکندگی ایل نویی گردید و سرانجام با شکست آنها در جنگ معروف پهناللی توسط بویراحمدی ها، طوایف و تیره های آن در دیگر ایلات ادغام شدند. ( باور، 108 : 1324 ) ( غفاری 139: 1378 )

به تدریج میان خوانین و کلانتران به عنوان رهبران ایل، اختلاف و جنگ و جدال درونی بر سر قدرت و ریاست بالا گرفت. نتیجۀ این اختلافات، تقسیم قلمرو آنها به دو منطقۀ بویراحمد سردسیر و بویراحمد گرمسیر بود. محمد طاهر خان پسر هادی خان، کلیۀ نواحی بویراحمد را به دو ناحیه تقسیم نمود و آنچه از بلاد شاپور در تصرف داشت، به علی محمد خان _  فرزند ارشد خود - و دو برادرش واگذاشت و به همان نسبت، از تیره های بویراحمد بر آن ضمیمه کرد.

آنچه از نواحی تل خسرو و رون در اختیار داشت، به عبدالله خان و خداکرم خان - پسران کوچکتر خود - داد و به همان نسبت، از تیره های بویراحمد بر آن ضمیمه کرد (باور، پیشین: 76) اما به رغم این تقسیم بندی و توصیه های مؤکد محمد طاهر خان به فرزندانش مبنی بر پرهیز از جنگ و جدل با هم، دوباره اختلاف و جنگ میان خوانین، منجر به تقسیم بندی بویراحمد سردسیر به دو منطقۀ بویراحمد علیا و بویراحمد سفلی گردید (صفی نژاد، 1368: 222) 

بویراحمد سردسیر: از شرق به ناحیه ییلاقی قشقایی ها، از شمال به حوزه بختیاری، از مغرب به دشمن زیاری و کوه خائیز در نزدیکی بهبهان، از جنوب غرب به چرام و نواحی باوی و از جنوب شرقی به منطقه ممسنی محدود است ( سلطانی، 1392: 239/1 ). طول آن از گردنه بیژن در کوه دنا (ناحیه سی سخت) تا تنگ تکاب در کوه خائیز می باشد. این منطقه نیز به دنبال کشته شدن کریم خان، میان خوانین (شکرالله خان و پسران کریمخان) با وساطت امیرمجاهد سردار جنگ به دو ناحیه، بویراحمد سفلی و علیا تقسیم گردید.

بویراحمد سفلی که سهم شکرالله خان گردید، معروف ترین و وسی عترین منطقه از مناطق سه گانه بویراحمدی ها بود. این منطقه که بیشتر کوهستانی است از روستای گنجه ای در نزدیکی یاسوج امروزی شروع و به کوه خائیز در نزدیکی بهبهان ختم می شود. مهمترین منطقه گرمسیری بویراحمد سفلی دهدشت و اطراف آن می باشد که روستای پیلی (ضرغام آباد کنونی) در نزدیکی دهدشت، مرکز قشلاقی خان نشین در فصول سرد سال و قصبه چنار مرکز ییلاق نشین آن بود. چون خان ها زنان متعددی داشتند هر کدام از زنان آنها در منطقه ای از این مناطق همیشه حضور داشتند. مثلاً عبدالله خان ضرغام پور که جانشین پدرش شکرالله خان گردید، همسران سه گانه او در سه ناحیه ضرغام آباد، لوداب و دروهان حضور داشتند. (جهانبین،18/4/1398 مصاحبه). بخشی از طوایف و تیره های ایل بویراحمد در حوزه جغرافیایی بویراحمد سفلی یکجانشین بودند و اگر کوچی داشتند فاصله بین ییلاق و قشلاق بسیار کم بود.

به عنوان نمونه، طوایف بادلانی، سرکوهکی، اکثریت سادات امامزاده علی (در سرفاریاب و لوداب)، بخش هایی از تامرادی ها در مناطق مختلف بویراحمد سفلی و بسیاری طوایف و تیره های دیگر. اغلب این طوایف که جزء اتحادیه ایلی بویراحمد
سفلی بودند بیشتر به کشاورزی و در کنار آن به دامداری مشغول بودند. آن بخش دیگر ایل که کوچ نشین بودند از نوع کوچ مداوم نبودند و نیمه کوچ نشین بودند و زمستان ها را در منطقه قشلاقی و تابستان ها را در منطقه ییلاقی سپری می کردند و فاصله بین این دو منطقه بسیار اندک بود. ناحیه سی سخت که امروزه به شهرستان دنا معروف است، بخشی از بویراحمد سفلی محسوب می شد که سی سخت و هم مناطق پیرامونی آن مانند کریک ، دلی ، توتنده ، گندیخوری ، چیتاب ، صالحان ، نقاره خانه ، پاتاوه ، چناربرم  ، بادمگان ، بن زرد ، ده شیخ و بسیاری روستاهای دیگر در ناحیه یاد شده یکجا نشین بودند و اگر کوچی صورت می گرفت بسیار کوتاه و معمولاً از ده کیلومتر کمتر بود. بویراحمد علیا که سهم فرزندان کریم خان بهادرالسلطنه گردید به دلیل سرمای شدید منطقه اغلب کوچ نشین بودند و منطقه قشلاقی آنان در محدوده شهرستان های امروزی گچساران و باشت و نیز بخشی از منطقه رستم ممسنی بود. اینان نیز نیمه کوچ نشین محسوب می شدند و زمستان ها را در مناطق گرمسیری سپری می کردند که معمولاً از اوایل پاییز تا اواخر اردیبهشت
به طول می انجامید و مدت زمان کمتری از فصول سال را در منطقه ییلاقی می گذراندند.

بویراحمد گرمسیر: از شمال به ناحیه دهدشت و بهبهان، از مغرب به ماهور زیدون، از جنوب به ماهور میلاتی و ناحیه باوی، از شرق به باوی و چرام محدود است. طول آن از مله (گردنه) پیرگل سرخ تا ده پشت دیل هشت فرسنگ و عرض آن از لیشتر تا نازمکان حدود شش فرسنگ می باشد. مهمترین قراء آن عبارتند از آرو (مرکز خاننشین بود)، دیل، اسپر، مارین، نازمکان، لیشتر، دشت مور (کهگیلویه و بویراحمد، 1392:247/1 ). اغلب مردم این مناطق یکجانشین و مرکز ییلاقی نداشتند. بخش زیادی از بویراحمدی ها یکجانشین و یا دارای کوچ های کوتاه مدت بودند. آنهایی که نیز ییلاق و قشلاق می کردند، نیمه کوچ نشین بودند و فاصله بین سردسیر و گرمسیر بسیار کوتاه بود زیرا که شرایط جغرافیایی و آب و هوایی منطقه به گونه ای است که فاصله بین منطقه سردسیر و گرمسیر را بسیار کوتاه کرده است. (نقشه های شماره 5 و 4).
با وجود تقسیم بندی سه گانه میان خوانین، آتش اختلاف و جنگ میان آنها خاموش نشد و اختلاف و رقابت ادامه داشت و تاریخی سراسر جنگ و رقابت و اختلاف میان بویراحمدی ها حاکم بود تا اینکه کریم خان بویراحمدی توانست قدرت دیگر خوانین را مهار و خود تنها و یگانه، خان قدرتمند شود. او برای همکاری هایش با حکومت فارس در سال 1319 قمری، به بهادر السلطنه ملقب گردید (تقوی، 1377 : 226 ). 

در زمان ریاست وی منطقه ی دشتروم که متعلق به ممسنی ها بود در اختیار بویراحمدی ها قرار گرفت( غفاری 1378: 438). بویراحمدی ها در زمان کریمخان به اوج قدرت خود رسیدند اما به دنبال تحت فشار قرار گرفتن برخی از خوانین و کلانتران دیگر توسط کریم خان، سرانجام او در سال 1327.ق توسط مخالفان خود که ( اغلب متعلق به بویراحمد سفلی بودند) به رهبری شکرالله خان بویراحمدی و ملاقباد سی سختی کشته شد. با شکل گیری حکومت پهلوی، ابتدا خوانینی چون شکرالله خان و سرتیپ خان با رضاخان سردار سپه در سرکوب شیخ خزعل همکاری کردند. علت آن درخواست امیرمجاهد از شکرالله خان بود (سلطانی، 1392: 236/1 ). خوانین مذکور که نمی خواستند تابع حکومت مرکزی باشند و قدرت خود را از دست بدهند با تکیه بر موقعیت جغرافیایی منطقه در مقابل حکومت و قانون ایستادند که این مقاومت، منجر به جنگ خونین تنگ تامرادی گردید. هر چند بویراحمدی ها در این جنگ قریب به دو هزار سرباز، درجه دار و افسر ارتش را کشتند اما نتیجه نهایی جنگ منجر به تسلیم آنها شد (تقوی مقدم، 1377: 357 ). پیامد نهایی جنگ تنگ تامرادی علاوه بر تسلیم و سرکوب خوانین، منجر به حضور و استقرار نظامیان در منطقه ی بویراحمد شد و این روند تا سال 1320.ش ادامه داشت.

با سقوط رضاشاه در شهریور 1320.ش قدرت خوانین احیاء و دوره ای دیگر از خودسری، سراسر منطقه را فراگرفت.(باور، 1324:76). هرج و مرج و غارت و جنگ در دهه 1320 .ش به اوج رسید به گونه ای که بدتر از دوره ما قبل رضاشاه شد. باید توجه داشت که توده مردم از چنین وضعیتی به شدت متنفر و ناراحت بودند اما عده ای بودند که با هر انگیزه ای دور خوانین جمع و هیزم بیار آتش می شدند. با خروج متفقین از کشور و تلاش حکومت برای برقراری نظم و امنیت در منطقه، کم کم و بسیار کند زمینه برای برقراری امنیت فراهم شد و تقریباً در دهۀ 1330.ش اوضاع منطقه به نسبت آرام و قدرت خوانین تا حدود زیادی محدود گردید.

این وضعیت تا آغاز دهه 1340 .ش ادامه داشت. در پی طرح لوایح شش گانه و به خصوص طرح اصلاحات ارضی، خوانین بویراحمد دوباره دست به کار شدند و شورش تازه ای را علیه حکومت و قانون اصلاحات ارضی راه انداختند تا بار دیگر عدم تمکین نسبت به قانون را به نمایش بگذارند. این شورش در اسفندماه 1341 ه.ش آغاز و با کشته شدن رهبران اصلی شورش یعنی عبدالله خان ضرغامپور در هیجدهم خردادماه 1342 و تسلیم شدن ناصرخان طاهری در تیرماه 1342 پایان یافته اعلام شد (آریانا، پیشین:256). پیامد و نتیجه این واقعه، انفکاک کوه گیلویه از خوزستان و بویراحمد از فارس بود و سال های بعد استانی به استان های کشور در سال 1355 .ش به نام کوه گیلویه و بویراحمد اضافه شد.

نام:
ایمیل:
* نظر: