به روز شده در: ۰۸ بهمن ۱۳۹۹ - ۰۷:۵۶
کد خبر: ۴۸۴۶۴
|
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۹ - ۱۷:۱۱
نوخاستگان نژاده که در پی به یغما بردن سرمایه های میهن ند،و ره صد ساله یک شبه می پیمایند،در پیشگاه چنین انسانهای وارسته ای که نه سودای ثروت دارند ونه آهنگ ناجوانمردی،یک لا قبایی شان گواه روشنی ست که خرقه منزه آنها در خانه خمار گروگان تهیدستان و بیچارگانی ست که هیچ نقطه اتصالی با این ثروت و قدرت بی انتهای تهی مایگان ندارند،چاره ای جز خنجر و خیانت و حذف درنیافتند.

خبردنا - دکتر قاسم یزدانی :

بیاموز رسم از بلند آفتاب                                           به هرجا که ویرانه دیدی بتاب

برایت نام شاهنامه ای می گزینیم،چراکه هموراه چونان پهلوانانش می درخشی؛

گاه چون سیاوش برای اثبات پاکدستی و پاک سرشتی ات از همه آتش هایی که بر سر راهت افروختند،میگذری،و گاه همچون تهمتن با فداکاری بی همتا،یک تنه به نبردهای سهمگین تن میدهی،و گاه چونان آرش جان خود در تیر میکنی تا کشور اهورائیت را خدمتگزاری جان برکف باشی.

درگذشته ایلات رسم بود،هرگاه پدری سالیان متمادی را در حسرت زایش فرزندی سپری مینمود،دست نیایش به دادار آفریننده برمیکشید،و زانوی نیازبر پرستشگاهها مینهادکه پروردگار وی را فرزندی بخشد تا ناملایمات زندگی بر او همموار گشته و نابه سامانی هایش به سامان گردد.

بر چنین فرزندی نام شاهنامه ای میگذاشتند بلکه واجدصفات پهلوانی گردد.

روزها و سالها همچنان سپری می شد و زمان در جاودان طی میشد،مادر روزگار در انتظار زایش فرزندی بود.

سرانجام سرزمین سوخته جنوب،فرزندی را پدیدآورد که گرچه در اصالت از نوادگان مردی از کلانتران دیار بویراحمد بود،اما نه هم خون شهریاران بود ونه از هزار فامیل نسب میبرد.

نه به مدد بخت واقبال و نه نیروی آقازادگی و...تنها به اتکای توانمندی ذاتی و نیروی درونی خویش،پله های ترقی را می آزمود وپیش می رفت.

هشت سال در مرکز یکی از حساس ترین استان های کشور که برخی دوره ها چونان آتشگهی بوده ست،منطقه ای امن و آسوده ساخت،و من روزی را میبینم که تندیش عشق و خدمت این مرد را به پاس فداکاری هایش،بر دروازه های بویراحمد برافراشته خواهند داشت.

آنگاه که مراتب خدمت را می پیمود،موجی از شادی نه تنها هم استانی هایش که همه ی آنانکه نامش را شنیده اند در بر می گرفت،این موج شادی تشعشع امواجی بودکه از آن اقیانوس محبت سرچشمه می گرفت.

اقیانوسی؛"کرانه نه پیدا و بن نا پدید" 

مبالغه نیست،چه؛آنگاه که از کنفوسیوس حکیم پرسیدند:آیا میتوان با یک عبارت زندگی را شاد و زیبا نگهداشت؟
و او در پاسخ گفت:بلی،"محبت به دیگران" محبت به دیگران که در مکتب اریک فروم عشق برادرانه نامیده می شود، عشق به ابنای بشر است، که فرد بر مرتبه ای از اخلاق و انسانیت می ایستد،که جز حریر محبت امکان عرضه کالای زمخت دیگری ندارد.

در این قحطسال دوستی و محبت که آدمیانش بوی مرگ و مردگی گرفته اند، او بر این باور است که هنوز هم "زندگی زیباست"و همچون "آتشگهی" نورافشان و گرمی بخش پا بر جاست.

توانمندی های عاطفی او به گونه ای ست که قادر است از یک دشمن خونی، دوستی جانی بسازد، در تلخ ترین رخدادهابازهم میشود از وجود حرارت بخش او انرژی و نیرو گرفت.

میتوان رمز سربلندی این فرزانه خردمند را در مدیریت خلاق و جسورانه اش جستجو کرد. مدل مدیریتی که او در مناصب گونه گون نهادینه کرد و میراثی که تاکنون به جا گذاشته،علاوه بر همگن سازی و ایجاد مدیریت یکپارچه،اقتدار توام با خوشرویی معجزه گر رابه یادگار گداشته،پاکدستی،تعامل و مدارای منطقی بخشی از چشمه جوشان فضائل اوست که به جامعه امروز ما ارزانی شده است.

در این رهگذر همواره بر این پیمان بوده که انسان محور توسعه است و برای توسعه منابع انسانی چه رنجهاکشیده و زخم زبانهاشنیده و دشمنی ها به جان خریده و دم بر نیاورده است.

نوخاستگان نژاده که در پی به یغما بردن سرمایه های میهن ند،و ره صد ساله یک شبه می پیمایند،در پیشگاه چنین انسانهای وارسته ای که نه سودای ثروت دارند ونه آهنگ ناجوانمردی،یک لا قبایی شان گواه روشنی ست که خرقه منزه آنها در خانه خمار گروگان تهیدستان و بیچارگانی ست که هیچ نقطه اتصالی با این ثروت و قدرت بی انتهای تهی مایگان ندارند،چاره ای جز خنجر و خیانت و حذف درنیافتند.

تلاش آشکار ناپاک دستان برای رسیدن به ثروت های باد آورده مجال تاب آوری این آخرین حلقه سلسله پاکان را نخواهد داشت.

جدال پنهان یک فرد با یک مرد،فردی که از آغاز وزارتش توان مدیریت قیمت مرغ را در این کشورنداشته! با مردی که با آمدنش جان تازه ای به معادن ایران بخشید و در این شرایط تحریم با ارائه الگوهای مدیریت چند وجهی توانست دهها هزار میلیارد تهاتر رقم زده و میلیاردها دلار به خزانه بیمار اقتصاد ایران تزریق کند،نا گفته پیداست که پیروزی با فرد است یا با مرد؟

غریب پور در این وانفسای دولت بی صاحب،به پاس آنهمه فداکاری پاداش خوبی دریافت نکرد،همواره در خاطره ها داریم هرگاه مدیری در مقیاس خرد یا ملی عزل میشود،ابراز خوشحالی میگردد،ای کاش امکان به تصویر کشیدن این موج غریب و بی سابقه انزجار از این برخورد نا به هنگام و نابخردانه میسر میشد.

این دولت فرصت جبران این خسارت سنگین را دارد،انتطار عموم این است که به نحو شایسته ای جبران و دلجویی گردد.

بدین رواق زبرجد نوشته اند به زر                              که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند 

انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
حسینعلی یزدان دوست بویراحمدی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۰۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۱۹
3
0
درود بر دکتر قاسم
حمید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۵ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۰
0
0
مطلب شیرین و خواندنی بود،نویسنده قدر شناس به زیبایی خدمات غریب پور بزرگ را عنوان کرد، کاش ۵عریب پور دیگر داشتیم.
ناظر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۱ - ۱۳۹۹/۰۹/۲۲
0
0
چه رابطه زنده ای بین معلم ادبیات و کارخانه سیمان این مدیحه ایجاد کرد
نام:
ایمیل:
* نظر: