به روز شده در: ۰۱ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۵:۴۰
کد خبر: ۵۲۴۶۴
|
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۴۰۰ - ۱۱:۳۷
از نظر تقسیمات سیاسی و اقلیمی بویراحمد سردسیر دارای دو ناحیه علیا و سفلی است که بعد از قتل کریم خان بهادرالسلطنه ضابطی این دو منطقه از همدیگر مُنفک گردید. بویراحمد علیا در قیومت فرزندان کریم خان و بویراحمد سفلی تحت کنترل فرزندان شکرالله خان ضرغام الدوله (پسر عموی کریم خان) قرار گرفت.

خبردنا- ” امین نظری علی آباد”؛ به اذعان تاریخ گزیده حمدالله مستوفی، جاکی یکی از طوایف قوم لر است و یکی از طوایف کوچنده از جبل السماق شام (کردستان سوریه) می باشد که همراه با طوایفی از قبیل مماسنی،کمانکشی،لیراوی، بختیاری و حدودا ۲۰ طایفه دیگر در زمان عباسیان پای به سرزمین لرستان نهادند. بر اساس آخرین تقسیم بندی قومی کهگیلویه مشتمل بر اقوام سه گانه جاکی، آغاجاری و باوی بوده. همچنین جاکی خود مشتمل بر دو قوم چهار بنیچه و لیراوی است. بویراحمد یکی ازاقوام چهارگانه چهاربنیچه شامل(بویراحمد و چرام و نویی و دشمن زیاری) است.

لیراوی مشتمل بر لیراوی کوه و لیراوی دشت می باشد.

آخرین کلانتر چهاربنیچه کریم خان بهادرالسلطنه بویراحمدی بود که زمام امور چهار ایل بویراحمد، چرام، دشمن زیاری و نویی را در دست داشته و در اواخر قاجار توسط برخی از سران قبایل و اقوام خود در محلی به نام نعل اشکنان بویراحمد به قتل رسید.

سرزمین بویراحمد دارای دو ناحیه سردسیری و گرمسیری است. ناحیه گرمسیری را بویراحمد گرمسیر و ناحیه سرحدی را بویراحمد سردسیر می گویند.

کلانتری و ضابطی این نواحی در اختیار خاندان کی ملک بوده. بر اساس و مدارک موجود ۲ کی ملک سرپرستی بویراحمدی ها را بر عهده داشته اند.کی ملک اول به نام ملکشاه بویراحمدی در حدود سال ۸۵۶ هجری قمری و قبل از سلطنت شاهان صفوی می زیسته است.

در منطقه گدارتختی بهمئی جنوبی سر راه کت به لیکک یک تخته سنگی کوچک وجود دارد که در جلوی آن چنین نوشته شده((صفرست و خمسین ثمانماء)) (به خط ملک شاه بویراحمدی). در زیر جمله مذکور دو دایره کوچک چون دو دایره جدا از هم ولی در کنارهم دیده می شود که در بالای آن تارخ زمان نقر به عربی نوشته شده که از آن تاریخ تاکنون بیش از ۵۸۰ سال می گذرد. در زمان محمدطاهرخان بویراحمدی کلانتری ناحیه سردسیری و گرمسیری از هم جدا گشته و بین فرزندان وی تقسیم گردید. از زمان کی ملک تاکنون خان نشین های بویری، برایی، نوئی و کوهمره توسط خاندان وی ضمیمه سرزمین بویراحمد گشته.

از نظر تقسیمات سیاسی و اقلیمی بویراحمد سردسیر دارای دو ناحیه علیا و سفلی است که بعد از قتل کریم خان بهادرالسلطنه ضابطی این دو منطقه از همدیگر مُنفک گردید. بویراحمد علیا در قیومت فرزندان کریم خان و بویراحمد سفلی تحت کنترل فرزندان شکرالله خان ضرغام الدوله (پسر عموی کریم خان) قرار گرفت.

ایلات دیگری قبلا در بویراحمد دارای اقتدار بوده اند از جمله ایل برائی که نسلها است از هم فرو پاشیده و فقط خاطره کمرنگی از آن در اذهان باقی است و اکنون از آن فقط طایفه کوچکی باقی مانده. آخرین کلانتر برائی محمدعلی خان برائی نام داشته که توسط اولاد کی ملک(خوانین نوپای بویراحمد) در اواخر زندیه و اوایل قاجار تضعیف و از قدرت خلع گردد.

ایل نویی

ایل نویی نیز تا اواسط عهد قاجار مقتدرترین ایل کهگیلویه بوده و حدود یک و نیم قرن پیش به سرنوشت ایل برایی دچار شده و مضمحل گشته و طوایف آن ضمیمه سایر ایلات از جمله بویراحمد و دشمن زیاری گردید. ایل نویی در زمان محمد شفیع خان نویی از تیره محمود شاهی در زمان خود در اوج اقتدار بوده. یک آبادی از محمودشاهی ها و اعقاب محمدشفیع خان در زیدون بهبهان زندگی می کنند.

ایل کوهمره

از ایل کوهمره یادگار قوم شبانکاره و ایرانیان باستان نیر فقط نامی بر جای مانده. قلمرو ایل کوهمره کوه گیلویه حدفاصل دو رودخانه پرین و خیرآباد استاین ایل پس از فروپاشی قومی مابین دو ایل بویراحمد و باوی تقسیم گردید. بازماندگانی از این قوم در روستاهای بویراحمد گرمسیر و باوی (اطراف جبال خامین و دیل ) تا به امروز زندگی می کنند.

بویراحمد

یویراحمد کنونی دارای مردمانی لر زبان و نژادی مختلط از اقوام کوچنده وبومی است. نام بویراحمد مترادف با دنا است .قله ای رفیع که به صورت طولی از شرق به غرب بر فراز بویراحمد سردسیرامتداد دارد. این سرزمین کوهستانی دارای ارتفاعات بسیار ی مانند ساورز دیل خامی شورم ماه پرویز و تامر است.

مردم بویراحمد در قدیم دارای دو نوع زندگی یکجا نشینی و عمدتا عشایری بودند و قسمت هایی از خاک ممسنی باوی و کهگیلویه را بعنوان قشلاق تا کنون در تصرف خود دارند. وسعت یئلاق و قشلاق این مردم از دنا تا حوالی بهبهان و کهگیلویه گچساران وممسنی گسترده می شود. و گاها تا کازرون خشت و دشتستان نیز می رفته اند.بیشترین گستره کوچ مربوط به ایل تیرتاجی(نگین تاجی) است که از محلی بنام گاودانه در دامنه دنا و آب نهر و دشت سیب مداب به دشت مور، کوه برد، فیلگاه، گچ عوض،لیشتر بزرگ و لیشتر کوچک،پاقلم، دشت گز،خوشاب،چم یگدر،کوه دین,دره لا و تنگ دالی در جوارقلعه گلاب و زیدون خوزستان کوچ می کنند.

اما در این اثنی می توان از قوم یا سرزمینی به نام کوهمره میتوان یاد کرد که به دلایلی نامعلوم تجزیه و میان ایلات بویراحمد و باوی تقسیم گشته. قسمتی ضمیمه بویراحمد گرمسیر و قسمت دیگر باشت و باوی فعلی است.

نژاد مردم روستاهای کهن بویراحمد گرمسیر مانند دیل و مارین از این قوم است. شایان ذکر است تا سده های واپسین شمسی خبری از قومی به نام باوی در این میان نبوده و اینان شعبه ای از طایفه عرب خوزستان به نام باوی هستند که به دلایلی نامعلوم از قبیله و عشیره خود جدا گشته و مهاجرت نمودند. ( ملاثانی مرکز بخش باوی خوزستان است) مهاجرت این تیره از عربستان خوزستان منتهی به تصرف بخشی از قلمرو کوهمره گردید.

(باشت و باوی دارای دو نژاد مردمی بومی و کوچنده است)

اردشیری و عباسی

از زمان سابق تا کنون دو گروه نژادی وجود داشته که بویراحمد را به دو نژاد عباسی و اردشیری تقسیم می کرده. قبل از اسلام شبانکارگان از ساکنان باستانی بویراحمد بوده اند. حضورشبانکارگان بعنوان اسپهبدان پارس در صحرای رون تا سال ۴۳۰ قمری در منابع قابل تشخیص است. تا شکل گیری اتابکان لر شبانکارگان در منطقه حضور داشته اند.همچنین تا اوایل صفویه شواهدی از حضور آنان در منطقه وجود دارد. بعضی دیگر از طوایف مانند تیرتاجی(نگین تاجی)، آقایی، سادات و … دارای نژادی متمایز هستند. طوایف کی گیوی،تامرادی،تاس احمدی،گود سرابی، اولاد علی مومن و… اردشیری بوده و طوایف چیتابی، صالحانی و سارانی و… عباسی می باشند.

گروه قومی اردشیری نژاد خود را به اردشیر بابکان یا شبانکارگان می رسانند. طایفه رئیس که حضور آنها در بخش زیادی از جنوب ایران مشهود است دارای پیوستگی و قرابت نژادی با اردشیریها (شبانکارگان) می باشد. شاید نگین تاجی ها بیشترین سابقه زندگی در این زیست بوم را داشته باشند.

طایفه ای معروف به آقایی در بویراحمد سکنی دارد که خود مشتمل بر تیره های چون بابکانی ،زنگوائی،نرمابی،تلگاهی و آقاعلیرضایی است.نژاد این طایفه کوچنده از طایفه جغتایی ایل آقاجاری خوزستان (ترکهای افشار) می باشد. نیای این مردم آقا قاسم نام داشته که در دوران زندیه پای به بویراحمد گذارد.

(کوچی دیگر) یا (کوچ در کوچ).

کوچهای دائمی دیگری توسط بویراحمدیها صورت گرفته که مهمترین دلایل آن ازدیاد جمعیت,کمبود زمین ومرتع ، نزاعهای محلی و تبعید بوده. مردم بویراحمد از دیرباز مهاجرت هایی به سرزمین های دیگر انجام داده اند بیضا و کامفیروز فارس، اردکان، ممسنی، شاپور و کازرون، گچساران و کهگیلویه، ایل قشقایی و بختیاری عمده نقاط مورد توجه این مردم بوده است. ملا فریدون لر هزار خانوار از کهگیلویه و بویراحمد را در سال ۱۰۷۰ هجری قمری به نواحی فال و اسیر در اطراف لارستان کوچ داد و به مناسبت ازدیاد گله و رمه و حشمی که داشتند محل سکونتشان به گله دار معروف گردید.و پس از مدتی به ساختن خانه های خشت و گلی و برج و بارو اقدام نموده و حکومت منطقه فال و اسیر را به عهده گرفتند. کلانتری منطقه بعد از ملا فریدون به پسرش ملا شکراله گله داری و سپس به فریدون خان مقارن سالهای ۱۱۴۰ تا ۱۱۷۱ قمری رسید.

یکی دیگر از خوانین گله دار محمدطاهر خان است که در سال ۱۲۹۴ به دلیل سرپیچی از حکومت مرکزی توسط معتمدالدوله حاکم قجری فارس دستگیر و در شیراز به دار آویخته شد.عده ای از جلیل ها و تامرادیها در دوران زند به لردگان و خلف آباد رامهرمز تبعید شده و به مرور جمعیت آنها رو به فزونی گذاشت و هم اکنون در آ نجا نشیمن دائم اختیار کرده اند.

تیره ها و طوایف مختلفی از بویراحمد وکهگیلویه در ایل قشقایی به سر می برند. تعدادی از تیرتاجی ها، کی گیوی ها، قائدان، صالحانی ها، گنجه ای ها، شیخ ممو و شیخ هابیلی ها در ایل قشقایی به سر می برند. چند آبادی از مردم بویراحمد نیز در حوالی سده (سرحد چهاردانگه) همچنین گناوه،دیلم و دشتستان استان بوشهر وجود دارد. بویراحمدیها در گچساران دهدشت،باشت، چرام،شیراز،بیضا و کامفیروز، اقلید، ممسنی، رستم و سپیدان دارای طیف بزرگی هستند

(رجوع شود به کتاب شناسنامه ایلات وعشایر کهگیلویه و یویراحمد آقای یعقوب غفاری )

نام:
ایمیل:
* نظر: