به روز شده در: ۰۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۴۸
کد خبر: ۵۹۳۱
|
تاریخ انتشار: ۰۹ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۹
خبردنا - دکتر حسین عسکری : نیک است بدانیم که قومیت یک ذات دارد و یک سایه. یک صورت دارد و یک معنا. در گذشته ذاتش محبت و لطف به دیگران بود. مهمانوازی و انسان دوستی بود. گستراندن خوان بی حد و مرز بر مهمان بود.

 وجود مکتب خانه ها، حافظان قرآن و نهج البلاغه، شاهنامه خوانان، مصلحان محلی، روحانیون معنوی، رسومات محلی و جشن های زیبا، طبیبان محلی زبردست، باورهای عامیانه، ضرب المثل های نیکو، اشعار و یاریارهای معنادار و معنابخش، ذات های دیگری از این هویت بوده اند که ما را نسبت به بازسازی هویتی که اینبار توام با معرفت بیشتری باشد امیدوارتر می سازد. اینها همه الطافِ « ذات و معنای» قومیت گرایی در بین لر ها بوده است. میوه های شیرینی که درخت هویت و البته معرفت ما را در طی تاریخ فربه کرده بود.

 بسیاری از این خصوصیات نیکو که به صورت ژنتیکی بین نسل ها انتقال می یافتند امروز تحت تاثیر تهاجم فرهنگی و شَبَه مدرنیته رنگ و رو پریده شده اند و سایه هایی پدید آورده اند که نه تنها دلربا نیستند بل دل آزارند. سایه هایی که رفتارهای روزمره ما در جامعه به حساب می آیند و ساحت فکری ایلمان را عقیم کرده است. اکنون ارزش های نیکوی قومیتی، ماهیت و معنای خود را از دست داده و نسل امروز بین ارزش های سنتی و مدرن به دام افتاده اند و به بلاتکلیفی محض مبتلا شده اند. اکثر جمعیت لرها خاصیت های مطلوبی را که برشمرده ایم دیگر دارا نیستند.

 حکایت حال و روز فرهنگ ما شبیه به حکایت « فاوست» گوته است که در اوج خوشبختی روحش را به شیطان می فروشد. ما «ذات» و «معنای» قومیت را به بهای ناچیزی به «سایه» و «صورت» مدرنیته فروخته ایم. محصول این فرایند تولید یک نوع از قومیت است که هویت اش رنگ پریده و معرفت اش زدوده شده است.

 داستان نسل امروزین لرها که در این جغرافیا زیست میکنند و ارزش های نیکوی عصر سنت را به گوش شنیده اند و از طرفی محصولات ظاهری مدرنیته را به چشم دیده اند، شبیه به داستان عاشقی است که دوست دارد هم دستی به زلف یار داشته باشد و هم دستی به جام می.

 
"حسین پناهی "که خود برخاسته از این خاک بود و در این فرهنگ زیسته بود، احتمالا در پستوی ذهنش چنین آشفتگی هایی او را به خود وامیداشت که اینطور می گفت:

«ما فرزندان این قرن کافریم

قرن مانیفست های سیاه نیچه

و تزهای خاکستری بکت

قرن تلیت ترش تماته و دنیای پست مدرنیسم»

 
آری! قرن ما سلامت نفسش را از دست داده و مردم ما در نوسان بین سنت و مدرنیته به سر می برند. نه می توانند مدرنیته را از سر تا پای بپذیرند و نه می توانند طایفه شان را در این قرن کافر، که محصول مانیفست ها و تزهای سیاه و خاکستری نیچه و بکت هست، به باد فراموشی بسپارد.

سنت و مدرنیته در این جغرافیا و در این زمان چنگ در چنگ هم انداخته اند و هر کدام می خواهد دیگری را پنجه بر گلو بگذارد و بر خاک بیفکند. لرها از یک طرف نمی توانند (شبیه کلان شهرها)، فردگرایی را که محصول نگاه رمانتیسم مدرن است در ایل و تبار و قوم خود بسط دهند و از آفات جمعگرایی قومی در امان بمانند و از سویی دیگر، از جمعگرایی قومی و قبیله ای به ستوه آمده اند. به همین علت ناچارا صلح شان دسته جمعی است و خشونت شان گروهی و قومی و قبیله ای.

 باید پذیرفت که پدیده های زنده اجتماعی برای تداوم حیات فرهنگی و معنوی خود باید حداقل به یک ویژگی آراسته شوند. یا نیازمند هویت فربه اند یا معرفت فربه. قوم لر امروز با نهایت تاسف تا حدودی از هر دو جوهر تهی شده است. از لحظه ای که مشامش به بوی مدرنیته عطرآگین شده، هویتش را از دست داده و دچار بی معرفتی در معنا هم شده است.

به همین دلیل و دلایل فراوان تر می طلبد فعالین فرهنگی به فرآیند «معرفت بخشی و هویت سازی به ایل لر» به چشم یک پروژه نگاه کنند. باید این مطلب را هم در نظر داشت و بر این اندیشه صحه نهاد که قومیت گرایی در دنیای امروزین یک واقعیت و یک حقیقت غیرقابل حذف است. حتی در کشورهای مدرن امروزی چون ترکیه، ترک و غیر ترک وجود دارد.

 کشورهای عربی از قضا شبیه به افغانستان و ایران طایفه طایفه اند. در آن سوی این قاره، در آفریقا، نلسون ماندلا فردی بود که جهانی می اندیشید و در جهت رفع تبعیض بین انسان ها تلاش فراوانی کرد. علی رغم اندیشه جهانی اش نهایتا جسمش را در میان قبرستان طایفه تامبو به خاک می سپارند.

 دفن یک چهره جهانی در قبرستان یک طایفه بومی، یک پیام بیشتر ندارد و آن این است که قومیت حذف ناشدنی است. در ابتدا تصور بر این بود که با هجوم مدرنیته، قومیت قابل حذف است. ولی گذر زمان دست رد بر این نظریه زد و ثابت شده که حتی ابزارهای مدرن چون واتس آپ، تلگرام و اینستاگرام منجر به تشدید «قومیت گرایی غیر معرفت اندیشانه» در بین لرها شده است.

باید با نهایت جسارت گفت که ما لرها متاسفانه میوه های تلخی بر درخت فرهنگ خود پرورانده ایم. میوه هایی که کام مان را تلخ نموده و وجهه ی نامطلوبی از ما بر جای نهاده ست.

 وقتی نشود قومیت را حذف کرد باید کوشید تا ذات و روح آن را تلطیف کرد. برایند همه افعال و اعمال ما (حتی سکوت فعالین فرهنگی در برابر ناهنجاری های اجتماعی) منجر به فربه شدن سبک هایی از قومیت گرایی گردید که ماهیتش چیزهایی از این قبیل اند: قوم گرایی هنجارستیزانه، قوم گرایی دگم اندیشانه. قوم گرایی غرض اندیشانه.

 از یک سو در ابتدا با تولید و توزیع جک های تحقیر آمیز بر علیه خودمان، ماهیت مان را در برابر تمام قومیت های ایران که به لحاظ فرهنگی بهتر از ما نبودند فرو کاستیم. به عنوان نمونه به جای معرفی «سرو لار» باشت به عنوان یکی از کهن ترین موجودات زنده روی زمین، دست به آتش سوزی عمدی محیط زیست می زنیم. به جای اینکه آثار باستانی خود را به سایر اقوام معرفی کنیم اثر باستانی «برد چهره» را در کهگیلویه بزرگ تخریب می کنیم.

رکورد دار بیشترین میزان درگیری شکارچی و شکاربان در کشور هستیم. قلیلی از بزرگان طوایف که ثروت فراوان دارند به جای اینکه پولشان پشتوانه اصحاب قلم باشد پشتوانه اصحاب چماق شده است. خشونت دسته جمعی شبیه به «شَبَه» هملت در بین همه طوایف سرگردان است. خشونت گویا قبله ی هر قبیله شده است.

به شکلی که قوم لر رکورد دار خشونت دسته جمعی در کشور شده است. دغدغه مندان فرهنگ به جای اینکه لباس سنتی قوم شان را به تن کنند، که فراموش شده است، تفنگ را به عنوان نماد در عروسی ها به کودکان نشان میدهند تا خشونت به صورت کاملا اصولی در ذهن شان نهادینه شود. خشونت امروز بخشی از هویت ماست. اینها میوه های تلخ قومیت گرایی اند.

 فهم ما از دنیای امروز محدود به همین موارد شده است. محرومیت همه جانبه ی جغرافیایی که قوم لر در آن زیست می کنند محصول فرایندهای غیر معرفتانه از این قبیل اند. قومیتی که به لحاظ تئوریک از معرفت در آن خبری نباشد نخبگانش روز به روز کم جان تر و کم زور تر می شوند.

 روح چنین قومی در ستیز آشکار با انسان های توانمند و علمی و ارزشی خواهد بود که می توانند معادلات جدیدی را رقم بزنند، هویتی نوینی را به ارمغان آورند و از آبشخور افکارشان محرومیت هایی زدوده شود.

 امروزه ما با این روند حرفی برای گفتن در سطح ملی نخواهیم داشت. نقاط روشنی در این فرهنگ باقی نمانده است. خصوصیان نیکویی را که در مقدمه برشمردیم به باد فراموشی سپرده ایم. نه موسیقی بومی فربه ای داریم که به آن ببالیم نه شخصیت های کلان فرهنگی تولید کرده ایم که جان و جهان قوممان باشد. همه این کاستی ها محصول نگاه نامطلوبمان به دنیاست.

 در بین قومیت ها زیستن و فراقومیتی اندیشیدن همان اصل معرفت بخشی ست. معرفت بخشی به یک قوم یعنی درونی سازی ارزش های انسانی.

 ارزش هایی از قبیل رعایت حقوق شهروندی، حرمت نهادن به طبیعت، پرهیز از شکار، احترام به قانون های عام المنفعه و دوری از خشونت های دسته جمعی. اگر این ارزش ها درونی سازی شود، می توان گفت که آن قوم عمیقتر شده است. درونی سازی این ارزش ها فقط به کمک نخبگان میتواند صورت گیرد: هنرمندان، روحانیون، شاعران، موسیقی دانان. نویسندگان. رجال سینما، ورزشکاران و ...

 ساختارهایی که صندوق رای با خود آورده اند مسله دیگری را برای قومیت ها تولید کرده اند. در عصر سنت ها کسی غالب بود که زور بیشتری داشت امروز کسی غالب است که طایفه اش به لحاظ جمعیتی در کثرت است. باز در اینجا هم از معرفت اندیشی خبری نیست.

 منفعت اندیشی قومیتی در اینجا غالب تر شده است. نتیجه این روح «قومیت طلبی دگم اندیشانه» منجر به تقویت فرومایگان و تضعیف انسان های توانمند خواهد شد. در این ساختار اگر نخبگان راستین بخواهند راه به جایی ببرند باید شبیه به مهاجمان اساطیری یونان دست به ساخت « اسب چوبی آتنی» بزنند.

 یکی از مسایلی که اخیرا به آن پرداخته شده است تغییر نام استان بوده است. تغییر نام استان کهگیلویه و بویراحمد شاید چشمی را نمناک و دلی را غمناک کند ولی در عوض بر معرفت قومیتی ما در بلند مدت می افزاید.

 در عصری که یک کودک ده ساله از بزرگانش می پرسد کهگیلویه ای است یا بویراحمدی؟ و این پرسش منجر به مرزبندی فکری و تولید حب و بغض در ذهن آن کودک خواهد شد، دیگر اصراری بر باقی ماندن این نام نیست.

 تغییر نام استان یک اندیشه ی فراقومیتی است. قومی که لباس سنتی اش را که نمادش می باشد به تن نمی کند، قومی که کودکش را لهجه زدایی می کند تا لری سخن نگویند، قومی که از وجود آثار باستانی در نقاط مختلف استانش بی اطلاع است، تغییر نام استان نباید برایش چالش هویتی بیافریند. ستون های هویت ساز یک قوم، لباس و زبانش است.

اصرار بر عدم تغییر نام استان نه تکلیف است و نه فضیلت. درست است که تغییر نام استان، کارخانه تولید نمی کند، اشتغال ایجاد نمی کند ولی تغییر نام استان نه قداست زدایی از فرهنگ است و نه حرمت ستانی از آن. اگر واژه کُشی باشد فرهنگ کُشی نیست. می تواند نقطه شروعی برای تولید یک هویت نو باشد. هویتی که درآن خشونت دسته جمعی جایگاهی ندارد. هویتی که در آن توانمندان واقعی اش همان نخبگان اند. هویتی که در آن زبان لری زنده است ولی ارزش های جهانی و انسانی با لهجه لری سر داده می شود.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱۱
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۱۷ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
2
0
سلام با نام كهگيلويه و بويراحمد بهتر است با عوض كردن هيچي عوض نمي شود
براي انهايي كه نمي توانند به زبان بياورند از نام كشورهاي انكليسي سخت تر نيست
سید ابراهیم یوسفی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
0
2
کاملا با دکتر موافقم چون با عوض کردن اصلا قرار نیست هویت و تعصب و گذشته و ارزشها را نابود کنیم اتفاقا باید ارزشها و سنت ها و ... را تقویت نمود.
خدا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۰۴ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
0
0
بابا تغیرش بدید
ما چیمون مثل بقیه استانها است
بویراحمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۹ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
1
1
جناب آقای دکتر عسکری تغییر نام استان گره گشای مشکلات آن نخواهد بود.باید دلایل قانع کننده تری برای نظر خود داشته باشید.شاید طرح این موضوع آن هم از طریق سایت خبری آقای علیبازی در راستای پروژه جدید برای انحراف افکار مردم استان از مسئله ای خاص باشه یا اینکه.....
...
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
1
0
حوزه ثلاث در پی تغیر نام استان هستند ولی اینو بدونند که ایل بویراحمد به هیچ وجه نمیگذارند نام استان تغیر پیدا کنه. درود بر ایل بویراحمد و نام استان
محمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
2
1
حرف مفت و قلمبه سلمبه حرف زدن آدمایی مثل عسکری حال آدمو بهم میزنه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۸/۰۹
0
2
اگه اسم استان عوض شه خیلی عالیه ماخودمون توش گیرکردیم امیدوارم که درحدحرف نباشه
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۴
0
0
اگر روزي خواستيم تعريفي از هويت مان براي نسل بعد داشته باشيم بايد چي گفت انهاي كه تلاش كردند جان و زندگي خود را در دست گرفتند و رفتند براي هويت استان تلاش كردند بايد چه جوابگو باشيم در گذشته خيلي دور كه اسمي از استان نبود و بقيه استانهاي همجوار ان نميخواستند كه چنين استاني باشد هنوز هم از همان مردان شايد زنده هستند يا كساني داريم كه انها و مكافات كه كشديدند را ديده اند حالا ما خود بلند شديم كه كار ناتمام ان استان ها را انجام بديم مشكل نه از نام است از ماست با احترام
فرشاد ف
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۰۹ - ۱۳۹۵/۰۸/۱۶
1
0
روز ان فرارسیده که تعصب راکناربگذاریم وجایگاه وارزش استانمان رادرسطح کلان کشوری نمایان سازیم به دوراز قوم گرایی وبرمبنای اصالتی ازنسل اریوبرزن جایگاه مردان نامی که به ناحق ازمردم بزرگ این استان گرفته شده همه باهم برای دیار این استان فرهنگ اصیل عشایری رادرگوشه وگوشه ایران طنین اندازنماییم
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۰۳ - ۱۳۹۵/۰۸/۲۶
1
0
جناب دكتر در خصوص مطالب مربوط به سنت و مدرنيته و آوردن مفاهيم ارزش ها و ناهنجاريها در اين زمينه(در مقاله: تغيير نام كهگيلويه و بويراحمد ضروري است/آغازي دوباره براي هويتي نو ) باتون موافقم ولي مطالب مربوط به تغيير نام استان را مخالفم و ارتباطي نامربوط و ناموزن بين اين مفاهيم ذكر شده كه اصلا قابل هضم نيست. اينكه شما مي گوييد تغيير نام استان می تواند نقطه شروعی برای تولید یک هویت نو باشدكه به تبع آن ميتوان ناهنجاريها عصر حاضر رو از بين برد:
چگونه ميتوان با تغيير نام استان (استاني كه مركب از چندين طايفه است كه با ريشه يابي دقيق بين ايلات استان همه آنها به دو طايفه بزرگ كهگيلويه و بويراحمد برميگردد)ناهنجاريهاي اجتماعي رايج و شايع در گوشه كنار اين پهنه جغرافيايي رو به هنجارها و ارزش هاي اجتماعي مبدل نماييد؟
مگر ميشود با تغيير نام استان از ميزان خشونت طلبي كاست؟
مگر ميشود با تغيير نام استان لهجه لري رو زنده كرد كه ديگر، خانواده ها از تغيير لهجه لري فرزندانشان دست بكشن؟
چگون ميتوان با تغيير نام استان از ميزان ناهنجاريها كاست؟
اينكه ما هنجارها و ارزش هاي سنتي غرور آفرين ديروز رو كنا گذاشتيم و در عصر مدرن به ناهنجاريهاي اجتماعي رو آورديم همه اينها به فرهنگ و نحوه تربيت فرزندانمان و سبك و شيوه زندگي و طرز تفكر و انديشه برميگردد و هيچ ارتباطي به نام استان و تغيير نام آن ندارد.
درست است كه شايد براي بعضي بيسوادان و رجال سياسي، بعضي از عوام و حتي خواص تلفظ نام استان كهگيلويه و بويراحمد كمي سخت و طولاني باشد اما مطمئن باشيد با تغيير نام استان علاوه بر اينكه شناساندن نام جديد براي ساير هموطنان نيازمندن سپري شدن وقت و زمان زيادي دارد تبعات ناگواري را در زمينه صنعت نوپاي گردشگري و به تبع آن وضعيت اقتصادي و اجتماعي استان رقم ميزند مطرح كردن چنين موضوعي فقط فرصت سوزي و هدر دادن وقت و زمان است
بيايد با تغيير دادن شيوه و سبك زندگي و فرهنگ سازي، ناهنجاريها رو از بين ببريم و به سمت اهداف والا و ارزش ها و هنجارهاي اجتماعي مفيد گام برداريم و ناخودآگاه به مسائل حاشيه اي( كه بعضي از نمايندگان و مديران طايفه اي و ناسيوناليسم هر از گاهي براي همشهريان و هم استاني هاي عزيزمان ايجاد ميكنند) دامن نزنيم. تنش زا عمل نكنيم.
اميدوارم كه خداوند منان عاقبت همه ما را ختم به خير نمايد.
2
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۸
0
0
بسمه تعالی
سالها است که اکثر مردم این استان از نامگذاریهائی که افراد بی سواد یا مغرض در شناسنامه انها ثبت کرده اند و تا کنون بسیاری از فرزندان این مردم در کلاسهای درس مدرسه و دانشگاه و در مجامع از بیان و یا خواندن اسم و فامیل خود شرمسار و خجالت زده می شوند . با تصویب به جا ی این امر که افراد می توانند با هزینه ای اندک نام و یا فامیل خود را تغییر دهند بسیاری از جوانان برای انتخاب نامهای دلخواه و جدید شتافتند ونه تنها هویت انها خدشه دار نشده بلکه هویت بهتری پیدا کردند و از نام جدید خود نیز لذت می برند و احساس شخصیت می کنند . چرا برخی از ما بی جهت و بدون تحلیل بر طبل از دست رفتن هویت خود می کوبیم . کدام هویت گیلویه و بویر که بودند و ما از هویت انان چه می دانیم و چه افتخاری برای این استان افریدند؟
کمی به خود بیائیم و اجازه دهید نامی مناسب و ساده و آشنا برای سایر مردم کشور انتخاب شود . امروز دنیا به سمت خلاصه کردن بیان و کلام است .نام طولانی استان ما باعث تنفر عمومی از ذکر و بیان آن به شمار می آید.
نام:
ایمیل:
* نظر: