به روز شده در: ۰۳ آذر ۱۳۹۹ - ۲۰:۳۶
کد خبر: ۴۸۰۸۷
|
تاریخ انتشار: ۱۸ آبان ۱۳۹۹ - ۱۳:۵۵
طنز تلخ ماجرا آنجا بود که هر شخص با اندک سرمایه خود که وارد این دور باطل و مخرب میشد با محاسبه قیمت های آتی کالای خریداری شده، احساس کامیابی و کسب سود می نمود.

خبردنا - سید رازق بهیار مقدم(بلادی نیا): بالاخره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با پیروزی کاندیدای حزب دمکرات به پایان رسید و جهت گیری ۴ سال آتی سیاست خارجی آن کشور در قبال موضوعات و مسائل بین المللی از جمله چالش های فی مابین ایران و آمریکا تا حدود زیادی روشن شده است.

این البته به معنای تایید تمام خوش بینی های عامیانه ای که در فضای اجتماعی و رسانه ای جامعه ما در خصوص ترمیم روابط بین دو کشور و به تبع آن بهبود وضعیت اقتصادی بوجود آمده است، نمی باشد. بلکه صرفا هموارتر شدن راه برای امکان مذاکره و دستیابی به تفاهم بین دو دولت را مطمح نظر دارد که نتیجه نهایی آن به عوامل عدیده دیگری از جمله اراده سیاسی طرفین و برآیند لابی های موافقین و مخالفین آن دو بستگی دارد.

جو بایدن رییس جمهور منتخب آمریکا البته به صراحت از لزوم بازگشت به برجام سخن گفته است اما بدون تردید بازگشت آن کشور به برجام نیز مستلزم طی کردن پروسه ای نه چندان سهل و ساده است. بطوری که هرچه از فضای مملو از احساسات و شور انتخاباتی موجود فاصله بگیریم به تدریج هسته های سخت این مدعا یعنی کم و کیف صعب و گره های دیپلماتیک بازگشت آن دولت به برجام برای همگان نمایان تر خواهد شد.

با فرض خوشبیانه این واقعه، البته فشارهای نامشروع تحمیلی به ارث رسیده از دولت ترامپ که یک دولت غیرمعمول در عرصه سیاست آمریکا بشمار می آید کاسته خواهد شد و به تبع آن در حوزه اقتصاد نیز قیمت در بازارهایی چون ارز، خودرو، مسکن و طلا بعنوان بازارهای موازی که در ۲ سال گذشته مقاصد مطلوبی برای حفظ ارزش دارایی های مردم بوده است، رو به کاهش خواهد گذاشت.

فراموش نکنیم که همه این خوشبینی ها با فرض تحقق وعده بازگشت دولت بایدن به برجام است. خوشبینی که اکنون تا تحقق آن فرسنگ ها فاصله داریم. برای مثال با آن سرعت و سهولتی که دولت بایدن مجددا به توافقنامه آب و هوایی پاریس ملحق خواهد شد، نمی توان امیدوار به بازگشت به برجام بود.از اینروست که انتظار گشایش کوتاه مدت و حتی میان مدت در اقتصاد کشور چندان قابل قبول نمی باشد.

در اقتصاد تحریم شده ایران، هجوم مردم به سمت بازارهایی که پیشتر مورد اشاره قرار گرفت و عمدتا با انگیزه حفظ نقدینگی و قدرت خریدشان صورت می پذیرفت با منطق اقتصاد خرد یک خانوار قابل دفاع است اما در مقیاس گسترده تر این عطش کاذب در سمت تقاضا موجب کاهش عرضه و بالا رفتن بیش از پیش قیمت ها می گردید.

طنز تلخ ماجرا آنجا بود که هر شخص با اندک سرمایه خود که وارد این دور باطل و مخرب میشد با محاسبه قیمت های آتی کالای خریداری شده، احساس کامیابی و کسب سود می نمود. فارغ از اینکه در عمل بنیان اقتصاد کشور به سرعت در حال تحلیل رفتن و فرسایش است.

 واقعیت تلخ تر اقتصاد ما، وابستگی یک طرفه آن به تحولات خارجی بویژه تحولات داخلی دولت متخاصم آمریکاست و این دقیقا نقض غرض هدف والایی بود که همواره بر آن -از جمله در سند ابلاغی سیاست های کلان اقتصاد مقاومتی- تاکید شده است.

وابستگی اقتصاد کشورها به یکدیگر بویژه در یک سده گذشته واقعیتی پذیرفته شده است اما وابستگی یک سویه اقتصاد یک کشور همچون ایران نشانه ضعف مفرط بنیان های اقتصادی آن است. مشخصا این ضعف و سستی در اقتصاد ما ناشی از تحریم های چند سال اخیر بوده و برون رفت از این تحریم ها برای اقتصاد ما جنبه حیاتی دارد.

سخن آخر؛ پیروزی بایدن و بازگشت دمکرات ها به کاخ سفید اگرچه در مقایسه با رییس جمهور غیر معمول آن کشور یعنی دونالد ترامپ این فرصت را فراهم آورده است تا بار دیگر بارقه هایی از امید برای رهایی از این وضعیت نامناسب بوجود آید اما تا زمانی که در عالم واقع چنین اتفاقی نیافتاده است و این اما و اگرها لباس واقعیت به خود نپوشاند هیچ اثر ماندگاری نخواهد داشت. طرفه آنکه مذاکره با رییس جمهور دمکرات چون جو بایدن به مراتب سخت تر از رییس جمهوری تاجر مسلک چون ترامپ است که ان شالله در فرصتی دیگر به دلایل آن خواهم پرداخت.

نام:
ایمیل:
* نظر: