به روز شده در: ۰۲ مرداد ۱۳۹۸ - ۱۰:۳۳
کد خبر: ۳۴۵۹۸
|
تاریخ انتشار: ۳۱ تير ۱۳۹۷ - ۰۹:۰۳
همچنین براساس قانون انتخابات مجلس به پنج ایل بزرگ کشور از جمله قشقایی اجازه داده شد که هر کدام یک نماینده بفرستند. میرزا فرج­الله میرپنجه (اصالتاَ تهرانی) همانگونه که اشاره شد به عنوان نماینده ایل قشقایی به تهران اعزام شد. اما به دلیل به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر نتوانست به مجلس راه یابد.
خبردنا - سید ابوالحسن حسینی نیک : اسماعیل­خان ملقب به صولت­الدوله که بعد از مرگ برادرش ضرغام ­الدوله (1280-1283ه.ش) به ایلخانی قشقایی رسید، توانست با تکیه بر ذکاوت و درایت سیاسی خود حوزه نفوذ و اقتدارش را گسترش دهد. این وقایع که هم زمان با آغاز حوادث مشروطیت در فارس بود، صولت ­الدوله را در دوراهی سخت تصمیم­ گیری قرار داد.

با توجه به موقعیت فارس و ترکیب نیروهای متنفذ داخلی و تاثیرگذاری نیروهای خارجی به ویژه بریتانیا، رویدادهای این دوران را می­ توان یکی از پر اهمیت­ ترین وقایع تاریخ معاصر این ایالت دانست. ازآنجا که تمایلات گروهی و رقابت­های ایلی مهمترین بخش این حوادث بود، ایل قشقایی و ایلخان آن یعنی صولت­ الدوله، نقش عمده­ای را در تحولات ناشی از انقلاب مشروطیت در ایالت فارس ایفا کردند.

تبعید میرزا فرج ­الله میرپنجه و خواهرش نیم تاج از تهران به بهبهان در دوره حکومت صولت­ الدوله (1280ه.ش) نقش مهمی در جلب نظر صولت­ الدوله به مشروطیت ایفا نمود. نامبرده به وکالت از ایشان مواضع ایل قشقایی را به اطلاع مشروطه­خواهانی چون تقی­زاده، ستارخان و باقرخان می­رساند به گونه­ ای که به میرپنجه اجازه داد تا در راه مشروطه­ خواهی مبلغ یکصد هزار تومان هزینه کند. بدین­ترتیب، پیوستن صولت­ الدوله به مشروطه ­خواهان فارس تهدید جدی برای موقعیت قوام محسوب می­ شد.

از این رو، ایلخانی صولت ­الدوله و اوضاع سیاسی ایل قشقایی از تحولات دوران مشروطیت را می­توان به دو دوره قبل و بعد از استبداد صغیر تقسیم کرد. تحولات و حوادث قبل از استبداد صغیر عبارتنداز: تحصن در تلگراف­ خانه فارس و حمایت صولت­ الدوله از مشروطه خواهان، جنگ کودیان، جنگ طهمار، والی­ گری حسین­ قلی­ خان مافی، قتل قوام­ الملک سوم، انتخابات مجلس شورای ملی و... می­ باشد.

درگیری در منطقه قره چمن کودیان و کشته­ شدن چندین نفر بین دو طرف از جمله علمدارخان کشکولی برادر زن صولت­ الدوله و کلبعلی ­خان کشکولی که این حادثه موجب تحکیم موقعیت صولت­الدوله شد به طوری که از سوی مشروطه ­خواهان به عنوان "سردار­ ملی" خوانده شد و علمدار­خان به "علمدار مشروطیت" مشهور و کشته­ شدگان قشقایی را شهدا و فدائیان راه مشروطیت و آزادی قلمداد کردند.

این واقعه پیروزی بزرگی برای مشروطه خواهان و صولت­ الدوله به شمار آمد. به دنبال آن، ترور محمدرضا قوام ­الملک ( 1286ه.ش) به ضرب گلوله "نعمت­ الله بروجردی" و همچنین توطئه فرزندان قوام و کشته­ شدن دو تن از مشروطه­ خواهان به نام­ های شیخ محمد باقر "اصطهباناتی" و سید احمد "دشتکی "زمین ه­ای برای افول قدرت قوامی­­ ها و افزایش بی­ سابقه قدرت مشروطه­ خواهان و صولت ­الدوله شد، اما این افزایش قدرت برای مدت کوتاهی بود. چون محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست و این مهم سرآغازی برای دوران استبداد صغیر شد.

همچنین براساس قانون انتخابات مجلس به پنج ایل بزرگ کشور از جمله قشقایی اجازه داده شد که هر کدام یک نماینده بفرستند. میرزا فرج ­الله میرپنجه (اصالتاَ تهرانی) همانگونه که اشاره شد به عنوان نماینده ایل قشقایی به تهران اعزام شد. اما به دلیل به توپ بستن مجلس و استبداد صغیر نتوانست به مجلس راه یابد.

اما در اوایل استبداد صغیر، صولت ­الدوله با در پیش گرفتن یک سیاست بیطرفانه واکنش چندانی از خود نشان نمی­ داد و قوامی ها در تلاش بودند که وی را از صفوف مخالفان خود بیرون کند که نهایتاَ تلاش آنها بی­نتیجه ماند. چون از یک طرف حمایت صولت ­الدوله از حمله مشروطه­ خواهان به تهران و خلع محمدعلی­ شاه از سلطنت بر اوضاع سیاسی فارس بسیار تاثیرگذار بود.

از طرف دیگر ارتباط بسیار تگاتنگی بین صولت ­الدوله و علمایی از جمله: آیت ­الله محمدکاظم خراسانی، سید عبدالحسین لاری و نجف وجود داشت به گونه­ ای که با توجه به حکمی مبنی بر برقراری امنیت در "طرق و شرع" از طرف آیت­ الله خراسانی ایشان اعلام کرد که قصد دارد در شیراز مجلس ملی برپا سازد. بازتاب این اقدام حکومت مرکزی را به شدت به هراس انداخت و نهایتاَ حکومت مرکزی دست به دامان علمای نجف شدند. بدین­ ترتیب، بنا بر توصیه علمای نجف و به شرط خروج قوام­ الملک از شیراز و منتفی شدن حکومت علاء الدوله، صولت­ الدوله قشقایی از حمله به شیراز منصرف شد.

شایان ذکر است، با شروع جنبش مشروطه­ خواهی رقابت تنگاتنگی بین سه ایل قشقایی­، بختیاری و خمسه در جنوب کشور شکل گرفت. زمینه این رقابت را هم کشور انگلیس از عهد ناصری به خصوص بعد از استبداد صغیر و به دنبال آن فتح تهران به وجود آورده بود. اوج تنش بین قشقایی­ ها و بختیارها منجر به توافق "اتحادیه جنوب" برای مهار و مقابله با بختیاریها شد. هوش بالای سیاسی صولت ­الدوله این دسیسه­ ها را یکی پس از دیگری خنثی می­ کرد به گونه ­ای که حتی در بعضی از مواقع حکومت مرکزی امتیازات و تضامینی برای رفع اختلافات خود و ایل قشقایی می­دادند یا دست به دامان علمای پر نفوذ وقت می­ شدند.

امتیاز واگذاری امنیت راه­های تجاری جنوب به ایشان و به دنبال آن جلوگیری از دخالت نظامی انگلیسیها در ایران باعث محبوبیت و اعتبار ملی و بین­ المللی صولت ­الدوله شد. به گونه­ ای که روزنامه مجلس ضمن تقدیر از اقدام وی چنین نوشت: "خدای را شکر که هنوز خون ایرانیت در عروق ابناء این آب وخاک در جوش است و در مورد خدمات وطنی از هیچ فداکاری مضایقه ندارد". و به قول آیت­ الله خراسانی "ایران را به غم خوارش واگذارند تا آب رفته به جوی آید". رضاقلی خان نظام السلطنه والی فارس هم از برقرای این امنیت از آن تقدیر و اداره ایل قشقایی را به ایشان و همچنین حکومت دشستان، کازرون، بهبهان و کهگیلویه را به نزدیکان وی واگذار می­ کند.

در این مقطع تاریخی رقیبان درون و برون ایلی صولت ­الدوله به هر طریقی تلاش برای حذفش داشتند که در بعضی از مواقع منجر به کاهش قدرت آن اما در بیشتر مواقع هم ناموفق بودند. درگیری ژاندارمری با صولت­الدوله (1290ه.ش) نمونه بارز آن بود. در این جنگ نیروهای ژاندارمری متحمل شکست سنگینی شدند. "ماژور سیفورت" مجروح، حدود 150 قبضه تفنگ و 16 هزار فشنگ و یک عراده توپ به تصرف قشقایی­ ها درآمد به طوری که منجر به استعفای "سردار احتشام" شد. از این رو، صولت­ الدوله توانست ضمن حفظ شان سیاسی خود، اعتبار و قدرت خویش را تا شروع جنگ جهانی اول به دفعات، بازیابی نماید.

از زمان جنگ جهانی اول (1293ه.ش/1914م) تا سال1299 ه.ش حوادث مهمی در کشور و جنوب آن اتفاق افتاد که از جمله به: کشته شدن ریسعلی دلواری در جنگ با انگلیسیها، کودتای ژاندارمری علیه انگلیسیها و نقش صولت­ الدوله در آن، تشکیل "پلیس جنوب" ایران توسط انگلیس به ِسرپِرستی "سایکس"، جنگ خان زنیان و همکاری سید­عبدالحسین­ لاری و صولت­ الدوله برای انحلال پلیس جنوب و تلگراف سایکس به هندوستان برای کمک، محاصره شیراز و تعطیلی بازار آن توسط این دو شخصیت دینی و سیاسی، شورش محمدعلی­خان قشقایی در آباده به خاطر مصادره دو میلیون قِران پول بانک شاهنشاهی انگلیس، حمله نیروهای ائتلاف به فیروزآباد، مصالحه و پایان جنگ1297ه.ش و والی­ گری مصدق در فارس می­توان اشاره نمود.

مصدق ارتباط خوبی با خانواده صولت ­الدوله داشت. گویا در هنگام برگزاری مراسم سلام در مقابل تمثال احمدشاه، مصدق از به گروگان گرفتن ناصرخان در شیراز مطلع و بسیار برافروخته شد به گونه­ ای که در آن جلسه اظهار می­دارد که به جای تقدیر از وطن پرستی و مبارزات صولت­ الدوله پسر او را به گروگان گرفته­­ اید؟




اما با به حکومت رسیدن رضاشاه در ایران زمینه شورش، اسکان و تبعید برای ایلات کشور به خصوص ایل قشقایی وخانواده ایلخانی یعنی صولت­ الدوله فراهم شد. رضاشاه در اوایل حکومت خود متوجه قدرت ایلخانی قشقایی شد. به همین خاطر با آن رابطه خوبی داشت و به نوعی با آن مماشات می­کرد. صولت­ الدوله برای همکاری با رضاشاه عده­ای از سواران قشقایی را برای تشکیل گارد عشایری رضاخان به تهران فرستاد. به گونه­ای که "پیرابرلینگ" روابط صولت ­الدوله و رضاخان را در این دوره به روابط قشقایی­ ها با کریم­خان زند تشبیه کرده است.

اما از سال 1302ه.ش رضاشاه درصدد تغییر و چرخش سیاسی خود با صولت الدوله برآمد. انتخاب صولت­ الدوله به عنوان نماینده در دو دوره پنجم و هشتم مجلس شورای ملی از شهر جهرم (به نوعی تبعید به تهران بود) و اداره ایل به محمدناصرخان فرزند ارشدش، نقش ایل قشقایی در جنگ جهانی اول و تخلیه ایران از قوای بیگانه، تلاش برای فروپاشی انسجام ایل قشقایی و خلع سلاح آن، شورش قشقایی­ها به خاطر فساد صاحب منصبان و گرفتن مالیات ( 1307ه.ش)، جنگ دورگ مدو (1307ه.ش) و محکوم شدن صولت ­الدوله به تحریک و حمایت از بویراحمدیها و ممسنی­ها در این جنگ، اعزام ملک منصورخان قشقایی به فارس و ایلخانی وی، نشست سمیرم و تصمیم رضاشاه برای بازگشت صولت­ الدوله با هواپیمای اختصاصی به شیراز و عفو عمومی و پخش اعلامیه­ های آن با هواپیما و نهایتاَ فروکش کردن شورش­ها در فارس، سلب مصونیت صولت ­الدوله و ناصرخان در مجلس (اولين لايحه سلب مصونيت در تاريخ مجلس کشور و تبدیل به یک سنت سیاسی تا به امروز)،­ رابطه خوب مستوفی­ الممالک با خانواده ایلخانی قشقایی و فوت آن، مرگ مشکوک صولت­ الدوله در زندان قصر قجر (1311 ه.ش) از مهم­ترین حوادث این دوره تاریخی ایل قشقایی محسوب می­ شود. رضاخان حتی از جسد صولت الدوله هم وحشت داشت به گونه­ ای که اجازه نداد ایشان در فارس دفن شود و زمانی که جنازه­ اش را تحویل همسرش خدیجه بی­بی کشکولی دادند به رضاشاه پیغام داد: " نامردا نشان سپه تو به دستم رسیده... باش تا صبح دولتت بدمد". فرمانفرما در كتاب "خون و نفت" چنين مي‌نگارد: از جمله هدفهاي رضا­شاه صولت­ الدوله مخالف قديمي پدرم، رئيس ايل قشقايي بود كه توسط رضا شاه سركوب شد و ديگري مدرس كه در مجلس عَلَم مخالفت را برداشته بود و در نتيجه صولت‌الدوله و مدرس مانند بسياري ديگر به دست مرگ سپرده شدند.



بنابراین، به طور کلی می­توان گفت: در طول تاریخ صولت­ الدوله یکی از ایلخانی­ های قدرتمند ایل قشقایی محسوب می­شود. شخصی که یک تنه ژنرال­های انگلیسی، پهلوی اول، خاندان قوام، والی ایالتی و انبوهی از خان­های برون و درون ایلی را به زانو درآورده و برای سال­های سال در منطقه­ای به وسعت کشور بلغارستان حکومت کرده به گونه ­ای که ِسرپِرسي "سایکس" از وی به عنوان "سلطان بی­تاج"[i] یاد کرده بود که پایانی غم انگیز و باورنکردنی داشت. رضاشاه به دنبال آن بود که ایل قشقایی در گوشه­ای بماند، مالیات دهد، خلع سلاح شود، بپوسد و مدفون گردد و صولت­ الدوله بر سر آن بود که مردم ایل زندگی و حرکت کند و از همان آغاز هم پیدا بود که آب ایشان و دستگاه حکومت مرکزی به یک جوی نمی­رود.

وطن­ پرستی و عشق به ایل قشقایی از صولت­ الدوله چهره ضداستعماری ساخته بود که به استناد وزارت امورخارجه انگلیس از موانع اصلی آنان برای تسلط در منطقه فارس محسوب می­ شده است.

به عنوان مثال، ایشان در واکنش به یادداشت روزنامه حبل المتین (کلکته) می­گوید: "درد من درد وطن، عشق من عشق وطن و فریاد من فریاد هموطنان" است. در جنگ خانزنیان (حوالی شیراز) به انگلیس می­گوید: شما قدم به سرزمين ما گذاشته‌ايد و فارس را تحت نفوذ خود در آورده‌ايد. به وطن من تجاوز كرده‌ايد، من مسلمانم و شيعه و تابع اوامر مجتهدين عصر هستم. یا وقتی منتصر­الملک ­(نماینده انگلیس) به ایشان می­گوید: انگليس يكصد هزار تومان به شما مي‌دهد تا امنيت را برقرار نماييد. در جواب آن مي‌گويد: من 200 هزار تومان به شما مي‌دهم كه از كشورم بيرون رفته، پليس جنوب را منحل وگرنه مجبورم بجنگم.




همچنین وقتي كه ِسرپِرسي سايكس فرمانده كل نيروهاي انگليس جهت مذاكره مي‌آيد، صولت­الدوله براي نمايش قدرت دستور مي‌دهد از دشت‌ارژن تا ده شيخ (حوالی شهر شیراز) دو هزار سوار مسلح جلوی چادرهاي افراشته بصورت منظم بايستند. ِسرپِرسي از صولت مي‌خواهد تا 25000 لير طلا جهت برقراري امنيت را بگيرد. صولت جواب مي‌دهد وظيفه من امنيت فارس است، كار من خدمت به شما نيست، من به لطف خدا مال دارم، ِسرپِرسي سايكس مي‌فهمد صولت‌الدوله با انگليس دوست نمي‌شود.

چرچیل نخست وزیر وقت انگلیس خطاب به روزولت رئیس جمهور آمریکا گفت: « به این قشقایی­ های لعنتی نمی ­توان اعتماد کرد آنها در جنگ جهانی اول و دوم پدر ما را در آوردند. به هر حال، چه افتخاری برای ایل قشقایی از این بالاتر است که وقتی دولت ایران وام شماره 11 را از بریتانیا می­گرفت قول داده بود بخشی از آن را صرف سرکوب صولت­ الدوله قشقایی و یارانش نماید.

براین اساس، اهمیت صولت ­الدوله به عنوان وزن ه­ای بسیار مهم در موازنه قدرت جنوب ایران گاه تا حدی بود که به استعفا و تغییر حاکمان فارس و وزراء در تهران می­ انجامید. ایشان بر خلاف سردار اسعد بختیاری، نه تحصیلکرده و نه فرنگ رفته بود، اما با توجه به پشتوانه ایلی، نزدیکی به علما و هوش بالای سیاسی خود انگار در بهترین دانشکده ­های سیاسی و جنگ دنیا آموزش دیده و قاعده بازی را هم خیلی خوب بلد بود. به گونه­ای که در روزگار خود منحصر به فرد وکم نظیر بوده است.

پس به نظر می­رسد، ایل قشقایی برای اتحاد، انسجام و ظهوری دوباره در عرصه­های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و... کشور نیازمندِ یک صولت ­الدوله (نخ تسبیح) دیگری می­ باشد که ضمن بازسازی ساختار سیاسی و اجتماعی این ایل، همچنان بتواند موجب شکوفایی نخبگان ایلی و بازگشت اقتدار آمیز آنان در سپهر سیاست جنوب ایران و حتی در سطح ملی گردد.



1. محمدرضا شاه پهلوی به همراه گروهی به یکی از باغات تهران که قشقایی­ها در آنجا ساکن بوده­ اند می ­روند تا از هماتاج بی­یی دختر ناصر خان قشقایی برای خود خواستگاری کنند که از طرف قشقایی­ ها جواب رد می­شنوند، محمدرضا شاه در پاسخ به این جواب می­گوید : " من هم اکنون پادشاه ایران هستم بعد شما به پادشاه دختر نمی­دهید ؟ " خدیجه بی­یی در جواب ایشان می­گوید : "اگر بنا به پادشاهی است تو جدت یک قاطر چی بیشتر نبود­، اما من جد اندر جدم به پادشاهی بر می­گردد". باز محمدرضاشاه می­گوید: فعلا پادشاه کسی است که تاج برسرش دارد و خدیجه بی­یی در جواب می­گوید : " اگر پادشاهی به تاج است من هم دستور می­دهم این تاج را تمام قشقایی­ها بر سرشان بگذارند آن وقت تمام قشقایی­ها برای خود شاه هستند. "






غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۵
مجید
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۲۹ - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱
0
0
عجب روزگاری ای دنیا صولت الدوله برای خودش هم روزگاری داشت
نادر نامداری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۰۵ - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱
0
0
ضمن تشکر از بازنویسی و نگارش مطالب ارزشمندتان. بنظر می رسد ممطالب پایانی نوشته که درباره خواستگاری محمدرضا شاه از هما بی بی و گفتگوی رد و بدل شده بین شاه و خدیجه بی بی خیلی مستند و نزدیک به واقعیت نباشد.... معمولا به کسی که برای خواستگاری آمده باشد حتی اگر قرار بر ندادن دختر هم باشد با این ادبیات و کلمات بعید هست گفت و گویی انجام شود. البته درباره تمایل دربار رضا شاه برای ازدواج خسروخان و فاطمه پهلوی و یا علاقمندی اشرف به خسروخان روایت هایی کم و بیش هست ولی همان هم در حد صحبت بوده و هیچ وقت رسما اتفاقی نیفتاده.... در هر حال متشکر از نوشته خوبتان....
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۳۷ - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱
0
0
جالب بود ، خب عبدالله خان ما چی میشه ؟
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۱۸ - ۱۳۹۷/۰۴/۳۱
0
0
عبدالله خان شما جلوس شاه زانوزد
رجبی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۱
0
0
بسیار عالی عالییییییییییییییییییی
نام:
ایمیل:
* نظر: