به روز شده در: ۲۶ فروردين ۱۴۰۳ - ۱۱:۱۵
کد خبر: ۵۶۶۵۱
|
تاریخ انتشار: ۲۴ ارديبهشت ۱۴۰۲ - ۱۵:۱۵

خبردنا: توقع اینکه در فضای غبارآلود و ناآرام اقتصادی، سیاسی و اجتماعی امروز با گرانی‌های افسارگسیخته مردم به سینما بروند و فیلم‌ها را بر پرده عریض سالن ببینند و لحظاتی بی‌خیال زندگی و کلاف پیچیده آن شوند کمی تا حدودی زیاده‌خواهی است. مردی که دو شیفت کار می‌کند ولی باز سر ماه لنگ اجاره خانه است، پدری که برای بدیهی‌ترین اقلام مورد نیاز خانه دچار مشکل می‌شود، یا جوانی که هر روز در معرض تنش‌های جامعه قرار دارد که دیگر تمرکزی برای‌شان باقی نمی‌ماند به سینما رفتن فکر کنند، ولی به هر حال از آنجایی که خانواده‌ها در کشورمان تفریح خاصی ندارند و این روزها تلویزیون هم برنامه گیرایی برای آنها پخش نمی‌کند و فصل تابستان هم نزدیک است در این شرایط نفس سینما رفتن اهمیت پیدا می‌کند، چراکه شاید باعث تفریح و تلطیف روحیه شود.

 
 

دلیل باورنکردنی تهرانی‌ها برای تحریم یک مکان دوست داشتنی

 

علمای علم روانشناسی می‌گویند: آدمی همان‌قدر که برای جسم خود وقت می‌گذارد روحش هم مایحتاج‌های خاص خود را می‌طلبد، نمی‌شود در این زمان و زمانه سخت و صعب از نیازهای روح غافل بود و فقط به جسم و مادیات بها داد. به قول تهیه‌کننده‌ای که می‌گفت با خانواده و دوستان به صورت دسته جمعی به سینما رفتن و فیلم دیدن خودش یکجور تفریح گردشگری به شمار می‌آید، به نظر می‌رسد چنین گردهمایی‌هایی در تجدید روحیه بسیار موثر باشد. در این گزارش به میان مردم رفتم و از همه آنها سوال‌هایی مشخص پرسیدم: «چند وقت به چند وقت سینما می‌روید و اصلا فیلم دیدن در سالن‌های سینما را دوست دارید؟ ارتباط شما با فیلم چگونه است؟» این گزارش در بازه زمانی دو هفته آماده شد و پاسخ‌‌های مردم در مناطق و مکان‌های مختلف، متفاوت بود. 

 

مشروح این گزارش پیش روی شماست: 

خیابان ستارخان

از خیابان ستارخان شروع می‌کنم، آقایی 60 ساله به نام رامین می‌گوید: بازنشسته هستم و تا دل‌تان بخواهد از صبح تا شب فیلم می‌بینم، فیلم خارجی هم زیاد می‌بینم. ولی خیلی وقت است که سینما نرفتم. قبل‌ترها دخترم و خانمم سینما می‌رفتند ولی بعد از اعتراضات و اتفاقات مربوط به حجاب آنها ترجیح می‌دهند سینما نروند. ولی این‌طور نیست که فیلم نبینیم، فیلم‌های روز ایرانی را از طریق ماهواره یا شبکه نمایش خانگی در تلویزیون با دخترم می‌بینیم. خانومی 60 ساله به میله‌های خیابان کوثر تکیه داده توجهم را جلب می‌کند او سوال من را با سوال جواب می‌دهد که: چرا باید به سینما بروم؟ تمام فیلم‌ها شده جنگی و بکش بکش ...خیر من سال‌هاست سینما نمی‌روم و تلویزیون هم نگاه نمی‌کنم. فقط ماهواره.

دلیل باورنکردنی تهرانی‌ها برای تحریم یک مکان دوست داشتنی

خیابان مرزداران

مانیا 36 ساله می‌گوید: خیلی سینما دوست دارم اما الان فضا تغییر کرده فیلم‌ها به خانه‌ها آمدند، هر فیلمی را با کمی فرصت در شبکه‌ها و ماهواره‌ها می‌بینیم. اگر خیلی فیلم خوبی باشد حتما سینما می‌روم وگرنه صبر می‌کنم از پلتفرم‌ها می‌بینم. زهرا 40 ساله به من می‌گوید: اصلا سینما نمی‌روم. فیلم‌ها را از ماهواره می‌بینم. از زهرا می‌پرسم فیلم برادران لیلا را دیده‌اید؟ در جوابم می‌گوید: نه اسمش را نشنیدم. 

خیابان کریمخان زند

روی موتور نشسته و خیابان و آدم‌هایش را ورانداز می‌کند. تسبیحی در دست دارد و هر از گاهی آن را در هوا چرخی هم می‌دهد. سلام می‌کنم و از او سوالم را می‌پرسم: نگاهی به من می‌کند و می‌گوید: «آبجی شما روزنامه چی هستی؟ ببینم تکلیف اون دوتا روزنامه‌نگارها که زندانی شدن معلوم نشد؟ مثل دخترم بودن خیلی براشون نگرانم... می‌گوید اسمم نصرالله است ولی آق‌ناصر صدایم می‌کنند. چرخی به تسبیح درون دستش می‌دهد و به صحبت‌هایش ادامه می‌دهد: واقعیتش علاقه به سینما ندارم، ولی این‌طور نیست که فیلم نبینم، فیلیمو و از این قرتی بازی‌ها هم ندارم. یعنی پولشو ندارم. هرچی تو ماهواره نشون بده نیگا می‌کنم. ولی یه قولی می‌دم به ناموسم قسم فردین بیاد ایران هر فیلمی که بازی کنه می‌رم سینما می‌بینم.

آقا ناصر انگار که سر درددلش باز شده باشد، می‌گوید: می‌دونی آبجی به الان من نیگا نکن که مسافرکشی می‌کنم، من ترکیه زندگی می‌کردم و برای خودم کیابیا داشتم، اونجا سینما می‌رفتم با اون هنرپیشه‌ها فیلم می‌دیدم. برای فیلم‌های آبگوشتی ایران پول بدم؟ نه آبجی این فیلم‌ها را دوست ندارم یعنی می‌بینم ولی براشون پول نمی‌دم برم سینما. تلویزیون و ماهواره نشون بده می‌بینم. از او تشکر می‌کنم، موقع رفتن می‌گوید: همه اینهایی که گفتم چاپ می‌کنی؟ گفتم بله حتما. می‌گوید: پس قربون دستت بنویس قیمت اجاره خونه خیلی کمرشکنه ...

دلیل باورنکردنی تهرانی‌ها برای تحریم یک مکان دوست داشتنی

خیابان کشاورز

محسن 42 ساله می‌گوید: تقریبا هفته‌ای دو یا سه فیلم با همسرم می‌بینیم، سینما و فیلم دیدن را قطعا دوست دارم اما بعد از اعتراضات و اتفاقاتی که در کشور افتاد نگاهم به بعضی مسائل تغییر کرد. مثل آدمی که با تصویر یا شکل جدیدی مواجه شود برای من هم همین است، دیگر مثل گذشته بعضی موضوعات برایم اهمیت ندارد و اولویت زندگی من نیستند، سینما هم همین مورد است...البته فیلم خوبی هم اکران نشده که بخواهم سینما بروم...سابق بر این زیاد سینما می‌رفتم ولی الان آن شور و اشتیاق اولیه را ندارم، ولی فیلم می‌بینم. محسن این‌گونه به صحبت‌هایش ادامه می‌دهد: اینکه می‌گویم نگاهم به بعضی چیزها عوض شده منظورم خانم‌ها و عملکردشان است و می‌توانم بگویم احترام زیادی برای‌شان قائل شدم، اگر بر فرض تا پیش از اعتراضات حرفی یا انتقادی به آنها داشتم الان دیگر درباره آنها با احترام حرف می‌زنم. 

بازار دلار 

از کنارم رد می‌شود و به آهستگی می‌گوید: «دلار دلار» بر می‌گردم و به صورتش نگاه می‌کنم، خودم را معرفی کرده و بدون مقدمه پرسشم را با او مطرح می‌کنم، اسمش کامران است و 30 ساله، می‌گوید: راستش را بخواهی از فضای تاریک سینما خوشم نمی‌آید ولی عاشق فیلمم. فیلم خارجی زیاد می‌بینم ولی ترجیح می‌دهم فیلم و سریال را در خانه ببینم. آخرین باری هم که سینما رفتم پارسال بود که به اصرار دوست دخترم رفتیم فیلم علفزار را دیدیم. غیر از این من اهل سینما رفتن نیستم.

خیابان مولوی 

شاهین 30 ساله مغازه‌دار می‌گوید: اگر فرصت کنم حتما به سینما می‌روم ولی واقعا وقت نمی‌کنم. فیلم دیدن را هم دوست دارم اما متاسفانه آن‌قدر درگیر کار هستم که نمی‌توانم. به‌ طور محدود اگر بتوانم فیلم و سریالی از تلویزیون ببینم. از صبح تا شب سر کار هستم. وقتی به او می‌گویم روزنامه‌نگارم به من می‌گوید: خانم فقط لطف کن از جانب من به مسوولان بگو یا بنویس: «دوران جوانی ما دارد تمام می‌شود ولی ما جوانی نکردیم. از صبح تا شب سر کار هستیم و فرصت حتی یک سینما رفتن ساده را نداریم و نمی‌دانیم اوضاع قرار است چه شود.»

دلیل باورنکردنی تهرانی‌ها برای تحریم یک مکان دوست داشتنی

پردیس سینمایی کوروش

برای تهیه گزارش از مجتمع تجاری کوروش اول با مردمی گفت‌وگو می‌کنم که برای خرید یا گشت و گذار به فروشگاه‌ها و مغازه‌ها آمدند، از این افراد سوال می‌پرسم که آیا سینما هم می‌روند فیلم ببینند یا صرفا برای خرید آمدند؟ و بعد به طبقات سینما می‌روم و از مردمی که برای تماشای فیلم آمدند سوال می‌پرسم که چند وقت به چند وقت سینما می‌آیند؟ 

شهرام، شهاب، علی و مصطفی چهار رفیق هستند که از کنار باجه بلیت رد می‌شوند ولی فقط به سرعت رد می‌شوند بلیت فیلم نمی‌خرند. انگار برای خرید یا گشت و گذار به مجتمع کوروش آمدند، خودم را به جمع آنها می‌رسانم و می‌پرسم: بچه‌ها چند وقت به چند وقت سینما می‌روید؟ شهرام 25 ساله می‌گوید: فیلم تو تلویزیون یا گوشی می‌بینم برای چی به سینما بروم؟ خیلی به ندرت مگر فیلم خیلی خوبی باشد. شهاب 25 ساله می‌گوید: من اهل فیلم دیدن نیستم، یعنی اصلا علاقه‌ام سینما و تلویزیون و این چیزها نیست، من دارم تلاش می‌کنم «بیزینس‌من» شوم. مصطفی به میان صحبت‌های‌مان می‌آید و می‌گوید: خانم شما از شغل خبرنگاری راضی هستی؟ لبخندی می‌زنم و سری تکان می‌دهم. می‌گوید: وقتی فیلم‌ها بعد از مدتی در تلویزیون و شبکه‌های ماهواره‌ای نشان داده می‌شود چه کاری است که پول بدهیم به سینما برویم؟ نه من اصلا سینما نمی‌روم. وقتی از علی سوالم را می‌پرسم، می‌گوید: من سینما دوست دارم و با پدر و مادرم هر از گاهی به سینما می‌رویم ولی همیشگی نیست. 

به درِ خروجی مجتمع کوروش که می‌رسم خانمی که در بحر موبایل‌های مغازه فرورفته توجهم را جلب می‌کند، بسیار آراسته و با ظاهری متفاوت. از او اجازه می‌گیرم تا با هم صحبت کنیم. تمرکزش به‌هم می‌خورد، لحظاتی فقط نگاهم می‌کند. ماسک را از روی صورتم پایین می‌آورم. لبخندی می‌زند و می‌گوید: خانم خوشوقتم، من همیشه روزنامه شما را می‌خوانم، از او می‌پرسم کدام بخش را بیشتر دنبال می‌کنید؟ می‌گوید: همه صفحات را از روی اینترنت می‌خوانم. فرقی نمی‌کند. بعد می‌گوید: من مهشدیم، 40 سالمه. خانه‌ام همین حوالی است. تا قبل از کرونا همیشه با مادرم به سینما کوروش می‌آمدیم و فیلم می‌دیدیم اما بعد از کرونا و اتفاقات و اعتراض‌ها دیگر سینما نرفتم، قهر نیستم ولی دل و دماغ ندارم.

دلیل باورنکردنی تهرانی‌ها برای تحریم یک مکان دوست داشتنی

میدان پونک

اکبر آقا 50 ساله می‌گوید: «نگاه به سر و وضع من نکن که مرتب هستم، خانم کارگر کارخانه هستم، برای کارگر جماعت وقت نمی‌ماند که سینما برود. به سینما فکر نمی‌کنم ولی برنامه شاد را از تلویزیون می‌بینم.»

آهو خانم 60 ساله می‌گوید: «اگر بچه‌هایم مرا سینما ببرند حتما می‌روم، خودم تنهایی که نمی‌توانم، سریال‌های تلویزیون را می‌بینم. شبکه ‌آی‌فیلم خیلی سریال‌های خوبی دارد، ماهواره هم مدام خانه ما روشن است، الان با دخترم سریال پوست شیر را می‌بینیم. دست‌شان درد نکند. هر سریال و برنامه خوبی باشد من نگاه می‌کنم. ولی خانم بنویس که خیلی گرانی است.» آهو خانم از من می‌پرسد: «به نظر تو وضعیت مملکت و گرانی‌ها چه می‌شود؟» به او نگاهی می‌کنم و لبخند می‌زنم...

نام:
ایمیل:
* نظر: