به روز شده در: ۲۶ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۱:۱۵
کد خبر: ۵۶۴۳۸
|
تاریخ انتشار: ۱۸ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۶:۰۰

خبردنا: این روزها بیلبوردهایی برای تبلیغ یک کرم خاص در سطح تهران دیده می‌شود که به علت گسترده بودن تعداد این بیلبوردها و نوع جدیدی از تبلیغ، خصوصا استفاده از چهره چند زن، توجه برانگیز شده.

در این راستا، رسول اسد زاده در اینستاگرام خود نوشته: بیلبوردهای تهران این روزها پر شده از تبلیغات یک‌ برند خاص که محصولات آرایشی مخصوصا کِرم تولید می‌کند. تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد، موضوع زمانی دست کم برای من جالب می‌شود که برخی از پزشکان مشهورِ پوست در این بیلبوردها دیده می‌شوند و به مخاطب این پیغام را می‌دهند که " من هم از این برند استفاده می‌کنم " واقعیت این است که کرم های این برند که چند سالی است در بازار ایران جولان می‌دهد قیمتی نازل‌تر از تمام محصولات مشابه دارد. قیمتی که گاهی شک برانگیز می‌شود. همین موضوع سبب می‌شود بسیاری به صداقت و قسم بقراطی که برخی پزشکان می‌خورند شک کنند. چطور می‌شود پزشکانی گران که در لوکس‌ترین خیابان‌های تهران مطب و کلینیک دارند از برندی استفاده کنند که هیچ مشخصات واضحی از سازنده، وارد کننده و سابقه آن در دسترس نیست.

تبلیغ علنی در سطح شهر که زنان هم در آن دیده می‌شوند!

چطور ممکن است پزشکانی که هنگام تجویز نسخ، تاکید ویژه به کیفیت محصولات بهداشتی و آرایشی دارند و تقریبا بدون استثنا محصولات اروپایی را پیشنهاد می‌دهند، خودشان مصرف کننده چنین محصولاتی نباشند و سفیرِ تبلیغاتیِ محصولی باشند که به وفور در همه کشور یافت می.شود؟

طرح این سوال باعث شد، دوستان زیادی به موضوع زد و بند و فساد مالی موجود در جامعه پزشکی کشورمان اشاره کنند. از ویزیت‌های اضافی، فروشِ وقت، زد و بند با مراکز تصویر برداری و داروخانه‌ها تا تجویز مکمل‌های بی‌دلیل و تحمیل مخارجِ غیر ضروری به بیماران...

اگر صادقانه به این موضوع بپردازیم، پزشکان جدای از بدنه جامعه نیستند. آدمیزاد چه پزشک باشد چه فیلسوف چه کشاورز و کارگر و... ملغمه‌ای از فضائل و رذائل است. ما در هر شغلی که باشیم بسته به متغییر‌هایی مانند محیط زندگی، سابقه و تربیت خانوادگی، عقاید شخصی و مانند اینها ممکن است متمایل به خیر یا شرّ باشیم. این تمایل به خیر و شرّ وفتی با قوانین ناقص و اَلکَن و قابل دور زدن یک جا جمع می‌شوند بیشتر بروز و ظهور پیدا می‌کنند و این درباره جامعه پزشکی هم صادق است. اما چه چیزی باعث می‌شود مثلا فساد یک کارمند شهرداری یا یک مشاور املاکی کمتر از فساد یک پزشک حساسیت برانگیز باشد؟

تبلیغ علنی در سطح شهر که زنان هم در آن دیده می‌شوند!

در کشور ما پزشکان جایگاهی ویژه و فراتر از شغل‌شان دارند. پزشک در تاریخ و فرهنگ حکیم نامیده می‌شد و از احترام فوق العاده‌ای نزد عموم مردم برخوردار بود. این سابقه فرهنگی البته گاهی باعث رفتارهای افراطی از سوی قاطبه مردم هم می‌شود. برای مثال یک پزشک در کشور ما در تمام زندگی یک پزشک است. او در مهمانی در مغازه در کوچه در تالار عروسی در مکانیکی هم آقا یا خانم دکتر است. او آقای رضایی یا خانم عباسی نیست. او علی، رامین، مریم یا زهرا نیست، او آقا یا خانم دکتر است. در جمع فامیلی آقا و خانم دکتر است. در هرکجا که کسی او را می‌شناسد، آقا یا خانم دکتر است. پزشکی در کشور ما فردیت پزشک را یکجا می‌بلعد. پزشک همه جا با حرفه‌اش شناخته می‌شود. این رفتار از سوی جامعه سبب می‌شود پزشکان در یک منگنه اخلاقی همیشگی باقی بمانند. آنها ابتدا از سوی والدین سپس از سوی آشنایان و رفته رفته از سوی مراجعه کنندگان همیشه یک پزشک هستند. باید همواره خوب باشند، اتو کشیده باشند، رفتاری خط کشی شده و به شدت کلیشه‌ای داشته باشند چرا که این خواسته از سوی جامعه به آنها تحمیل می‌شود. اما با تمام این اوصاف یک پزشک، انسانی مانند همه ماست. احساساتی است، گاهی میل به گناه و زرنگ بازی دارد، گاهی خسته و دلزده می‌شود، مانند همه مردم این کشور در مسابقه بیشتر داشتن و عقب نماندن از تورّم شرکت دارد. مانند بسیاری از مردم احساس می‌کند حقش بیش از چیزی است که دارد. تمام محدودیت‌ها و مشقات زیستن در این کشور را تجربه می‌کند. گاهی در مطب در خلوت خودش گریه می‌کند. گاهی دچار عذاب وجدان می‌شود و تمام اینها را داخل کالبدی تجربه می‌کند که مردم از آن کالبد انتظار یک حکیم باشی را دارند که حداقل او باید از نظر اخلاق و منش بهتر باقی جامعه باشد.

مخلص کلام اینکه، مشکلات جامعه پزشکی، از فرار مالیاتی تا زیاده خواهی، از میل به مهاجرت تا فعالیت‌های اقتصادی بی‌ربط، یک جز از کل است. جزئی به نام جامعه پزشکی و کلّی به نام ایرانِ معاصر...

نام:
ایمیل:
* نظر: