به روز شده در: ۲۶ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۱:۱۵
کد خبر: ۴۴۳۳۶
|
تاریخ انتشار: ۲۸ اسفند ۱۳۹۸ - ۰۰:۰۳
نخستین دیدارم با این "فیدل کاسترو"‌ی تراشیده، خوش پوش و خوش بیان با آن صدایِ گرم و گیرا و رسا، به نیمه دهه ۶۰ بر می گردد.

خبردنا - دکتر علی مندنی پور؛  از خدائیم و به سویِ "او" باز می‌گردیم.

خبر کوتاه بود، دکتر فریبرز رئیس دانا هم در رویارویی با کرونا از پای درآمد!
 
بزرگ مردِ عرصه سیاست، فرهنگ و اقتصاد، ازمبارزان درد کشیده و مدافعانِ راستین و عملگرایِ قشرِ موسوم به آسیب‌پذیرِ جامعه به ویژه "کارگران".

هم او، که در شجاعت و رُک گویی و پایبندی به عدالتِ اجتماعی زبانزد بود و شیفته‌ی ایرانی آباد و آزاد و مستّقل، درد و رنجِ سرطان راتحمّل و از پای نیفتاد، امّا به ناگاه پذیرای این میهمانِ ناشناخته وناخوانده گشت و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

نخستین دیدارم با این "فیدل کاسترو"‌ی تراشیده، خوش پوش و خوش بیان با آن صدایِ گرم و گیرا و رسا، به نیمه دهه ۶۰ در همایشی با عنوان:

"فرهنگِ توسعه در جامعه عشایر" در شهرِ شیراز به میزبانی دانشگاه شیراز (بخش جامعه شناسی و برنامه ریزی) وسازمان امور عشایر ایران برمی‌گردد.

من نیز به عنوان عضو هیات علمی، با توّجه به زادبوم عشیره‌ای و رشته تحصیلی ام، در کنار دیگر همکارانِ آن روزها، در جایگاه برگزار کنندگان این همایش ضمنِ انجام وظیفه میزبانی در یکی از پَنِل‌های دو روزه، مقاله‌ای در این زمینه ارائه نمودم که مورد اقبال و تشویقِ شرکت‌کنندگان ودر این میان دکتر رئیس‌دانا قرار گرفت.
این بزرگوار نگاهِ جامع و فراگیر و از همه مهمتر آرمانی به مسائل و مشکلات مبتلابه جامعه خاصه " حاشیه نشین ها" داشت.

جایگاهِ جامعه عشایر را در قبالِ دولت‌ها چونان کارگر در مقابلِ کارفرما ارزیابی می‌کرد، براین باور بود، نقش و اهمیّت واقعی این جماعتِ زحمتکش در گذرِ تاریخ نادیده انگاشته شده، واقعیّتی انکار ناپذیر که اهلِ درد و درک بدان اذعان داشته و دارند!

فرجامِ طرح موسوم به اسکانِ (یک جا نشینی) عشایررا چیزی شبیه تخته قاپوی دوره رضا شاه با اندکی تفاوتِ ظاهری و بدون نتیجه ارزیابی می‌کرد و بر این باور بود، با این وعده و وعید‌ها نه تنها منزلتِ انسانی، که کارکردِ اقتصادی شان در آینده‌ای نه چندان دور از خاطره‌ها زدوده خواهد شد.

در گذرِ چند دهه گذشته و در نشست‌های علمی به دفعات پایِ صحبت گرم و گیرا، رهنمود‌ها و درد دل‌های این استاد فرزانه و دلسوز در زمینه‌های گوناگونِ توسعه کشور در ابعاد گوناگون:

اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی نشسته و از خرمن دانش آن مردِ مردم دوست، بقدر وُسع خوشه‌ها بر گرفتم.

اندیشمندی که هماره "توسعه نا متوازن" را سدّ راه پیشرفت و ترقی جامعه قلمداد می‌کرد، که اینچنین بوده، هست و در مسیری که پیش می‌رود، اینگونه خواهد بود!

درگذشتِ این استاد بزرگ و ایران دوست را به جامعه علمی کشور، خانواده و بازماندگانِ آن زنده یاد، به ویژه خانواده ارجمند شادروان بهمن‌کشاورز (سرکار خانم افراخته و دو فرزندش بهارک و کریم کشاورز) تسلیت می‌گویم.

از درگاهِ ایزد یکتا، برای آن زنده یاد، آمرزش و برای اعضای خانواده و فامیل‌های وابسته، دوستان و همفکرانش، شکیبایی و تندرستی آرزو دارم.
نام:
ایمیل:
* نظر: