به روز شده در: ۲۶ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۱:۱۵
کد خبر: ۴۳۸۶۳
|
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۸:۵۲
فعال سیاسی و فرهنگی در استان کهگیلویه و بویراحمد نوشت:
توفانِ انتخابات دوم اسفند اگر کابوسی برای سه رقیب ندای وحدت نبوده باشد، آشکارا طومارِ آنان را در هم پیچید. بگذریم که ماحصلِ رأی برخی از نامزدها نیز یارای برابری با رأی کاندیدای پیروز را نداشت.

 خبردنا؛ هجیر تشکری نوشت: «الیزابت کوبلر راس» روان شناسِ سوئیسی واکنشِ اندوهناک و احساسِ آدمیان پس از مرگِ عزیزان خود را به پنج مرحله تقسیم می‌کند:
انکار؛ عصبانیت؛ سرزنش؛ افسردگی و پذیرش.

این «احکامِ خمسه» را می‌توان به عکس‌العملِ انسان در موقعیت‌هایی چون شکست در ساحت‌های فردی یا اجتماعی نیز تعمیم داد. پس از گذار از این مراحل است که فرد یا گروهِ شکست خورده با بازسازی خویش، اعتماد به نفس از دست‌رفته‌اش را باز می‌یابد، و درصددِ کنترلِ خود و امورِ پیرامون برمی‌آید.

توفانِ انتخابات دوم اسفند اگر کابوسی برای سه رقیب ندای وحدت نبوده باشد، آشکارا طومارِ آنان را در هم پیچید. بگذریم که ماحصلِ رأی برخی از نامزدها نیز یارای برابری با رأی کاندیدای پیروز را نداشت.

قبل و حتی پس از این شکستِ معنادار، برخی ابتدا با «انکار» تعلقِ «روشنفکر» به اردوگاهِ مردم، درصددِ مصادره‌ی او برآمدند. دیری نگذشت که با روشن‌تر شدنِ اتیکتِ روشنفکر و اعلام برائت او از رادیکال‌ها، «عصبانی» شدند و خشم خود را بر سرِ وی و هم پیمانانش فریاد زدند. اندک زمانی بعد با نورافکنی بر کنشِ نامزدهای خود به دنبال یافتنِ مقصر برای درهم ریختگی تشکیلاتی و شیرتوشیری گفتمانی! خود برآمدند. آنان عدمِ ائتلاف را عاملِ شکستِ خود ارزیابی کردند، و به «سرزنشِ» برخی از رهبران خود پرداختند. این گروه، ناتوان از تحلیلِ پیامِ انتخابات، اکنون در مرحله‌ی «افسردگی» پس از ورشکستگی سیاسی به سر می‌برد. این احساس، با خودزنی و تخریب بی‌سابقه و سازمان‌یافته‌ی فرد پیروز و توهین به دهها هزار رای‌دهنده توأم شده است.

در این مرحله، فرافکنی به اوج خود می‌رسد؛ به گونه‌ای که پیج‌های جعلی و سایت‌های منسوب به این دوستان و دوستان دست چندم با جهلی‌ مضاعف مشغول عقده‌گشایی شده‌اند. انتظارِ طبیعی آن است که لایه‌های این طیفِ «مهّم» امّا نه چندان «مفیدِ» سیاسی، بیش از این به پیش نروند، بلکه به خویش آیند و برای کم کردنِ سطحِ ضربه‌ی روحی ناشی از این شکست، واردِ مرحله‌ی «پذیرش» شوند.

جریان‌های رقیب برای عبور از بحرانِ مشروعیت خویش، به جای ترس از گذشته و وحشت از آینده، یا شیطنتِ رسانه‌ای و بازیگوشی سیاسی، علی‌القاعده می‌بایست «با حوصله‌ی یک معلم انشاء» سر در گریبانِ تفکر فرو بَرَد و راهی برای غنی‌سازی فکری خود بیابد. اقتضای بلوغ و عقلانیتِ سیاسی و لازمه‌ی مدیریتِ بحران، پیشه‌کردنِ تقوای سیاسی، تن دادن به قواعدِ بازی، تمرکز بر انتخاب و قضاوتِ افکارِ عمومی و تصحیحِ دیکته‌ی سرشار از اشتباهِ خویش است.

واقعیت آن است که ایجادِ چالش و کارشکنی برای رقبا، به علامتِ تجاری و برندِ سیاسی مخالفان ندای وحدت در همین بازه‌ی زمانی کوتاه بدل شده است. همزمان با مراحل یادشده، بدلیجات فکری با «…تکیه بر فرع به جای اصل و پرداختن به امر فردی برای گریختن از امر جمعی و طرح یک حق کوچکتر برای جهل از یک حق بزرگتر» (به تعبیر دکتر شریعتی)با تمامِ ظرفیتِ خود فرد منتخب را به چالش کشیده‌اند. هر هفت دقیقه یک چالش. از تشکیک در حسن‌ نیّت مردم تا اخلال در جشن خودجوش آنان و….

آیا این یقه‌گیری‌ها و عربده‌کشی‌ها کاملاً تصادفی است؟ یا آنکه این ژست‌های سیاسی چیزی نیست جز گلاویز شدن با رأی و اراده‌ی مردم؟!
قاعدتاً جریان ندای وحدت می‌بایست با اتخاذِ تصمیماتِ درست و تمهیداتِ مناسب، «واکنش» به «چالش»‌های یادشده را مدیریت کند. به طورِ کلی و فشرده برای مواجهه با این سنگ اندازی‌ها، سه گونه عکس العمل را می‌توان پیشنهاد داد.

۱- مقابله و غلبه: 

در مواردی که هتّاکان، منتخب جریان ندای وحدت را به چالش می‌کشند، لازم است هم شخصِ ایشان و هم مشاوران رسانه‌ای، مقتدرانه و تمام‌قد به مقابله با چالش‌گران و غلبه بر چالش بپردازند. در این بُعد، فقدان واکنش‌، چالش‌گران را جری تر خواهد کرد.

۲- واکنشِ مؤثر

در مواردی که تخریب‌چیان قصدِ ایجاد شکاف سیاسی میان مردم را دارند، بایاست که بزرگان این جریان، قاطعانه از ندای وحدت دفاع کنند. همچنین، انتظار می‌رود روشنفکران، کنشگرانِ سیاسی، فعالانِ مدنی و اجتماعی، و روزنامه‌نگاران بیش از پیش به حمایت از منتخب مردم بپردازند.

۳- عدمِ واکنش:

بخش عمده‌ای از هیاهوی موجود، سبک‌سری سیاسی، پروپاگاندا و چالش‌های ناچیزی‌ست که فاقدِ ارزشِ توجّه و پاسخ است. این بخش با فرکانسِ صدای بالا، به میزانِ زیاد و توسطِ گروهی اندک صرفاً با هدفِ اتلافِ وقت و انرژی منتخب مردم طراحی و اجرا می‌شود. «شنیده‌ها» حاکی از آن است که حتّا صفحاتی چون “یاسوجیان‌نیوز” برای انتشار اخبارِ دروغ و تخریب مداوم راه‌اندازی شده است، تا منتخب مردم سرگرمِ صدورِ تکذیبیه و پاسخ و حواشی آن شود. در این موارد که به لحاظ کمّی نیز حجم بالایی از چالش‌ها را در بر می‌گیرد، بهترین واکنش، حفظِ خونسردی و عدمِ واکنش است. پرهیز از واکنش‌های نامنظم و پراکنده نیز نباید فراموش شود.
«علیرضا فرهمند» روزنا

مه نگار و مترجمِ خوشنام و کاربلد، (بنا بر روایتِ یکی از همکارانش) می‌گفت: «جهان را محافظه‌کارها ساختند و رادیکال‌ها خراب کردند.» خدایش بیامرزد. او شاید فراموش کرد که بگوید البتّه جهان را اخلاق‌گرایان می‌توانند «اداره» کنند. منوط به آنکه محافظه‌کاران زبانِ نفی در کام کشند، پای از جای بردارند و گامی به پیش نهند؛ و رادیکال‌ها شمشیرِ دشمنی در نیام کنند، دست از خرابی بکشند و گامی به پس نهند.

می‌شنیدم فحش و خر می‌راندم
ربِّ یَسِّر زیر لب می‌خواندم
هر زمان می‌گفتم از سوز درون
اِهد قومی انَّهم لا یعلمون

 

نام:
ایمیل:
* نظر: