به روز شده در: ۰۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۱
کد خبر: ۷۵۶۳
|
تاریخ انتشار: ۰۱ آذر ۱۳۹۵ - ۱۶:۳۸
خبردنا -علی بویراحمدی :  ناخودآگاه باورهایی در ضمیر اغلب ما وجود دارد که گرچه به زبان نمی‌آوریم اما بدان عمل می‌کنیم، باورهایی از این دست که خانواده‌ یا خاندان من برحق است، دلیلی هم لزوماً در ذهن نداریم، شاید به این خاطر که ما عضوی از آن هستیم! همه‌ی ما پذیرفته‌ایم که قومی که ما به آن تعلق داریم، قوم برگزیده است و هیچ‌کس حق ندارد از گل نازک‌تر درباره‌ی آن صحبت کند.

بدبختانه اگر نسبت به این چیزها حساسیت نداشته باشیم گویی چیزی در وجودمان، یا چیزی از هویت قومی ما کم است. اما عقل و منطق به ما می‌گوید - دست کم زمانی که درباره‌ی دیگران فکر می‌کنیم؛ کمی از شدت تعصب‌مان کم می‌شود- هر انسانی از هر خانواده‌ای می‌تواند لغزش‌هایی داشته باشد، هر قومی هم ممکن است باورهای درست یا غلط جمعی داشته باشد. پس هر کسی حق دارد که در مورد شخص ما، خانواده‌ی ما، شهر ما و قوم ما اظهار نظر انتقادی بکند، حتی اظهاراتی که خوشایندمان نباشد.

 به هر حال،  این نوع نگاه خطرناک را به طور خلاصه می‌توان نوعی تلاش برای تمایزطلبی جمعی دانست. یعنی من باید حتماً زبان و لهجه‌ی خاص خودم را حفظ کنم، لباس خاص خودم را بپوشم تا تمایزم آشکار شود و باید تمام عقاید و ارزش‌های سنتی موروثی‌ام را به قیمت جانم حفظ کنم. 

نکته‌ای که لازم است بدان بپردازم این است که اثر این نوع تفکر خطرناک بر فرار از خود انتقادی نخبگانی یا در کل کسانی است که در مقابل هر گونه انتقاد از قومیت‌ها و طرح مشکلات آن‌ها موضع‌گیری خصمانه می‌کنند.

 برای نمونه می‌توان به موضع برخی از کسانی که در مناطق غربی حتی استان ما  در مقابل ساخت فیلم‌های چون «عروس آتش» و «بمانی»  و اخیرا  هم تغییر نام استان اشاره کرد. این فیلم‌ها هر کدام به نوعی وضعیت اسف‌بار دختران در این مناطق و خودسوزی را به تصویر کشیده بودند که با واکنش‌های شدیدی روبرو شدند. بسیاری از آنان این واقعیت را که به لحاظ آماری قابل استناد بود اساساً رد می‌کردند و جالب این است که عده‌ای دیگر می‌گفتند که اصلاً دیگران حق ندارند درباره‌ی مشکلات ما صحبت کنند!

از این رو، مناطقی که گرایش‌های قومی در آن شدید است عموماً از نظر رفاهی هم سطح پایین‌تری از بقیه‌ی مناطق دارند، بنابراین اگر نارضایتی فعالان سیاسی ، اجتماعی و قومی آن مناطق بر پایه‌ی محرومیت‌های موجود باشد کاملاً قابل درک است، اما بدبختانه واقعیت این است که معمولاً این مسائل برای فعالان محلی در حاشیه قرار می‌گیرد و بیشتر به دنبال تمایزطلبی هستند.

در حقیقت  این نوع نگاه دگماتیسم در دنیای مدرن توجیهی ندارد. پذیرفتن این موضوع که در برخی مناطق باورهای رایج اما غلط، مشکلاتی اساسی را برای رشد فرهنگی و اقتصادی آن مناطق به وجود آورده است، شهامت زیادی می‌طلبد. واقعیت‌ تلخ این است که مسئله قومیت گرایی در استان شاید در حل بعضی از مسائل جزئی نقش داشته اما مسائلی از قبیل توسعه و پیشرفت استان چیزی نیست که با قومیت‌گرایی بلکه با قومیت زدایی برطرف می شود. بنابراین، وجه تمایز روشنفکران از دیگران، پذیرفتن معایب و خطاهای خود و اجتماع پیرامون خود است.

بنابراین با توجه به موضوع تغییر نام استان و بازتاب رسانه ای آن لازم است به چند نکته اساسی اشاره شود که شامل:

1. مختار امبو" دبیر کل پیشین یونسکو، در ارتباط با توسعه، پالایش فرهنگی  را به عنوان یکی از نیروهای عمده جلو برنده تاریخ مطرح  می¬کند. پالایش فرهنگی یکی از مهمترین اصول در رویکرد توسعه پایدار است و لازمه آن، شناخت دقیق فرهنگ خویش، نقد و ارزیابی آن، مشخص کردن ویژگیهای مثبت و تقویت آنها و تشخیص ویژگیهای منفی و زدودن تدریجی آنها از چهره فرهنگ است.

 کاربرد این اصل در توسعه استان کهگیلویه و بویراحمد امری بسیار لازم و ضروری  می باشد. متاسفانه یکی از خصوصیات بارز و بسیار منفی و ضد توسعه  جامعه ایلیاتی استان، تمامیت خواهی است که عقبه ای آن به بافت قبیله ای استان بر می گردد به گونه ای که شکل مدرن این نوع تفکر در استان هم به صورت سردسیری - گرمسیری نمایان شده است.

برای مصداق عینی این نوع تفکر، می توان به: برچیده شدن یکی پس از دیگری دیکتاتورهای دنیا و همچنین وقوع انقلاب های بزرگ قرن بیستم خصوصا پیروزی انقلاب اسلامی ایران که حاصل تمامیت خواهی گروهی در اقلیت بودند، اشاره کرد. پس این باید درس عبرتی برای جامعه ایلیاتی استان ما باشد. چون تمامیت خواهی به ذات خود، ضد توسعه و محکوم به فناست.

2. نسل جدید کشور و به تبع آن استان حقیقتا قداست زدایی و تابوشکنی می کنند. آن مسایل هویتی، تاریخی، فرهنگی و... که برای نسل اول و حتی دوم، خطوط قرمز محسوب می شوند، برای نسل سوم اینگونه نیست. این ساختار شکنی را در نسل کنونی از قبیل امر ازدواج، طلاق و... به وضوح می بینیم. چقدر پدران و مادران به فرزندان خود التماس می کنند این دختر خاله، این پسر عمو یا دخترعمه شماست طلاق نده یا نگیر؛ اما گوششان به هیج وجه بدهکار این مسائل نیست. حقیقتا در بحث تغییر نام استان هم به همین گونه عمل خواهند کرد.

چه بخواهیم و چه نخواهیم اگر امروز نتوانند، حداقل در آینده نزدیک؛ تغییر این اسم را به عنوان یک مطالبه عمومی مطرح و نهایتا هم موفق خواهند شد. پس چه بهتر مردم و مسئولین همین امروز برای تغییر نام استان، خود پیشقدم شوند.

3.  واقعیت امر تلفظ نام استان  چه برای مردم بومی و غیر بومی، چه مسئول و غیر مسئول سخت است. در فیش آب و برق، حقوق و دستمزد، سرشماری نفوس و آمار، در  مکاتبات اداری (بیشتر به صورت ک.ب)و... این  هم کاملا  برای دوست و دشمن هویدا است یا اصلا فکر می کنند ما جز استان چهار و محال بختیاری هستیم که در مکاتبات اداری خود به مراتب با اسم چهار و محال بختیاری نامه ارسال می کنند . نمونه بارز آن اقای جهانگیری معاون اول رئیس جمهور که اخیرا دچار این اشتباه شده است.

4. تغییر نام شهر یا استان نه برای اولین و نه آخرین بار در کشور اتفاق افتاده و خواهد افتاد. بلکه تا حدودی شبیه این موضوع تاکنون در کشور بوده که نمونه بارز آن،  تغییر نام باختران به کرمانشاه، عبادان به آبادان، بنی طرف به دشت میشان، سلطانیه به اراک، گامبرون به بندر عباس، رضائیه به  ارومیه، تراکمه به لامرد، گاوبندی به پارسیان، امله به گیلان غرب، اصفهان امروزی (نزدیک به چهل اسم عوض کرد) و دهها شهر دیگر.

نکته جالب اینجاست عده قلیلی (بیشتر نسل اول) که مخالف تغییر نام استان می باشند بچه های آنها، موافق صدرصدی تغییر نام استان هستند. یکی از دلایلی هم می آورند این است که اگر برای پدران ما، هویت تاریخی، فرهنگی و اسم استان خوب است چه دلیلی دارد مخالفین تغییر نام استان هنگام تولد فرزندان خود، شناسنامه به اسم تهران، شیراز و..می گیرند یا برای کارخانجات خود منشی از استان های همجوار یا اصلا پلاک ماشین های آنها به جای اینکه به اسم استان  باشد به اسم استانهای دیگر است. پس بین گفتار، رفتار و کردار این گروه تناقض یا به اصطلاح پارادوکس وجود دارد.

5.  با مردم استان برای امر بسیار مهمی مثل تغییر نام استان آن هم در شرایط کنونی کشور، باید شفاف و از مجرای قانونی آن صحبت کرد و متولیان قانونی تغییر نام استان  نباید وارد مسایل حاشیه ای، قومی، سیاسی و باندی شوند و کار قانونی خود را انجام دهند.

همانگونه که حاکمیت وقت و تیمسار علیزاده در سال 1355 اسم کهگیلویه و بویراحمد را برای استان انتخاب کردند، امروز هم مسولین عزیز کشوری و استانی برای تغییر نام به همین گونه عمل کنند. پس انجام این کار مهم و ماندگار، مدیران جسور و ریسک پذیری می طلبد و الا بحث تغییر نام استان با گفتن متیل، کنایه، استعاره، ایما ، اشاره، تهدید، توهین و... تاکنون حل نشده و نخواهد شد.

6. تغییر نام استان به صورت علنی از زمان آقای "اسما عیل دوستی" استاندار وقت تا به امروز هر از گاهی به رسانه ها کشید می شد و نهایتا هم نتیجه ای در برنداشت. اما اخیرا به صورت یک مطالبه عمومی و جدی توسط مردم به خصوص مسئولین پیگیری می شود. این را هم اظهارات اخیر ائمه جمعه استان، استاندار، تصویب شوارای عمومی فرهنگی استان و  حتی اظهار نظر بعضی از مسولین سپاه نشان می دهد.

از این رو، به نظر می رسد تصمیم اجرایی تغییر نام استان، فراتر از استان کلید خورده (تصمیمی از بالا به پایین)و هر چیزی هم بوده بعد از سفر اخیر ریاست جمهوری به استان اتفاق افتاده است. نه مسئولین استانی و نه مجمع نمایندگان استان بنا به ملاحضات سیاسی و امنیتی آن از پرداختن به چنین موضوعی همیشه دوری یا در لفافه صحبت می کردند.

پس آنچه ظاهر قضایا نشان می دهد بر اساس جلسه اخیر اعضای شورای فرهنگ عمومی استان کهگیلویه و بویراحمد تغییر نام استان تصویب شده اما آن چیزی که مهم است اتفاق نظر بر سر اسم جدید استان است که پیشنهاد می¬شود طبق یک نظر سنجی بیطرف توسط متولی اصلی آن (استانداری)  با نظر خواهی از مورخین و پژوهشگران تاریخی استان بر روی نامی که به نوعی در برگیرنده کل مناطق استان به لحاظ تاریخی و سرزمینی به اجماع نسبی برسند. اگر این مهم انجام شده که چه بهتر، اگر هم نه؛ هرچه سریعتر اقدام نمایند.

البته ناگفته نماند: مسئولین، نویسندگان، رسانه های استان به خصوص صدا و سیما به جای ایجاد تنش،  افکار عمومی استان را به لحاظ روانی دعوت به آرامش و برای پذیرش مصلحانه (دموکراسی گونه) تغییر نام آماده  کنند. زیرا اتفاق افتادن چیزی که خواست اکثریت مردم است یعنی تحقق دموکراسی. پس امروز با زبان ارعاب و تهدید نباید با مردم صحبت بلکه با زبان خود مردم با مردم صحبت کرد و امروز همه چیز  هم با مذاکره و تعامل قابل حل و فصل است.

باید گفت:  قدرت های بزرگ دنیا به خصوص آمریکا، بیش از سه دهه با جمهوری اسلامی ایران با زبان تهدید صحبت می کرد و حاضر به مذاکره نبود، اما نهایتا در قضیه برجام متوجه این موضوع شد که ایران یک هژمو ن منطقه ای است و نهایتا به این نتیجه رسید که از طریق مذاکره و گفتگوی دوطرفه به موضوع مناقشه برانگیز هسته¬ای باید همیشه فیصله داد به گونه ای که نگاه برد و باخت آن تبدیل به بازی برد برد شد و تغییر نام استان برای اکثریت هم استانی های عزیز: بویراحمدی، باوی، طیبی، بهمئی، دشمن زیاری، چرامی، قشقایی، اصفهانی، بهبهانی و...  هم بازی برد برد است.

جناب آقای استاندار؛ تغییر نام استان کهگیلویه و بویراحمد یک اسماعیل ططری می خواهد آیا شما می توانید اسماعیل ططری ما باشید و برای همیشه در تاریخ ماندگار شوید؟

غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۱
0
1
برعکس نشه صلوات خخخ ططری اسم کرمونشاهو برگردون اونی که بخواد کهگیلویه رو تغییر بده با هویت تاریخی این استان به مبارزه برمیخیزه .به نظرم برا خودتون ننگ تاریخی رو به جون نخرید خخ یا لااقل اگه میخواید عوض کنید یه اسم جالب و توجه وگرنه زاگرس یا لرستان جنوبی اصلا جالب نیستن .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۱
1
1
خدا میدونه که خادمی بدون حمایت تاجگردون نمیتونه یک مدرسه ابتدایی را مدیریت کند
ایرانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۹/۰۲
1
0
چه جالب سال 1355 اسم استان را کهگیلویه و بویراحمد گذاشتند. سال 1395 هم اسم استان را عوض کردند و گذاشتنش زاگروس/ چه اتفاق جالبی بعد از چهل سال انتظار این مهم بوجود آمد.
نام:
ایمیل:
* نظر: