به روز شده در: ۰۱ خرداد ۱۴۰۱ - ۱۵:۴۰
کد خبر: ۵۲۵۹۵
|
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۴۰۱ - ۰۸:۱۶
رضاپرمون کارشناس ارشد مهندسی شیمی مدیر تولید و عضو دائمی هیئت موسس مینی پتروشیمی پارس تقطیر کهگیلویه با نگارش یادداشتی به نقد و پاسخ رونامه ایران در مورد "سد آبربز" پرداخت.

به گزارش خبردنا، متن پاسخ کارشناس کهگیلویه به یادداشت روزنامه ایران چنین است؛

پس از سالها سکوت و سردرگمی جامعه شهروندی کهگیلویه بزرگ در برابر معضلات و مشکلات بی شمار شهروندان این خطه ، اخیرا شاهد مطالبه گری های متعدد مردمی در راستای مطالبه ی به حق در خصوص احقاق حق مردم شریف این دیار از حق آبه رودخانه مارون بوده ایم ولی ناباورانه شاهد جوسازی ها و شایعه پراکنی های بی اساس عده ی معدودی از افرادی هستیم که در فضای مجازی و بدور از هرنوع پرسش و پاسخ منصفانه ای با قلم و ادبیات سخیف خود سعی در گمراهی مردم شریف شهرستان بهبهان بر علیه آبادانی سرزمین کهگیلویه را دارند.

لذا پس از تحمل مدتها سکوت به امید جوشش چشمه انسانیت در وجود این افراد متاسفانه همچنان شاهد برافروخته ماندن زبانه های اتش قهر و کینه در این افراد هستیم که اخیرا در روزنامه ایران نیز بستری برای انتشار آن فراهم شده است از این رو اینجانب جوابیه خود را به روزنامه ایران و مقاله غیر کارشناسانه اش را تقدیم میکنم به پیشگاه ۱۱۸۰ شهید مظلوم کهگیلویه و ۲۶ هزار جوان بیکار این دیار.

در قسمت اول مقاله در مورد خسارات ناشی از سد آبریز برای شهر های پایین دستی و تالاب شادگان مواردی ذکر شده است که در جواب باید بگویم؛ اولا مراجعه بکنید به نقشه های هوایی موجود در گوگل و مسیر رود بشار رو ببینند که پس از ادغام با رودخانه های مسیر خود و عبور از ۷ سد تا رسیدن به کارون هیچگونه خسارتی به مناطق پایین دست خود به شرط آبگیری در سیلاب های زمستانه وارد نمی کند.

دوما دوستان استحضار داشته باشید حجم فلاکس دریاچه ارومیه ۱۴ میلیارد متر مکعب می باشد و حجم آب سرازیر شده از شهرستان کهگیلویه ۱۰ میلیارد متر مکعب است و این اعتراضات شما در موقعیتی دارد بیان میشود که غیر از سد مارون با الحاق خط ۹۰ اینچی تازه تاسیس از سد کوثر به مرکز خوزستان که از منطقه گرمز عبور میکند بیش از چهارصد میلیون متر مکعب بغیر از مابقی سهمیه های ۳۵۰ میلیون متر مکعبی قبلی خوزستان که تنها از سد کوثر عاید خوزستان میشود و این در حالی است که در طرح توجیهی سد آبریز ۱۳۵ میلیون متر مکعب آب برای مصارف شرب، صنعت و کشاورزی شهرستان های کهگیلویه لنده سوق و چرام با ۱۴۰ هزار نفر جمعیت و ۷۰ هزار هکتار اراضی مستعد کشت که در استانه تبدیل شدن به شوره زار قرار دارند، در نظر گرفته شده است.

آقای یاقوتی اولا سد آبریز (( نه مارون ۲)) شایان توجه است که حجم سد آبریز تنها یک درصد از حجم کل آب رودخانه مارون را به خود اختصاص می دهد و اگر دین دارید سعی نکنید که با بازی با کلمات افکار عمومی رو منحرف بکنید.

در مورد آقای لاهیجانی و اظهارات وی باید بگویم بله وقتی معاون عمرانی استاندار کهگیلویه و بویراحمد یک خوزستانی انتخاب باشد باید مسئولان خوزستان عرصه رو خالی ببینند و مباحث کشاورزی و عمرانی رو باهمدیگر به چالش کشانده و هیچ کس پاسخگو نباشد.

مسئولان استانی ما کجا هستند وقتی همین آقایانی که ادعا می کنید نخلستانهایشان در حال خشک شدن هستند استخرهای آب ۱۵۰ مترمکعبی خودشان را برای شنا کردن روزانه پر و خالی میکنند امثال شما آقای لاهیجانی چطور است که دغدغه گاومیش های تالاب شادگان را دارید اما در برابر فقر و گوجه چینی زنان و دختران این قوم پاک و مهربان دست روی تنها ۱ درصد از مطالبه به حق آنها میگذارید بنده شما رو به باغات شهرهای مطبوع خودتان دعوت می کنم تا به تماشای استخرهای شنا و کانال های زهکشی آبیاری غرق آبی بنشینید.

حال آنکه در کهگیلویه آب شرب روستاها امروز آلوده به ارسنیک شده کانی ای که هیچ دیکتاتور کوردلی تا به امروز به خودش اجازه نداده است در سلاح های شیمیایی برعلیه بشر استفاده بکند بخاطر عواقب جبران نشدنی آن..

در قسمت دوم مقاله آقای یاقوتی به عدم اهمیت سیل خیز بودن منطقه برای سد سازی اشاره میکنند که توجه ایشان را جلب میکنم به این نکته که بله این منطقه به لحاظ ساختار کوهستانی آن مشکلی برای سیل و رانش زمین ندارد و همینطور به همین دلیل سنگلاخ بودن و کوهستانی بودن متعاقب آن فرسایشی هم نخواهد داشت و این از شاخصه های مهم سد سازی هستش که در این منطقه وجود دارد و هزینه های نگهداری ان را به حداقل می رساند شما باید توجه داشته باشید که تنها یکی از اهداف سد سازی کنترل سیلاب است ،سعی نکنید با گفتن یک جمله درست چهار جمله غلط به خواننده بفروشید.

آقای بااصطلاح مهندس هدف از احداث سد آبریز تامین آب کشاورزی ،صنعت و شرب شهرستان های کهگیلویه چرام لنده و سوق برای ۱۴۰ هزار نفر انسان شریف، دو ابر پتروشیمی و همچنین ۷۰ هزار هکتار زمین زراعی شیرین هست.

در ادامه همین پاراگراف اشاره می کنند به هدر رفت آب در شبکه آب کهگیلویه و من شخصا از شما و هر کارشناس حوزه آبی دعوت میکنم برای شناسایی فقط یک حوزه هدر رفت آب به کهگیلویه بیایید و این مطلب را برای ما روشن بکنید، ما در آب خوردنمان مانده ایم، نزاکت و انسانیت ما رو با این اراجیف به رخمان نکشید که بیشتر از این شرمسار مردانگی های ما باشیم و همسایگی چند صدساله مان را زیر سوال ببرید.

در قسمت دیگری از مقاله آقای بابلی در مورد کیفیت و حجم آب منطقه آبریز ابراز عقیده کرده اند که متاسفانه اعداد و ارقام وی کاملا اشتباه می باشد و باید در جواب وی بگویم که به غیر از منطقه آبریز تنها یک منطقه در پایین دست حوالی موگر داریم که آب آنجا شیرین نیست سهم ان کمتر از ۵ درصد کل آب رودخانه است والا تمام منطقه دارای آب شیرین است و منطقه آبریز در مجموع ۱۵ درصد از حجم آب رودخانه مارون را شامل میشود که آبگیری آن نیز در سیلاب های زمستانه انجام میشود و باتوجه به آزاد سازی دریچه های سد در فصل زمستان همین حجم ۱۵ درصدی دوباره به سد مارون تزریق و هیچ خللی در کیفیت اب پایین دست نخواهد داشت دوباره یادآوری میکنم کل حجم سد آبریز ۱ درصد از حجم رودخانه مارون هستش..

در ادامه آقای بابلی درباره سازند گچساران و ارتباط اون با منطقه آبریز دشمن زیاری نظری دادند که باید بگویم اگر منظور وی نزدیکی سد آبریز به منطقه گچساران است که تقریبا ۲۰۰ کیلومتر فاصله دارد و سازند گچساران در منطقه شمال غربی شهرستان گچساران و در نزدیکی سد چمشیر است.

در ادامه مطلب وی درمورد تالاب شادگان گفتند که؛ جوابشان شیوا و روشن داده شده است،اگر واقعا بخواهند حقیقت رو درک کنند همین یک نکته کافیه است که چرا ۱ درصدسهمیه آب سد آبریز رو می بینید ولی ۸۰ درصد از حجم آب رودخانه مارون و جراحی که به خلیج فارس وارد می شود رو نمی بینید!!

در قسمت پایانی مقاله درباره گسل های ارجان و بهبهان و همچنین درخت های بلوط این منطقه صحبت شده که باید بگویم ؛ سمن انقلاب سبز زاگرس با مدیریت فرزندان پاک این دیار و دوست و برادر ارزشمندم آقای مهندس شریف زاده این مسئولیت رو به عهده گرفته و به ازا هر درخت زیر آب رفته بلوط در این نواحی ۱ هزار درخت بلوط ،انجیر و انگور در این کاشته است که این طرح پنج سال از شروع آن می گذرد، در همین جا بی رو دربایستی لازم میبینم به شما که علم و اندیشه ات زنان گوجه چین دهدشتی در بهبهان را نادیده میگیرد که اینطور مورد بی مهری و بی حرمتی قرار می گیرند، ادعای دلسوزی برای درختان بلوط منطقه زاگرس را نکن مارا به خیر شما حاجت نیست ،شر نرسان.

در قسمت پایانی مقاله بر می گردیم به موضوع زلزله ها و گسل ها؛

در زمین شناسی مبحثی با اسم سطح ایستابی وجود دارد، این سطح به این صورت محاسبه و شناسایی میشود، مکانی ست که بعد از حفر چاه امکان برداشت آب از آنجا را به صورت پیوسته وجود دارد، سطح ایستابی شامل تخلخل خاک و فضاهای زیرین ان اعم از سطوح بزرگ و کوچک تا محدوده تقریبی عمق ۵۰ متر می باشد.

این سطح قابلیت جابجایی به واسطه اختلاف فشار و اختلاف ارتفاع را دارا می باشد که سد مارون چون در پایین دست کهگیلویه احداث شده بیشترین سهم را در خالی کردن سفره های زیر زمینی دهدشت غربی، لنده، سوق و نواحی تابعه آنها را دارا می باشد..

در کهگیلویه ۱۳۷۰ سطح ایستابی ۱۵ متر بوده و در کهگیلویه ۱۴۰۰ عدد باور نکردنی ۴۷ متر را داریم پدیده ای که در زمین شناسی در بازه ۵۰ تا ۷۰ هزار سال باید اتفاق بیفتد..

حال با مقایسه گسل های بهبهان و کهگیلویه شما رو در مقام قضاوت دعوت میکنم به انصاف و معرفت ایا خالی شدن سفره های آب ۱۰ هزار ساله کهگیلویه بیشتر خطر زلزله رو برای مردم این دیار بهمراه دارد یا پر شدن هیدرولیکی گسل های بهبهان و ارجان؟

در پایان از مدیر مسئول روزنامه ایران و این آقایان می خواهم جانب انصاف ،مروت و مردانگی رو رعایت بکنید و به شاخصه های مدنی آسیب دیده در کهگیلویه به چشم یک همسایه عزتمند نگاه کنید نه یک طعمه چرب که در پیشگاه خداوند و مردم آگاه کهگیلویه نگاه شما نوع انسانیت یا توحش در شما رو به نمایش می گذارد.

رضاپرمون کارشناس ارشد مهندسی شیمی مدیر تولید و عضو دائمی هیئت موسس مینی پتروشیمی پارس تقطیر کهگیلویه

انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
یزدگرد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۳۵ - ۱۴۰۱/۰۱/۲۱
0
0
درود بر شما احسنت پاسخ نسبتا خوبی فرمودید ...
نام:
ایمیل:
* نظر: